صدای انفجار در مرکز و غرب تهران به گوش رسید
به گزارش راویان به نقل از خبرآنلاین،صدای انفجار در مرکز و غرب تهران به گوش رسید؛ صدای جنگنده نیز در شرق و شمال تهران شنیده میشود.
۳۱۲۲۱
صدای انفجار در مرکز و غرب تهران به گوش رسید
به گزارش راویان به نقل از خبرآنلاین،صدای انفجار در مرکز و غرب تهران به گوش رسید؛ صدای جنگنده نیز در شرق و شمال تهران شنیده میشود.
۳۱۲۲۱
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از انتخاب، وال استریت ژورنال نوشت: منابع آگاه گزارش دادند که سفر یک هیئت دیپلماتیک قطری به تهران، به چند روز حملات متقابل میان ایالات متحده و ایران پس از سقوط یک بالگرد آپاچی آمریکایی پایان داد.
این سفر رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، را متقاعد کرد که حملات شدیدی را که علیه ایران در نظر گرفته بود، لغو کند.
اقتصادنیوز: یکی از منابع آگاه گفت: خطر زیادی در حمله زمینی به ایران وجود داشت و جای تعجب نیست که ترامپ ماه گذشته از دستور به ارتش خودداری کرد.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از انتخاب، عباس عراقچی در گفتگویی عنوان کرد: مسئولیت مذاکرات توسط نظام به آقای قالیباف سپرده شد.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از عصرایران، سیدحسین موسویان دیپلمات پیشین ایران در یادداشتی به تفاهم ایران و امریکا پرداخت.
او نوشت:
هیچ اطلاع موثقی از محتویات تفاهم نامه احتمالی ۱۴ گانه بین ایران و امریکا ندارم. اما مواضع علنی واشینگتن، تهران و کشورهای واسطه نشان میدهد که شانس نهایی شدن آن بسیار جدی است.
اما در صورت امضاء، این صرفا یک تفاهم نامه اولیه خواهد بود و توافق نهایی و قطعی منوط به ۶۰ روز مذاکره بعد از تفاهمنامه است.
اقتصادنیوز: نگارش پیشنویس متن اولیه توافق ایران و امریکا، به طور کامل توسط خود فرمانده ارتش پاکستان انجام شده است.
در عین حال معتقدم:
۱- تا کنون برخی رسانه ها مطالبی در مورد محتوای توافق احتمالی با «هدف تخریب در روند نهایی شدن» آن منتشر کرده و تا قبل از امضاء به این روند ادامه خواهند داد.
۲- در صورت امضاء، محتوای آن رسما منتشر و معلوم خواهد شد که تفاهم نامه شامل «کف خواسته های» طرفین است، هیچکدام به خواسته های حداکثری خود نرسیده، هر دو طرف امتیازات بزرگی داده و گرفته و اعلام پیروزی خواهند کرد.
۳- با وجودی که تفاهمنامه صرفا با موافقت عالیترین مراجع تصمیم گیری دوکشور قابل امضاء خواهد بود، اما بعد از امضاء؛ مخالفین «کاتولیک تر از پاپ» در پایتخت های دو کشور، جنجالی به پا خواهند کرد و مذاکره کننده گان خودشان را به خیانت، تسلیم، و… متهم خواهند کرد تا مانع توافق نهایی شوند.
۴- مذاکرات ۶۰ روزه بعد از امضاء تفاهم نامه، بسیار سخت و پیچیده و نهایی شدن آن مستلزم موارد ذیل خواهد بود:
الف: مراجع عالی تصمیم گیرنده دوکشور با صراحت و قاطعیت از تفاهمنامه و مذاکره کننده گان حمایت و از مواضع مبهم و دوگانه بپرهیزند.
ب: در دوره ۶۰ روزه، روسای مذاکره کننده به طور مستقیم مذاکره کنند تا یکدیگر را بهتر درک نموده و شانس توافق بیشتر شود.
پ: هدف نهایی حل و فصل همه محورهای اساسی مورد اختلاف طرفین باشد. مذاکره کننده گان دستور کار جامع داشته باشند که بطور مرحله ای مذاکره و توافق کنند.
ت: همزمان با مذاکره در موارد اختلافی، همکاریهای عملی در موارد «منافع مشترک» را آغاز کنند تا مسیر اعتماد سازی تسهیل شود.
ث: دو طرف از «بده بستانهای بزرگ» نهراسند و تسلیم جوسازی ها نشوند.
امروز ایرانیان در آستانه یک انتخاب مهم قرار دارند؛ انتخاب میان بازتولید شکافهای گذشته یا استفاده از ظرفیت فوتبال برای تقویت انسجام ملی. در نهایت، تیم ملی فوتبال ایران نه متعلق به یک دولت است و نه وابسته به یک جریان سیاسی؛ این تیم، تیم ملت ایران است. تیمی که میلیونها ایرانی خود را در آن میبینند و موفقیتش را موفقیت ایران میدانند
گرمای ظهرهای بلند بوشهر مدتها ست شروع شده و سر چهارراه ها، کودکان بسیاری از ساعتها قبل کار روزانه خود را آغاز کردهاند. یکی سر چهارراههای مرکز شهر گل میفروشد، دیگری با بستهای دستمال کاغذی میان خودروها رفتوآمد میکند و کودکی دیگر لابد در کارگاهی دور از چشم رهگذران مشغول کاری است که تناسبی با سن و سالش ندارد. کودکانی که به جای نشستن پشت نیمکت مدرسه، بازی با همسالان و تجربه بیدغدغه دوران کودکی، ناچارند بخشی از بار معیشت خانواده را به دوش بکشند.
این تصویر تنها به بوشهر محدود نیست. پدیده کار ِکودک سالهاست به یکی از چالشهای اجتماعی در ایران و جهان تبدیل شده؛ پدیدهای که فراتر از یک مسئله اقتصادی، با سلامت روان، آموزش، امنیت اجتماعی و آینده یک نسل گره خورده است.
هر سال ۲۲خردادماه، روز مبارزه با کار کودک در تقویم خودنمایی میکند؛ روزی برای یادآوری میلیونها کودکی در سرتاسر جهان که هنوز از ابتداییترین حقوق خود محروماند.
بر اساس تازهترین گزارش مشترک سازمان بینالمللی کار و یونیسف، در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۳۸ میلیون کودک در جهان درگیر کار کودک بودهاند که از این میان، ۵۴ میلیون نفر در مشاغل خطرناک فعالیت میکنند؛ مشاغلی که سلامت، امنیت و رشد آنان را تهدید میکند. اگرچه این آمار نسبت به سالهای گذشته کاهش یافته، اما جهان همچنان از تحقق هدف حذف کامل کار کودک فاصله دارد.
در ایران آمار دقیقی از تعداد کودکان کار وجود ندارد. کارشناسان معتقدند بخش قابل توجهی از این کودکان در اقتصاد غیررسمی فعالیت میکنند و به همین دلیل در آمارهای رسمی ثبت نمیشوند.
گزارشهای سازمان بهزیستی و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در سالهای اخیر از شناسایی دهها هزار کودک کار و خیابان در کشور خبر دادهاند، اما فعالان اجتماعی بر این باورند که تعداد واقعی بسیار بیشتر از ارقام اعلامشده است.
بسیاری از این کودکان در کارگاههای کوچک، مشاغل خانگی، فعالیتهای کشاورزی، جمعآوری پسماند و سایر بخشهای غیررسمی اقتصاد مشغول به کار هستند.
در استان بوشهر نیز اگرچه آماری جامع و قابل استناد از تعداد کودکان کار منتشر نشده، اما مسئولان بهزیستی طی سالهای گذشته از شناسایی صدها کودک کار و خیابانی در طرحهای ساماندهی خبر دادهاند. با این حال کارشناسان تأکید میکنند که شمار واقعی این کودکان احتمالاً بیش از آمارهای شناساییشده است.
کارِ کودک تنها به خستگی جسمی و درآمد ناچیز محدود نمیشود. نخستین قربانی این پدیده، سلامت روان کودکان است.
هدی محمودی، کارشناس روانشناسی میگوید: «ورود کودک به چرخه کار در سنین پایین میتواند روند طبیعی رشد هیجانی و شخصیتی او را مختل کند. فشارهای اقتصادی، مسئولیتهای زودهنگام و تجربه تحقیر یا بیتوجهی در محیط کار، زمینه بروز اضطراب، افسردگی، کاهش عزتنفس و احساس ناامنی را فراهم میکند.»
به گفته او، بسیاری از کودکان کار در شرایطی رشد میکنند که ناچارند زودتر از سن طبیعی با دغدغههای بزرگسالان مواجه شوند. همین موضوع میتواند فرآیند شکلگیری شخصیت و هویت آنان را با اختلال مواجه کند.
محمودی ادامه میدهد: «اختلال در رشد هیجانی، دشواری در تنظیم احساسات، پرخاشگری یا انزوای اجتماعی از دیگر پیامدهای روانی کار کودک است. بسیاری از این کودکان به دلیل مواجهه با استرس مزمن، در تمرکز، برنامهریزی برای آینده و شکلگیری اعتماد به نفس دچار مشکل میشوند.»
کارشناسان حوزه سلامت روان معتقدند کودکانی که سالها در معرض فشارهای اقتصادی و اجتماعی قرار دارند، بیش از دیگران در معرض اختلالات اضطرابی و افسردگی در دوران نوجوانی و بزرگسالی قرار میگیرند.
یکی از مهمترین پیامدهای کار کودک، محرومیت از آموزش است. کودکانی که بخش عمده روز خود را صرف کار میکنند، یا از تحصیل بازمیمانند یا کیفیت آموزش آنان به شدت کاهش پیدا میکند.
محمودی در این باره میگوید: «دوری از مدرسه و محیطهای آموزشی تنها به معنای عقبماندن از درس نیست. مدرسه محلی برای یادگیری مهارتهای اجتماعی، تعامل با همسالان و رشد شناختی کودک است. محرومیت از این فضا میتواند فرصتهای شغلی و اجتماعی فرد را در آینده محدود کند.»
به گفته این کارشناس، فاصله گرفتن از روابط سالم با همسالان، احساس طردشدگی اجتماعی، کاهش مهارتهای ارتباطی و انزوای اجتماعی از دیگر پیامدهای محرومیت آموزشی در کودکان کار است.
جامعهشناسان نیز معتقدند کار کودک در بسیاری از موارد به بازتولید چرخه فقر منجر میشود. کودکی که از تحصیل بازمیماند، در آینده نیز فرصتهای شغلی کمتری خواهد داشت و احتمال گرفتار شدن او در فقر و آسیبهای اجتماعی افزایش مییابد.
یکی از ابعاد کمتر دیدهشده کار کودک، قرار گرفتن این کودکان در معرض انواع خشونت و سوءاستفاده است.
محمودی میگوید: «کودکان کار به دلیل حضور در محیطهای غیررسمی و فاقد نظارت، بیش از سایر کودکان در معرض خشونت جسمی، آزار روانی و حتی سوءاستفاده جنسی قرار دارند. آثار این آسیبها تنها به همان زمان محدود نمیشود و ممکن است سالها بعد نیز زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد.»
به گفته وی، تجربه خشونت میتواند باعث ترس مزمن، بیاعتمادی به دیگران، احساس شرم و گناه و حتی بروز علائم اختلال استرس پس از سانحه شود.
علاوه بر این، شرایط نامناسب کاری، تغذیه ناکافی، ساعات طولانی کار و نبود دسترسی مناسب به خدمات درمانی نیز سلامت جسمی کودکان را تهدید میکند.
ایران در سال ۱۳۷۲ به کنوانسیون حقوق کودک پیوست. بر اساس این کنوانسیون، کودکان حق دارند از آموزش، سلامت، رفاه و حمایت در برابر بهرهکشی اقتصادی برخوردار باشند.
همچنین قانون کار ایران، بهکارگیری افراد زیر ۱۵ سال را ممنوع کرده و برای اشتغال نوجوانان ۱۵ تا ۱۸ سال نیز محدودیتهایی در نظر گرفته است.
از سوی دیگر، قانون حمایت از اطفال و نوجوانان که در سال ۱۳۹۹ اجرایی شد، بهرهکشی اقتصادی از کودکان و بهکارگیری آنان در فعالیتهای زیانآور را از مصادیق کودکآزاری دانسته و برای آن مجازاتهایی تعیین کرده است.
با وجود این قوانین، کارشناسان معتقدند فاصله میان قانون و واقعیت همچنان قابل توجه است و بخش مهمی از کودکان کار در حوزههایی فعالیت میکنند که نظارت مؤثری بر آنها وجود ندارد.
بخش بزرگی از کودکان کار در خانوادههایی زندگی میکنند که با فقر، بیکاری، اعتیاد، طلاق یا سایر آسیبهای اجتماعی مواجه هستند.
محمودی معتقد است: «خانوادهها نقش مهمی در پیشگیری از کار کودک دارند. ایجاد محیطی امن، حمایت عاطفی و اولویت دادن به آموزش میتواند از ورود بسیاری از کودکان به بازار کار جلوگیری کند. البته نباید فراموش کرد که بسیاری از خانوادهها خود قربانی شرایط اقتصادی هستند و بدون حمایتهای اجتماعی توان مقابله با این وضعیت را ندارند.»
کارشناسان تأکید میکنند مقابله با کار کودک تنها با برخوردهای انتظامی یا جمعآوری کودکان از خیابان امکانپذیر نیست. کاهش فقر، ایجاد فرصتهای شغلی برای والدین، گسترش پوششهای حمایتی، توسعه آموزش رایگان و باکیفیت و تقویت خدمات اجتماعی از جمله راهکارهایی است که میتواند به کاهش این پدیده کمک کند.
در سالهای اخیر حضور بخشی از کودکان مهاجر افغان در میان کودکان کار، به یکی از موضوعات مورد بحث تبدیل شده است. با این حال کارشناسان معتقدند نسبت دادن پدیده کار کودک به یک گروه یا ملیت خاص، نگاهی سادهانگارانه و غیرواقعبینانه است.
محمودی در این باره میگوید: «در برخی مناطق، شرایط دشوار اقتصادی و محدودیتهای معیشتی برخی خانوادههای مهاجر میتواند احتمال ورود کودکان به بازار کار را افزایش دهد، اما ریشه اصلی این پدیده در فقر، نابرابری اقتصادی و ضعف نظامهای حمایتی است؛ همان عواملی که بسیاری از کودکان ایرانی را نیز به سمت کار سوق میدهد.»
کارشناسان حوزه رفاه اجتماعی نیز تأکید میکنند که راهحل این مسئله نه محروم کردن کودکان از خدمات آموزشی و حمایتی، بلکه گسترش حمایتهای اجتماعی برای تمامی کودکان ساکن کشور است.
کودک کار را نباید تنها در چهره پسربچهای که پشت چراغ قرمز گل میفروشد یا دخترکی که در مترو دستمال کاغذی عرضه میکند، خلاصه کرد. هر کودک کاری، روایت ناتمام یک فرصت از دسترفته است؛ فرصتی برای آموزش، رشد، بازی و تجربه زندگی در امنیت.
کار کودک، بیش از آنکه یک مسئله فردی باشد، نشانهای از شکافهای اقتصادی و اجتماعی جامعه است. شکافهایی که اگر ترمیم نشوند، پیامدهای آن تنها متوجه کودکان نخواهد بود، بلکه آینده جامعه را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
روز جهانی مبارزه با کار کودک فرصتی است برای بازنگری در مسئولیتی که از خانواده آغاز میشود، به دولت میرسد و در نهایت همه جامعه را در بر میگیرد. زیرا کودکان قرار نیست نانآور باشند؛ آنها باید فرصت کودک بودن داشته باشند./ایسنا
به گزارش راویان از روابط عمومی بخشداری مرکزی دشتستان، همزمان با روز صنایع دستی، صدیقه سعادتمند بخشدار مرکزی دشتستان، عصر روز چهارشنبه ۲۱ خردادماه با همراهی سیده خدیجه حسینی رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان، از کارگاه سفالگری اصغر طاهری و کارگاه سفال و سرامیک کشتکاری بازدید کرد.
در جریان این بازدید، بخشدار مرکزی دشتستان با بررسی مسائل و مشکلات فعالان این حوزه، بر ضرورت حمایت از تولیدکنندگان صنایع دستی تأکید کرد.
سعادتمند با تبریک روز صنایع دستی اظهار داشت: ترویج استفاده از محصولات سفالی و صنایع دستی بومی که حاصل هنر، خلاقیت و نوآوری هنرمندان این عرصه است، افزون بر ایجاد فضایی زیبا و دلنشین در منازل و محیطهای کاری، میتواند در توسعه اشتغال و رونق کسبوکارهای محلی نیز نقشآفرین باشد.
وی افزود: حمایت از هنرمندان و تولیدکنندگان صنایع دستی و رفع موانع پیشروی آنان، از وظایف مهم دستگاههای اجرایی است و باید با جدیت دنبال شود.
بر اساس این گزارش، در این دو کارگاه محصولاتی از جمله زیورآلات سفالی و سرامیکی، گلدان، کوزه، ظروف هفتسین، کاسه و دیگر ظروف سفالی تولید میشود.

حرکت منظم نوارهای باریک برگ نخل میان انگشتان هنرمندان محلی آبپخش، هنوز هم تصویری زنده از زندگی روزمره مردمان این شهر است. شهری که نام آن سالهاست با حصیربافی گره خورده و عنوان «شهر ملی حصیر ایران» را یدک میکشد.
به گزارش راویان به نقل از ایسنا، هفته صنایع دستی فرصتی است برای مرور وضعیت هنری که اگرچه ریشه در سنت و فرهنگ مردم جنوب دارد، اما امروز تلاش میکند خود را با نیازهای بازار، سلیقههای جدید و شرایط اقتصادی کشور تطبیق دهد.
در آبپخش دشتستان، حصیربافی دیگر تنها یک فعالیت خانگی یا میراثی خانوادگی نیست. این هنر در سالهای اخیر به بستری برای اشتغال، بهویژه در مناطق روستایی و خرماخیز تبدیل شده و بسیاری از خانوادهها بخشی از درآمد خود را از این طریق تأمین میکنند. با این حال فعالان این حوزه معتقدند مهمترین چالش امروز آنان نه کمبود علاقه به این هنر، بلکه مشکلات اقتصادی، محدودیتهای حمایتی و دشواریهای بازار است.
فاصله تسهیلات با واقعیت تورم
عباس پیخسته، فعال صنایع دستی و مالک کارگاه حصیربافی در آبپخش، در گفتوگو با ایسنا میگوید تسهیلات موجود متناسب با شرایط اقتصادی روز نیست.
او معتقد است وامهای پرداختی با نرخ تورم همخوانی ندارد و نمیتواند پاسخگوی نیاز فعالان این حوزه برای توسعه کارگاهها یا تأمین تجهیزات باشد. به گفته وی، علاوه بر محدودیت منابع مالی، فرآیندهای اداری و کاغذبازیهای موجود نیز از موانع جدی پیش روی صنعتگران محسوب میشود.
در همین زمینه، سیده خدیجه حسینی، مدیر اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی دشتستان، از پرداخت تسهیلات به فعالان این حوزه در آبپخش خبر میدهد. به گفته او، تاکنون برای ۴۴ نفر از هنرمندان صنایع دستی این بخش ،بیش از پنج میلیارد و ۱۳۰ میلیون تومان تسهیلات پرداخت شده و چهار طرح پشتیبان نیز دو میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان تسهیلات دریافت کردهاند.
تغییر سلیقه بازار؛ از ویترین تا مصرف روزانه
یکی از تغییرات مهم سالهای اخیر، تغییر نگاه مشتریان به محصولات حصیری است. محصولاتی که زمانی بیشتر جنبه تزئینی داشتند، اکنون کاربردهای روزمره بیشتری پیدا کردهاند.
پیخسته میگوید مردم بهتدریج از کالاهای صرفاً تجملی فاصله گرفتهاند و به سمت محصولات سنتی و طبیعی گرایش پیدا کردهاند. به گفته او، اگر در گذشته بسیاری از ظروف حصیری تنها برای نمایش در ویترین خریداری میشد، امروز نمونههای کاربردی آنها روی میزهای پذیرایی و در فضای زندگی روزمره خانوادهها دیده میشود.
همین تغییر ذائقه باعث شده تولیدکنندگان نیز به سمت طراحی محصولات جدید حرکت کنند. تلفیق حصیر با چرم، پارچه و مکرومه و همچنین تولید محصولاتی مانند لوسترهای حصیری با سازههای فلزی، بخشی از تلاشهایی است که برای هماهنگی با نیاز بازار انجام شده است.
چالش بازار؛ از واسطهها تا صادرات
اگرچه بازار داخلی در سالهای اخیر توجه بیشتری به محصولات طبیعی و دستساز نشان داده، اما فعالان این حوزه همچنان با مشکلات متعددی در مسیر فروش روبهرو هستند.
پیخسته حذف واسطهها، آموزش اصول بستهبندی و هزینههای بالای حملونقل را از مهمترین چالشهای توسعه بازار میداند. به اعتقاد او، حضور مؤثرتر تولیدکنندگان در بازارهای هدف میتواند سهم بیشتری از ارزش افزوده محصولات را نصیب هنرمندان کند.
مدیر اداره میراث فرهنگی دشتستان نیز با اشاره به وضعیت صادرات میگوید امسال به دلیل شرایط ناشی از جنگ، صادراتی در حوزه حصیربافی از این شهرستان انجام نشده است.
با این حال فعالان این حوزه معتقدند صنایع دستی ایران همچنان جایگاه شناختهشدهای در بازارهای جهانی دارد؛ هرچند تولیدکنندگان کشورهای جنوب شرق آسیا مانند ویتنام و تایلند به واسطه برخورداری از تجهیزات صنعتی پیشرفتهتر در برخی بخشها توان رقابتی بیشتری دارند.
اشتغالزایی؛ ظرفیتی که همچنان فعال است
برخلاف برخی نگرانیها درباره کاهش نقش صنایع دستی در اقتصاد محلی، فعالان این حوزه معتقدند حصیربافی همچنان یکی از ظرفیتهای اشتغالزای جنوب کشور محسوب میشود.
پیخسته میگوید طی یک دهه گذشته فرصتهای شغلی قابل توجهی در روستاها و شهرهای منطقه ایجاد شده و ثبت آبپخش به عنوان شهر ملی حصیر نیز به رونق این فعالیت کمک کرده است.
او بر این باور است که ایجاد یک کسبوکار کوچک در این حوزه نسبت به بسیاری از مشاغل دیگر سرمایه اولیه کمتری نیاز دارد و با سرمایهای در حدود ۵۰۰ میلیون تومان میتوان فعالیتی کوچک را آغاز و نسبتاً سریع وارد چرخه درآمدزایی شد.
حسینی نیز از فعالیت پنج کارگاه حصیربافی در آبپخش خبر میدهد؛ کارگاههایی که بخشی از ظرفیت تولید و آموزش این هنر را در منطقه بر عهده دارند.
نسل جوان؛ گسست فرهنگی یا تداوم هنر بومی؟
یکی از دغدغههای مطرحشده درباره صنایع دستی، مسئله انتقال دانش و مهارت به نسلهای بعدی است. با این حال تجربه فعالان آبپخش تصویر متفاوتی را نشان میدهد.
پیخسته معتقد است زنجیره انتقال این هنر همچنان برقرار است. او میگوید در سالهای اخیر آموزش حصیربافی به مدارس راه یافته و بسیاری از نوجوانان و جوانان در کنار خانوادههای خود با این هنر آشنا شدهاند. برخی در فرآیند تولید مشارکت میکنند و برخی دیگر در زمینه طراحی محصولات یا تأمین مواد اولیه فعالیت دارند.
این موضوع نشان میدهد اگرچه تغییر سبک زندگی بر همه مشاغل سنتی اثر گذاشته، اما حصیربافی در آبپخش همچنان توانسته بخشی از نسل جدید را با خود همراه نگه دارد.
نخلستانها و مواد اولیه؛ برخلاف برخی نگرانیها
تغییرات اقلیمی و کمآبی از موضوعاتی است که طی سالهای اخیر بارها درباره تأثیر آن بر نخلستانهای جنوب مطرح شده است. با این حال فعالان حصیربافی آبپخش معتقدند این مسئله تاکنون اثر قابل توجهی بر کیفیت مواد اولیه مورد استفاده آنان نگذاشته است.
پیخسته در این باره میگوید نخل به دلیل سازگاری با شرایط آبوهوایی گرم و کمآبی، همچنان کیفیت مناسب خود را حفظ کرده و تاکنون تغییر محسوسی در کیفیت برگهای مورد استفاده برای حصیربافی مشاهده نشده است.
این اظهارات نشان میدهد دستکم از نگاه فعالان محلی، چالشهای اقتصادی و بازار بیش از مسائل اقلیمی بر آینده این صنعت تأثیرگذار بودهاند.
هنری که از طبیعت میآید
در میان همه دغدغههای اقتصادی و بازار، فعالان این حوزه بر یک ویژگی مشترک محصولات حصیری تأکید دارند؛ پیوند مستقیم آنها با طبیعت.
پیخسته میگوید حصیر محصولی دوستدار محیط زیست است که تمام ساختار خود را از طبیعت میگیرد و بدون ایجاد آسیب برای محیط زیست، دوباره به طبیعت بازمیگردد.
شاید همین ویژگی باعث شده در دورانی که توجه به محصولات طبیعی و پایدار بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده، هنر دیرینه حصیربافی نیز همچنان بتواند جای خود را در خانهها و زندگی مردم حفظ کند.هنری که در آبپخش و روستاهای دشتستان تنها یک میراث فرهنگی نیست، بلکه بخشی از اقتصاد محلی و هویت بومی به شمار میرود.
شاید همین نگاه باعث شده «خساک» در سالهای اخیر مسیر موفقی را در جشنوارههای داخلی و بینالمللی طی کند؛ از جشنواره ماهانه کن و سینما سلما آمریکا گرفته تا جشنوارههای محیطزیستی برلین، صربستان، روسیه، اندونزی، کوالالامپور و دهها رویداد دیگر
به گزارش راویان از روابط عمومی بخشداری مرکزی دشتستان، همزمان با روز صنایع دستی، صدیقه سعادتمند بخشدار مرکزی دشتستان، عصر روز چهارشنبه ۲۱ خردادماه با همراهی سیده خدیجه حسینی رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان، از کارگاه سفالگری اصغر طاهری و کارگاه سفال و سرامیک کشتکاری بازدید کرد.
در جریان این بازدید، بخشدار مرکزی دشتستان با بررسی مسائل و مشکلات فعالان این حوزه، بر ضرورت حمایت از تولیدکنندگان صنایع دستی تأکید کرد.
سعادتمند با تبریک روز صنایع دستی اظهار داشت: ترویج استفاده از محصولات سفالی و صنایع دستی بومی که حاصل هنر، خلاقیت و نوآوری هنرمندان این عرصه است، افزون بر ایجاد فضایی زیبا و دلنشین در منازل و محیطهای کاری، میتواند در توسعه اشتغال و رونق کسبوکارهای محلی نیز نقشآفرین باشد.
وی افزود: حمایت از هنرمندان و تولیدکنندگان صنایع دستی و رفع موانع پیشروی آنان، از وظایف مهم دستگاههای اجرایی است و باید با جدیت دنبال شود.
بر اساس این گزارش، در این دو کارگاه محصولاتی از جمله زیورآلات سفالی و سرامیکی، گلدان، کوزه، ظروف هفتسین، کاسه و دیگر ظروف سفالی تولید میشود.

این دو تصمیم متعارض، نظام حقوقی و اجرایی کشور را در بنبستی نهادی فروبرد، تا آنجا که در ۵ خرداد ۱۴۰۵، دیوان عدالت اداری با صدور دستور موقت، اجرای مصوبات ستاد ویژه را «متوقف » ساخت و ابهامی بزرگ در تعیین مرجع تصمیمگیرنده نهایی برای وضعیت اینترنت ایجاد کرد.امری که تا این لحظه وضعیتی نامشخص در اتصال اینترنت بین الملل ایجاد کرده است
فرمانده کل سپاه پاسداران به مناسبت سوم خرداد (سالروز آزادسازی خرمشهر و روز ملی مقاومت، ایثار و پیروزی) پیامی صادر کرد.
به گزارش راویان به نقل از مشرق، فرمانده کل سپاه پاسداران به مناسبت سوم خرداد (سالروز آزادسازی خرمشهر و روز ملی مقاومت، ایثار و پیروزی) پیامی صادر و تاکید کرد: بیتردید ملت بزرگ و فهیم ایران در فضای مذاکره برای پایان جنگ، با حفظ و تعمیق وحدت و بصیرت، و رصد مواضع و رفتارهای دشمن حیلهگر و عهد شکن نقشههای او را خنثی و نقش بر آب خواهد کرد.
پیام فرمانده کل سپاه پاسداران به مناسبت سوم خرداد (سالروز آزادسازی خرمشهر و روز ملی مقاومت، ایثار و پیروزی) به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
سوم خرداد، روز ملی مقاومت، ایثار و پیروزی، یادآور حماسه ماندگار آزادسازی خرمشهر پس از ۵۷۸ روز اشغال است؛ روزی که فرزندان غیور و غیرتمند این مرزوبوم با ندای «ما میتوانیم» خرمشهر را از لوث وجود پلید ارتش بعثی صدام پاکسازی و کلام امام کبیر انقلاب حضرت روح الله(ره) مبنی بر اینکه «خرمشهر را خدا آزاد کرد»، طنین افکن و اراده الهی، وحدت و اقتدار ملی برابر استکبار جهانی در یک رخداد شگفت انگیز به منصه ظهور رسید.
امروز نیز ملت مبعوث شده ایران با گذشت ۴۴ سال از حماسه تاریخی آزادسازی خرمشهر و پیروزی در عملیات بیت المقدس، در سومین جنگ تحمیلی – که با حمله تروریستی دشمن صهیونی‑آمریکایی و شهادت مظلومانه قائد عظیمالشأن انقلاب و جمعی از فرماندهان نیروهای مسلح و دانشآموزان میناب رقم خورد – بار دیگر سربلند بیرون آمده است، و دشمن زبون پس از ۴۰ روز مقاومت کوبنده و پاسخ قاطعانه و ویرانگر نیروهای مسلح، با ذلت درخواست آتشبس کرد و اینک نظارهگر خروش ایرانیان در خونخواهی رهبر شهید انقلاب اسلامی است.
فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ضمن گرامیداشت یاد امام راحل (ره)، امام شهید آیتالله خامنهای (قدس سره)، و شهیدان گرانقدر دفاع مقدس و شهدای اقتدار ایران اسلامی و جنگ تحمیلی رمضان، و تبریک این روز خجسته به محضر مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای (مدظلهالعالی) و آحاد ملت شریف، قهرمان و انقلابی ایران، نکات راهبردی زیر را اعلام میدارد:
۱: جنگ تحمیلی سوم، جنگی ترکیبی بود اما پاسخ قاطع، کوبنده و درس آموز سپاه مقتدر مردمی و نیروهای مسلح به پشتوانه حضور حماسی مردم در صحنه، دشمن را در دسترسی به اهداف ناکام و آمال و آرزوهای او را بر باد داد و ترفندهای اهریمنیش را خنثی کرد.
۲: عبرت خرمشهر، اتکا به قدرت درون و بازدارندگی فعال است. پیشرفتهای هستهای، موشکی، دفاعی و تهاجمی ایران، دشمنان انقلاب و میهن اسلامی را را به محاسبه مجدد واداشته است.
۳: بزرگترین سرمایه راهبردی کشور، حضور مصمم و پرشور مردم در همه صحنهها است که سدی محکم و خلل ناپذیر در برابر نفوذ و توطئه دشمن است.
۴: نیروهای مسلح مقتدر کشور در بالاترین سطح آمادگی و بازدارندگی فعال در همه ابعاد "موشکی، هوایی، دریایی، زمینی، فضایی و سایبری" قرار دارند؛ بر این اساس بدیهی است هرگونه تعرض مجدد دشمن، پاسخی ویرانگر و جهنمی در ابعاد منطقهای و فرامنطقهای در پی خواهد داشت.
۵: فتح خرمشهر، الگویی ماندگار برای پیروزی در خرمشهرهای پیش رو و آزادی قدس شریف و نابودی رژیم پلید صهیونیستی توسط محور مقاومت و مجاهدان جهان اسلام است.
در پایان، با تجدید میثاق با آرمانهای بلند امامین انقلاب و شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس اول، دوم و سوم و اعلام بیعت مجدد و اطاعت از منویات و فرامین رهبر معظم انقلاب و فرماندهی کل قوا، تاکید میکنیم:
" بیتردید ملت بزرگ و فهیم ایران در فضای مذاکره برای پایان جنگ، با حفظ و تعمیق وحدت و بصیرت، و رصد مواضع و رفتارهای دشمن حیلهگر و عهد شکن نقشههای او را خنثی و نقش بر آب خواهد کرد."
«إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ»
فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سوم خرداد ماه
ربایش کاروان بشردوستانه صمود در آبهای آزاد و تحقیر علنی فعالان دستبسته توسط بنگویر، وزیر امنیت داخلی رژیم صهیونی، موجی از خشم دیپلماتیک کمسابقه را علیه رژیم صهیونیستی در سراسر جهان برانگیخت.
سرویس جهان مشرق – در روزهایی که سکوت جهانی در برابر فاجعه انسانی در نوار غزه به مثابه بحرانی فرسایشی بدل شده، «کاروان جهانی صمود» بار دیگر تلاش کرد تا با حرکتی مسالمتآمیز، دیوار محاصره را بشکند. اما این اقدام بشردوستانه در مه ۲۰۲۶ نه با آغوش باز، بلکه با یورش نظامی در آبهای بینالمللی و سپس با اقدامی تحقیرآمیز از سوی یکی از مقامات ارشد رژیم صهیونیستی مواجه شد.

کاروان صمود؛ نماد پایداری در برابر محاصره
کاروان جهانی صمود که نامش برگرفته از واژه عربی «صُمود» به معنای «پایداری و استقامت» است، یک ائتلاف دریایی بینالمللی متشکل از جامعه مدنی و فعالان حقوق بشر است. این ناوگان در بحبوحه جنگ غزه در ژوئیه ۲۰۲۵ توسط ائتلاف ناوگان آزادی، جنبش جهانی به سوی غزه و دیگر تشکلهای مردمی سازماندهی شد و هدف اصلی خود را شکستن محاصره غیرقانونی نوار غزه، ارسال کمکهای بشردوستانه و ایجاد یک کریدور انسانی مردمی اعلام کرد.
کاروان صمود صرفاً یک مأموریت لجستیکی برای ارسال آذوقه نیست، بلکه یک بیانیه سیاسی و اخلاقی است. اهمیت این کاروان در تقویت مسئله فلسطین در افکار عمومی جهان از چند منظر قابل تحلیل است:
نخست، بینالمللی بودن آن که با حضور بیش از ۴۲۸ فعال از ۴۴ کشور جهان، شامل پزشکان، خبرنگاران، دانشگاهیان و مدافعان حقوق بشر، محاصره غزه را از یک مسئله منطقهای به یک بحران انسانی جهانی تبدیل کرد.

دوم، تقابل نمادین اراده مدنی با ماشین نظامی؛ جایی که قایقهای غیرنظامی در برابر ناوگان مدرن جنگی قرار میگیرند و اذهان عمومی را به چالش میکشند.
سوم، یادآوری تراژدی بشری؛ کاروان با وجود آگاهی از خطرات، عزم خود را برای رسیدن به غزه جزم کرد و بدین ترتیب وضعیت اسفناک دو میلیون انسان تحت محاصره را در مرکز توجه رسانهها قرار داد. در واقع این کاروان، آزمونی برای سنجش پایبندی جامعه جهانی به قوانین بشردوستانه بود.
ربایش در آبهای بینالمللی و اقدام گستاخانه بن گویر
در ۱۸ و ۱۹ مه ۲۰۲۶، در حالی که کاروان صمود متشکل از دهها قایق و کشتی کوچک در آبهای بینالمللی در حال حرکت به سمت غزه بود، نیروی دریایی اسرائیل در اقدامی که ناقض آشکار حقوق بینالملل دریایی محسوب میشود، کل ناوگان را محاصره و فعالان را بازداشت کرد. این عملیات که با استفاده از پهپادها، پارازیتهای ارتباطی و کماندوهای مسلح انجام شد، منجر به ربایش ۴۲۸ فعال از ۴۰ کشور جهان گردید. فعالان با تهدید اسلحه از قایقها خارج و به کشتیهای جنگی منتقل شدند و سپس به بندر اشدود در اسرائیل انتقال یافتند.
اوج این رسوایی اما در خشونت فیزیکی خلاصه نشد، بلکه به اقدام حیرتانگیز ایتمار بن گویر، وزیر امنیت ملی رژیم صهیونیستی، مربوط میشود. بن گویر که به مواضع راستگرایانه افراطی شهرت دارد، شخصاً به بازداشتگاه رفته و با انتشار ویدئویی در شبکههای اجتماعی، اقدام به تمسخر و تحقیر علنی فعالان بازداشتشده کرد. در این ویدئو، فعالان در حالی که دستهایشان از پشت با بستهای پلاستیکی بسته شده و چشمهایشان بسته شده، به نشانه تسلیم بر زمین نشانده شدهاند.
بن گویر در میان آنان قدم میزند، پرچم منحوص رژیم صهیونیستی را تکان میدهد و با عباراتی چون «به اسرائیل خوش آمدید، ما صاحبخانهایم» و خطاب قرار دادن آنان به عنوان «حامیان تروریسم» آنان را به باد استهزا میگیرد. این حرکت تحقیرآمیز که از آن به عنوان نمایشی بیمارگونه از قدرت تعبیر شد، بلافاصله به یک بحران دیپلماتیک جهانی دامن زد.
شکنجه و آزار جنسی صدها بازداشت شده ناوگان صمود توسط نظامیان صهیونیست
مرکز حقوقی «عدالت» اعلام کرد شماری از وکلای این مرکز به همراه تیمی از وکلای داوطلب، خدمات مشاوره حقوقی به صدها نفر از شرکتکنندگان بازداشت شده در «ناوگان صمود» ارائه کردهاند؛ افرادی که به گفته این مرکز، پس از توقیف این ناوگان، از سوی نیروهای اسرائیلی با خشونت شدید، آزار جنسی و جراحات سنگین روبهرو شدهاند.
این مرکز در بیانیه خود اعلام کرد وکلا پس از دیدار با تعدادی از بازداشت شدگان بندر اسدود را ترک کردهاند، در حالی که محدودیتهای شدید مانع دسترسی کامل به همه بازداشت شدگان شده است. بر اساس این گزارش، همه افراد ابتدا تحت اقدامات اولیه اداره مهاجرت رژیم صهیونیستی قرار گرفته و سپس بیشتر آنها به زندان کتسیعوت منتقل شدهاند.

در این بیانیه آمده است تیم حقوقی نقضهای سازمان یافته در روندهای قانونی و همچنین رفتارهای گسترده جسمی و روانی آزار دهنده را مستند کرده است. به گفته این مرکز، دهها شکایت درباره خشونت شدید ثبت شده که در برخی موارد به آسیبهای جدی منجر شده و حداقل سه نفر پیش از آزادی به بیمارستان منتقل شدهاند.
واکنشهای جهانی؛ انزوای دیپلماتیک بیسابقه
اقدام شرمآور بن گویر موجی از خشم و محکومیت را در سراسر جهان برانگیخت که حتی متحدان سنتی اسرائیل را نیز به واکنش واداشت. در ادامه، مهمترین واکنشها به تفکیک بازیگران بینالمللی ارائه میشود:
دستکم ۱۱ کشور از جمله ۸ کشور اروپایی، سفرای اسرائیل را برای ادای توضیح و اعتراض رسمی احضار کردند. فرانسه با ابراز «خشم و انزجار» خواستار آزادی فوری اتباع خود شد. اسپانیا، رفتار با فعالان را «هولناک، غیرانسانی و شرمآور» خواند و خواهان عذرخواهی رسمی رژیم صهیونیستی شد.
بلژیک نیز این اقدام را «عمیقاً نگرانکننده» و «غیرقابلقبول» توصیف کرد. ایتالیا ضمن محکومیت شدید، خواستار توضیح و عذرخواهی فوری از سوی تلآویو شد. پرتغال نیز با احضار کاردار اسرائیل، خواستار شفافسازی شد.

«کایا کالاس»، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، با انتشار بیانیهای رسمی، رفتار بن گویر را «تحقیرآمیز و اشتباه» خواند و تأکید کرد که «رفتار وزیر بن گویر در شأن هیچ مقامی در یک دموکراسی نیست». این بیانیه، موضعی فراتر از بیانیههای محتاطانه همیشگی اتحادیه اروپا علیه رژیم صهیونیستی بود.
وزرای خارجه ۱۰ کشور شامل ترکیه، بنگلادش، برزیل، اندونزی، ، کلمبیا، لیبی، مالدیو، پاکستان و اردن در بیانیهای مشترک، حمله به کاروان صمود را «نقض آشکار قوانین بینالمللی و حقوق بشردوستانه» خوانده و خواستار آزادی فوری فعالان شدند.
اعتراضات خیابانی در شهرهای مختلف جهان از جمله بارسلونا (با حضور ۱۵ هزار نفری)، بروکسل و ژنو برگزار شد. این اعتراضات فشار مضاعفی را بر دولتهای غربی برای واکنش جدیتر وارد کرد.
این بحران حتی به درون کابینه رژیم صهیونیستی نیز کشیده شد. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، که خود دستور رهگیری ناوگان را صادر کرده بود، در واکنشی نادر مجبور به انتقاد علنی از بن گویر شد و اقدام او را «نا همراستا با ارزشها و هنجارهای اسرائیل» خواند و برای کاهش التهاب دستور اخراج فوری فعالان را صادر کرد. «جدعون ساعر»، وزیر امور خارجه اسرائیل نیز با حمله تند به بن گویر، او را متهم کرد که «آگاهانه در این نمایش شرمآور به کشور ما آسیب زد». این اختلافها نشاندهنده شکاف عمیق در دولت ائتلافی راستگرای اسرائیل بود.
کاروان صمود، آشکار کننده چهره واقعی رژیم صهیونیستی
ماجرای کاروان صمود، آزمونی تاریخی برای وجدان بیدار جامعه بشری بود. این رویداد نشان داد که چگونه یک اقدام بشردوستانه مسالمتآمیز میتواند چهره واقعی یک رژیم آپارتاید را برملا سازد. اقدام رژیم صهیونیستی در ربودن فعالان صلحطلب در آبهای بینالمللی و سپس تحقیر سازمانیافته آنان توسط یک وزیر کابینه، تنها به انزوای سیاسی بیشتر این رژیم و نخ نمایانتر شدن مشروعیت اخلاقی آن انجامید.

در جهانی که قدرتهای بزرگ اغلب در برابر جنایات علیه بشریت سکوت میکنند، این فریادهای اعتراضی که از گوشه و کنار جهان برخاست، بار دیگر ثابت کرد که پرونده فلسطین و آرمان قدس شریف، همچنان زنده و محوری در وجدان بشریت باقی مانده است.
روابط عمومی سپاه پاسداران در پیامی خطاب به برگزارکنندگان اجتماعات شبانه مردمی، ضمن تقدیر از آنان، تاکید کرد: مذاکره، صحنه دیگری از کارزار میدان نبرد است.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از انتخاب، وال استریت ژورنال نوشت: منابع آگاه گزارش دادند که سفر یک هیئت دیپلماتیک قطری به تهران، به چند روز حملات متقابل میان ایالات متحده و ایران پس از سقوط یک بالگرد آپاچی آمریکایی پایان داد.
این سفر رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، را متقاعد کرد که حملات شدیدی را که علیه ایران در نظر گرفته بود، لغو کند.
اقتصادنیوز: یکی از منابع آگاه گفت: خطر زیادی در حمله زمینی به ایران وجود داشت و جای تعجب نیست که ترامپ ماه گذشته از دستور به ارتش خودداری کرد.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از انتخاب، عباس عراقچی در گفتگویی عنوان کرد: مسئولیت مذاکرات توسط نظام به آقای قالیباف سپرده شد.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از عصرایران، سیدحسین موسویان دیپلمات پیشین ایران در یادداشتی به تفاهم ایران و امریکا پرداخت.
او نوشت:
هیچ اطلاع موثقی از محتویات تفاهم نامه احتمالی ۱۴ گانه بین ایران و امریکا ندارم. اما مواضع علنی واشینگتن، تهران و کشورهای واسطه نشان میدهد که شانس نهایی شدن آن بسیار جدی است.
اما در صورت امضاء، این صرفا یک تفاهم نامه اولیه خواهد بود و توافق نهایی و قطعی منوط به ۶۰ روز مذاکره بعد از تفاهمنامه است.
اقتصادنیوز: نگارش پیشنویس متن اولیه توافق ایران و امریکا، به طور کامل توسط خود فرمانده ارتش پاکستان انجام شده است.
در عین حال معتقدم:
۱- تا کنون برخی رسانه ها مطالبی در مورد محتوای توافق احتمالی با «هدف تخریب در روند نهایی شدن» آن منتشر کرده و تا قبل از امضاء به این روند ادامه خواهند داد.
۲- در صورت امضاء، محتوای آن رسما منتشر و معلوم خواهد شد که تفاهم نامه شامل «کف خواسته های» طرفین است، هیچکدام به خواسته های حداکثری خود نرسیده، هر دو طرف امتیازات بزرگی داده و گرفته و اعلام پیروزی خواهند کرد.
۳- با وجودی که تفاهمنامه صرفا با موافقت عالیترین مراجع تصمیم گیری دوکشور قابل امضاء خواهد بود، اما بعد از امضاء؛ مخالفین «کاتولیک تر از پاپ» در پایتخت های دو کشور، جنجالی به پا خواهند کرد و مذاکره کننده گان خودشان را به خیانت، تسلیم، و… متهم خواهند کرد تا مانع توافق نهایی شوند.
۴- مذاکرات ۶۰ روزه بعد از امضاء تفاهم نامه، بسیار سخت و پیچیده و نهایی شدن آن مستلزم موارد ذیل خواهد بود:
الف: مراجع عالی تصمیم گیرنده دوکشور با صراحت و قاطعیت از تفاهمنامه و مذاکره کننده گان حمایت و از مواضع مبهم و دوگانه بپرهیزند.
ب: در دوره ۶۰ روزه، روسای مذاکره کننده به طور مستقیم مذاکره کنند تا یکدیگر را بهتر درک نموده و شانس توافق بیشتر شود.
پ: هدف نهایی حل و فصل همه محورهای اساسی مورد اختلاف طرفین باشد. مذاکره کننده گان دستور کار جامع داشته باشند که بطور مرحله ای مذاکره و توافق کنند.
ت: همزمان با مذاکره در موارد اختلافی، همکاریهای عملی در موارد «منافع مشترک» را آغاز کنند تا مسیر اعتماد سازی تسهیل شود.
ث: دو طرف از «بده بستانهای بزرگ» نهراسند و تسلیم جوسازی ها نشوند.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از انتخاب، روزنامه «یدیعوت آحارونوت» اسرائیل گزارش داد که ترکیه و عربستان سعودی در حال پیشبرد طرحی برای ایجاد یک کریدور زمینی حملونقل و تجارت هستند که کشورهای حوزه خلیج فارس را از طریق سوریه و اردن به اروپا متصل میکند؛ پروژهای که «اسرائیل را دور میزند» و با «کریدور اقتصادی هند–خاورمیانه–اروپا» (IMEC) که تلآویو از آن حمایت میکند، رقابت خواهد کرد.
این روزنامه روز جمعه نوشت که طرح پیشنهادی امکان انتقال کالا میان آسیا و اروپا را از طریق خاک سوریه و اردن و سپس ترکیه فراهم میکند، بدون آنکه از اسرائیل عبور کند یا به بندر حیفا، که بخش مهمی از پروژه مورد حمایت اسرائیل محسوب میشود، متکی باشد.
اقتصادنیوز: امارات پیش از آغاز جنگ یکی از بزرگترین شرکای تجاری ایران و یکی از مسیرهای اصلی صادرات نفت تحریمشده ایران به شمار میرفت.
امروز ایرانیان در آستانه یک انتخاب مهم قرار دارند؛ انتخاب میان بازتولید شکافهای گذشته یا استفاده از ظرفیت فوتبال برای تقویت انسجام ملی. در نهایت، تیم ملی فوتبال ایران نه متعلق به یک دولت است و نه وابسته به یک جریان سیاسی؛ این تیم، تیم ملت ایران است. تیمی که میلیونها ایرانی خود را در آن میبینند و موفقیتش را موفقیت ایران میدانند
امروز ایرانیان در آستانه یک انتخاب مهم قرار دارند؛ انتخاب میان بازتولید شکافهای گذشته یا استفاده از ظرفیت فوتبال برای تقویت انسجام ملی. در نهایت، تیم ملی فوتبال ایران نه متعلق به یک دولت است و نه وابسته به یک جریان سیاسی؛ این تیم، تیم ملت ایران است. تیمی که میلیونها ایرانی خود را در آن میبینند و موفقیتش را موفقیت ایران میدانند
در حالی که فیفا با کمپینهای محیط زیستی از هواداران میخواهد برای نجات زمین «کارت سبز» بالا ببرند، اما ساختار پرهزینه و گسترده این تورنمنت، عملاً یک «کارت قرمز» مستقیم به طبیعت است.
به گزارش راویان به نقل از مشرق، فیفا در سالهای اخیر به عنوان بخشی از پیامهای تبلیغلاتی خود، شعار «کارت سبز برای سیاره زمین» را تبلیغ کرده و هواداران، بازیکنان و فدراسیونها را به تعهد به اقدامات سازگار با محیط زیست تشویق کرده است؛ آن هم در شرایطی که فوتبال ادعا دارد در مسیر آگاهیبخشی نسبت به تغییرات اقلیمی پیشگام است.
با این حال، هر چه به جام جهانی ۲۰۲۶ نزدیکتر میشویم، این کمپین بیشتر شبیه به این به نظر میرسد که در یک جت خصوصی، نیهای قابل بازیافت توزیع کنید.
اکنون پیشبینی میشود که این تورنمنت در ایالات متحده، کانادا و مکزیک به مخربترین جام جهانی تاریخ از نظر زیستمحیطی تبدیل شود. این مسابقات صرفاً بزرگترین یا تجاریترین تورنمنت نیست، بلکه آلایندهترین آنهاست.
پژوهشگران موسسه «دانشمندان برای مسئولیت جهانی» تخمین میزنند که این رقابتها میتواند حدود ۹ میلیون تن گاز دیاکسید کربن تولید کند که تقریباً دو برابر میانگین ردپای کربنی جامهای جهانی اخیر است. در بدترین سناریوهای سفر، میزان انتشار گازهای گلخانهای تنها در بخش هوانوردی میتواند به ۱۳.۷ میلیون تن برسد.

این اتفاق، پیامد غیرقابل اجتناب تورنمنتی است که به نمادی از جاهطلبی و اصرار فوتبال برای توسعه بیوقفه تبدیل شده است؛ تیمی بیشتر، بازیهای بیشتر، پروازهای بیشتر، اسپانسرهای بیشتر و در نهایت مصرفگرایی بیشتر.
نسخه ۲۰۲۶ به جای ۳۲ تیم با حضور ۴۸ تیم برگزار میشود و به ۱۰۴ مسابقه افزایش مییابد که ۴۰ بازی بیشتر از فرمت قبلی است. این بازیها همچنین در سراسر یک قاره پهناور پخش خواهند شد.
اینکه بحران اقلیمی فوتبال از طریق زیادهخواهی رقم میرسد، یک پارادوکس نمادین است. این ورزش سالهاست به همه میگوید که اهمیت زیادی برای پایداری محیط زیست قائل است، اما همزمان مسابقاتی را طراحی میکند که هواداران را مجبور میکند در گرمای تابستان از ونکوور به میامی و از آنجا از طریق مکزیکوسیتی پرواز کنند.
بر اساس تحلیل بیبیسی اسپورت، یک هوادار انگلیس که تمام مراحل حذفی را تا فینال دنبال میکند، میتواند به تنهایی حدود ۳.۵ تن گاز دیاکسید کربن تولید کند. این میزان تقریباً معادل گرم کردن یک خانه متوسط در بریتانیا برای بیش از یک سال و نیم است.

این ارقام تنها مشتی نمونه خروار از تورنمنتی است که انتظار میرود میلیونها هوادار، مهمانان شرکتی، گروههای رسانهای و شرکای تجاری را به سفر وا دارد.
این دقیقاً همان جایی است که پیام «کارت سبز برای سیاره زمین» زیر بار تناقضات خود فرو میریزد. کمپینهای محیط زیستی فیفا از هواداران میخواهند بازیافت کنند، از حملونقل عمومی بهره ببرند و پایدار فکر کنند؛ اما نهاد حاکم بر فوتبال همزمان ساختاری را برای مسابقات ایجاد کرده که پروازهای طولانیمدت و انبوه را غیرقابل اجتناب میکند.
هیچ مقدار از ظروف همبرگر قابل کمپوست در فمزونها نمیتواند تورنمنتی را که به سفرهای هوایی بینقارهای وابسته است، جبران کند.

تقابل شعارهای زیستمحیطی با واقعیتهای تلخ اقلیمی
انتقادها از این جهت تندتر شده که فوتبال دهه گذشته را به شدت صرف برندسازی خود به عنوان یک ورزش آگاه به مسائل محیط زیستی کرده است. باشگاهها اهداف کربنصفر را اعلام میکنند، نهادهای حاکمیتی استراتژیهای اقلیمی منتشر میسازند و شبکههای تلویزیونی پوشش مسابقات را با پیامهای تبلیغاتی پر میکنند.
اما در نهایت مهمترین رویداد این ورزش، شبیه به یک آزمون بحران اقلیمی از راه میرسد.
حتی شرایط فیزیکی که در انتظار بازیکنان و هواداران است نیز به بخشی از این سناریوی اقلیمی تبدیل شده است. مطالعات متعددی که پیش از مسابقات منتشر شده، هشدار دادهاند که شرایط گرمای خطرناک میتواند بازیها را در چندین شهر میزبان تحت تاثیر قرار دهد.
تحقیقات مربوط به سنجش دمای مرطوب—شاخص ترکیبی دما، رطوبت و تابش خورشیدی که برای ارزیابی خطر استرس گرمایی استفاده میشود—نشان میدهد که ممکن است بیش از ۲۶ مسابقه در شرایطی فراتر از سطوح ایمنی توصیهشده برگزار شود.
میامی به یک دغدغه ویژه تبدیل شده است؛ چرا که پیشبینیها نشان میدهند هر مسابقه جام جهانی در این شهر میتواند از آستانه خطر گرما برای بازیکنان و هواداران فراتر رود. در مقایسه با آخرین جام جهانی به میزبانی ایالات متحده در سال ۱۹۹۴، تعداد مسابقاتی که انتظار میرود از معیارهای بحرانی گرما عبور کنند، به دلیل تغییرات اقلیمی به شدت افزایش یافته است.
فوتبال اکنون در موقعیت عجیبی قرار گرفته است؛ از یک سو تورنمنتهایی برگزار میکند که سلامت اقلیم را به خطر میاندازند و از سوی دیگر باید با پیامدهای تغییرات اقلیمی در درون همان مسابقات دستوپنجه نرم کند.

تناقض مالی فیفا؛ از حامیان نفتی تا اتهام پنهانکاری
موضوع حامیان مالی نیز علامت سؤال بزرگی را روی تمام این ماجرا ایجاد کرده است. شراکت جنجالی فیفا با غول انرژی عربستان، یعنی آرامکو، انتقاد شدید فعالان محیط زیست و بازیکنان را برانگیخته است. سال گذشته بیش از ۱۰۰ فوتبالیست زن به طور علنی به این قرارداد اعتراض کردند و استدلال کردند که این معامله به طور اساسی ادعاهای فیفا در مورد پایداری محیط زیست را زیر سوال میبرد.
در اینجا هم این تناقض کاملاً به چشم میآید؛ سازمانی که طرح «کارت سبز» را تبلیغ میکند، از نظر مالی با یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان همسو شده است.
این یک مسیر کاملاً جدید برای فیفا نیست. اصرار این نهاد مبنی بر اینکه جام جهانی ۲۰۲۲ قطر «کربنخنثی» بوده است، توسط کارشناسان اقلیمی به شدت رد شد و آنها برگزارکنندگان را متهم کردند که هزینه واقعی زیستمحیطی تورنمنت را بسیار کمتر از حد واقعی تخمین زدهاند.
اما شرایط در سال ۲۰۲۶ متفاوت به نظر میرسد، چون مقیاس کار بسیار بزرگتر و کتمان آن بسیار دشوارتر است. شما نمیتوانید یک ابررویداد ۱۰۴ مسابقهای در سطح یک قاره را به عنوان یک رویداد مسئولیتپذیر در قبال محیط زیست معرفی کنید، بدون اینکه حرفهایتان دور از واقعیت به نظر برسد.
فیفا به اقدامات جبرانی خود اشاره میکند؛ اینکه استادیومهای موجود تا حد زیادی بازسازی و دوباره استفاده میشوند، زیرساختهای حملونقل عمومی تقویت خواهند شد و برنامهریزی منطقهای بازیها با هدف کاهش برخی از سفرهای هوایی انجام میشود. استراحتهای خنککننده و پروتکلهای مدیریت گرما نیز برنامهریزی شدهاند.
با این حال، مشکل اصلی همچنان حلنشدنی باقی مانده است. خودِ تورنمنت بیش از حد بزرگ و از نظر جغرافیایی بیش از حد پراکنده است که بتوان آن را با تعهدات جدی اقلیمی سازگار کرد.

این همان حقیقت تلخی است که زیر تمام این تمرینات برندسازی و شعارهای پایداری نهفته است. نهادهای حاکم بر فوتبال همچنان به گونهای رفتار میکنند که گویی مسئولیتپذیری زیستمحیطی چیزی است که میتوان آن را به سادگی روی رشد تجاری بیپایان سوار کرد.
جام جهانی ۲۰۲۶ هنوز هم میتواند لحظات ماندگار، گلهای فراموشنشدنی و اتمسفرهای شگفتانگیزی خلق کند. این مسابقات قطعاً رکوردهای بینندگان را خواهد شکست و میلیاردها دلار درآمد به همراه خواهد داشت.
اما در حالی که فیفا از دنیای فوتبال میخواهد کارت سبزی برای سیاره زمین بالا ببرد، مسابقات خودشان به واضحترین سند تبدیل شدهاند که نشان میدهد این ورزش هنوز نمیتواند پایداری محیط زیست را فدای توسعهطلبی خود نکند.
منبع: وان فوتبال
اسطوره فقید برزیلی در حالی درخشش در فوتبال را از جام جهانی ۱۹۵۸ آغاز کرد که روانشناس برزیل به سرمربی این تیم توصیه کرده بود به دلیل سن کم، این بازیکن ۱۷ ساله را به جام جهانی نبرد.
در حالی جام جهانی ۲۰۲۶ از ۲۱ خرداد آغاز میشود که این اولین جام جهانی است که با توجه به درگذشت پله در زمستان ۴ سال پیش، در غیاب او برگزار میشود.
روزنامه عربستانی الشرق الاوسط در گزارشی به اولین حضور پله در جام جهانی پرداخته است. جام جهانی ۱۹۵۸، اولین رقابتی بود که نام پله را به گوش دنیا رساند و کمتر کسی فکرش را میکرد که این بازیکن ۱۷ ساله تبدیل به بزرگترین فوتبالیست جهان شود، تبدیل به تنها بازیکنی که ۳ بار قهرمان جام جهانی شده است.
این در حالی بود که روانشناس تیم ملی برزیل به ویسنته ویولا، سرمربی تیم، اطلاع داد که پله در ۱۷ سالگی به اندازه کافی بالغ نیست که در جام جهانی ۱۹۵۸ بازی کند. ویولا غریزی پاسخ جالبی داد و گفت: ممکن است حق با تو باشد، اما چیزی از فوتبال نمیدانی.
پله اما با وجود توصیه آن روانشناس در این مسابقات شرکت کرد و سلسائو را به اولین عنوان قهرمانی تاریخ خود رساند و در مسیر تبدیل شدن به پادشاه فوتبال قرار گرفت.
پله در جام جهانی ۱۹۵۸ در بازی دور اول مقابل اتحاد جماهیر شوروی بازی کرد و سپس تنها گل مرحله یک چهارم نهایی مقابل ولز را به ثمر رساند. او با هت تریک خود نقش کلیدی در پیروزی ۵-۲ مرحله نیمه نهایی مقابل فرانسه داشت و سپس در فینال مقابل سوئد (۵-۲) با زدن دو گل درخشید.
پله با ۱۷ سال و ۲۴۹ روز، جوانترین بازیکنی شد که جام جهانی را برنده شده است و برزیل اولین کشوری شد که خارج از قاره خود، با سیستم انقلابی ۴-۲-۴، به جای ۵-۳-۲ سنتی یا ۳-۴-۳، با تکیه بر بازی پویا از طریق جناحین، این عنوان را به دست آورد.
پائولو آمارال، مربی بدنسازی، درباره پله گفت: او میتوانست با پای چپ و راست خود شوت بزند و به محض اینکه توپ را لمس میکرد، دید پیشبینیکنندهای نسبت به همه چیز داشت. او فوقالعاده بود.
پله درباره گل باشکوه خود مقابل ولز در این مسابقات که اولین گل از ۱۲ گل او در جام جهانی بود، گفته است: فکر میکنم این خاطرهانگیزترین گل دوران حرفهای من است.
کلیف جونز، وینگر ولزی، گفت: ما چیزی در مورد پله نمیدانستیم. ما روی گارینشا و دیدی تمرکز کرده بودیم. این بچه ۱۷ ساله که بود؟ ما نمیدانستیم. اما بعد از بازی فهمیدیم چه بازیکنی است.
لیونل مسی در ششمین جام جهانی خود (و چهارمین دوره متوالی به عنوان کاپیتان)، رکورد دیگو مارادونا (کاپیتانی در سه دوره) را پشت سر گذاشت و به اسطورهای بینظیر در تاریخ فوتبال آرژانتین تبدیل شد. با این حال، نکته قابل توجه در تیم ملی آرژانتین برای جام جهانی ۲۰۲۶، نه تنها رهبری مسی، بلکه حضور کاپیتانهای باشگاهی متعدد در این تیم است.
به گزارش راویان به نقل از مشرق، لیونل مسی در ششمین جام جهانی خود (چهارمین دوره متوالی به عنوان کاپیتان) در ترکیب تیم ملی کشورش به میدان خواهد رفت. او با این کار، رکورد دیگو مارادونا – که سه بار متوالی کاپیتان آرژانتین بود – را پشت سر گذاشت اما چیزی که این نسل را منحصر به فرد میکند، فقط رهبری مسی نیست بلکه تیمی است که او را احاطه کرده است.
تیم ملی آرژانتین مملو از رهبران (کاپیتانهای باشگاههای خود) است که زیر نظر تنها کاپیتانی که هیچکس در موردش بحث نمیکند، جمع شدهاند.
زمانی که مسی رهبری را پذیرفت
سرجیو باتیستا، قهرمان جام جهانی مکزیک ۱۹۸۶ و سرمربی اسبق تیمهای جوانان آرژانتین، در مورد تکامل رهبری مسی به روزنامه ناسیون گفت: «وقتی مسی بالغ شد، دید که نوبت او است و شروع کرد. او منتظر زمان مناسب ماند و وقتی دید که زمان رهبری این پسران است، دست به کار شد. مسی بسیار باهوش است و کاپیتانی نیست که فقط سر و صدا به پا کند.»
مسی کاپیتانی تیم ملی آرژانتین را در سپتامبر ۲۰۱۱ (پس از خاویر ماسکرانو) به ارث برد و از آن زمان تاکنون کاپیتان تیم ملی کشورش بوده است.
سایر کاپیتانهای حاضر در تیم آرژانتین:
نیکولاس اوتامندی: (کاپیتان بنفیکا)
لائوتارو مارتینس: (کاپیتان اینتر میلان)
لئاندرو پاردس: (کاپیتان بوکاجونیورز)
کریستین رومرو: (کاپیتان تاتنهام)
امیلیانو مارتینس: (کاپیتان دوم استون ویلا)
لیساندرو مارتینس: با وجود مصدومیتها، در منچستریونایتد جایگاه خود را به عنوان رهبر تثبیت کرده است.
نیکولاس تاگلیافیکو: در لیون، زمانی که کاپیتان اصلی حضور ندارد، بازوبند را بر بازو میبندد.
لئوناردو بالردی: تا قبل از تغییر مربی، کاپیتان مارسی بود.
انسو فرناندس: در چلسی، زمانی که ریس جیمز در زمین نیست، بازوبند را میبندد.
هفته سی و هشتم فوتبال لیگ برتر انگلیس با برد آرسنال و منچستریونایتد، توقف لیورپول و شکست منچسترسیتی پیگیری شد.
به گزارش راویان به نقل از مشرق، فصل ۲۰۲۵-۲۰۲۶ رقابتهای فوتبال لیگ برتر انگلیس، عصر امروز با برگزاری ۱۰ دیدار به پایان رسید و تکلیف سهمیهها و همچنین تیمهای سقوط کننده مشخص شد.
در یکی از بازیهای مهم هفته سی و هشتم، تیم آرسنال که هفته گذشته قهرمانیاش را مسجل کرد، در خانه کریستال پالاس به برتری ۲ بر یک رسید و فصل را با کسب بیست و ششمین برد خود به پایان رساند.
در این بازی گابریل ژسوس در دقیقه ۴۲ و نونی مادوئکه در دقیقه ۴۸ برای آرسنال و ژان فیلیپ ماتتا در دقیقه ۸۹ برای میزبان گلزنی کردند.
در دیگر بازی مهم امروز تیم منچسترسیتی در ورزشگاه اتحاد ۲ بر یک به استون ویلا باخت. آنتوان سمنیو در دقیقه ۲۳ برای سیتی و اولی واکتینز در دقایق ۴۷ و ۶۱ برای میهمان موفق به گلزنی شدند.
این آخرین دیداری بود که پپ گواردیولا روی نیمکت سیتی نشست. این مربی اسپانیایی با این شکست خانگی به حضور ۱۰ سالهاش در تیم آبیپوش شهر منچستر پایان داد.
امروز همچنین تیم منچستریونایتد در خانه برایتون ۳ بر صفر پیروز شد. پاتریک دورگو، برایان امبئومو و برونو فرناندز برای شیاطین سرخ گلزنی کردند. برونو فرناندز در این بازی یک پاس گل هم داد تا تعداد پاس گلهایش را به عدد ۲۱ برسد و از رکورد تیری آنری و کوین دیبروینه عبور کند و تاریخساز شود.
امروز یک بازی مهم نیز در ورزشگاه تاتنهام برگزار شد؛ جایی که این تیم با گل دقیقه ۴۲ پالینیا از سد اورتون گذشت و با ۴۱ امتیاز بقایش را در لیگ برتر قطعی کرد. اگر تاتنهام در این بازی شکست میخورد، به دسته پایینتر سقوط میکرد.
بدین ترتیب تیمهای آرسنال، منچسترسیتی، منچستریونایتد، استون ویلا و لیورپول راهی لیگ قهرمانان اروپا شدند، بورنموث و ساندرلند به لیگ اروپا راه یافتند، برایتون به پلیآف لیگ کنفرانس رفت و تیمهای وستهام، برنلی و وولوز نیز به دسته اول سقوط کردند.
نتایج کامل بازیهای هفته سی و هشتم به شرح زیر است:
* کریستال پالاس یک – آرسنال ۲
* منچسترسیتی یک – استون ویلا ۲
* برایتون صفر – منچستریونایتد ۳
* لیورپول یک – برنتفورد یک
* برنلی یک – وولوز یک
* تانهام یک – اورتون صفر
* وستهام ۳ – لیدز صفر
* ساندرلند ۲ – چلسی یک
* فولام ۲ – نیوکاسل صفر
* ناتینگهام فارست یک – بورنموث یک