به گزارش اقتصادنیوز به نقل از دنیای اقتصاد، درحالیکه جهان در انتظار تقابل نهایی میان تهران و واشنگتن بود، امضای یادداشت تفاهم ۱۴مادهای میان ایران و دولت دونالد ترامپ، معادلات ژئوپلیتیک منطقه را وارد فاز جدیدی کرد. این توافق که در پی بنبست نظامی، فشارهای بیسابقه بر بازار انرژی و میانجیگری فعال قدرتهای منطقهای حاصل شده، اکنون با چالشهایی همچون بحران جنوب لبنان، تضاد در متون فارسی و انگلیسی و مخالفتهای شدید در داخل ایران و آمریکا روبهروست.
دنیایاقتصاد در گفتوگویی با رحمان قهرمانپور، پژوهشگر مسائل بینالملل، ابعاد پنهان این یادداشت تفاهم، نقش صندوق سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری تحت عنوان بازسازی و دوراهی سرنوشتساز ایران میان «مدار امنیتی» یا «مدار توسعه» را مورد واکاوی قرار داد. قهرمانپور تاکید کرد محتملترین سناریو در کوتاهمدت، ادامه همین توافق موقت و تمدید آتشبس به مدت ۹۰ یا ۱۲۰ روز تا زمان انتخابات میاندورهای آمریکا است.
همچنین این کارشناس درباره نگاه کشورهای شورای همکاری خلیجفارس به این یادداشت تفاهم یا توافق احتمالی در آینده گفت که هدف این کشورها این است که از طریق این توافق، سیاست خارجی ایران را از مدار امنیتی به سمت مدار اقتصادی و توسعه سوق دهند.
بنابراین اگر جهتگیری سیاست خارجی ایران به سمت توسعهگرایی نرود، فرصتهای اقتصادی همچنان محدود خواهد بود.
* به نظر شما چرا آمریکا در این مقطع به جای ادامه مسیر فشار و تقابل، مسیر امضای یک یادداشت تفاهم با ایران را انتخاب کرد؟ آیا این تغییر رویکرد بیشتر ناشی از محاسبات و محدودیتهای منطقهای است یا عوامل داخلی و بینالمللی را نیز شامل میشود؟
این تحولات برآمده از مجموعهای از عوامل گوناگون است. در واقع، از دو، سه هفته پیش در فضای سیاست داخلی ایالات متحده آمریکا مباحثی مطرح شد که بر اساس آن، معتقد بودند دونالد ترامپ به اهداف مدنظر خویش دست نیافته است. از سوی دیگر، دموکراتها بر این باور بودند که ترامپ تحت تاثیر نتانیاهو قرار گرفته و به ورطه جنگ با ایران کشیده شده است. زمانی که افرادی نظیر باراک اوباما اعتراضات خود را مطرح کردند، این موضوع بازتاب بسیار گستردهای در جامعه آمریکا داشت.
افزون بر این، رویکرد بخشی از بدنه نظامی ارتش آمریکا و همچنین گزارشهای رسانههایی چون واشنگتنپست حاکی از آن بود که تداوم نبرد میان ایالات متحده و ایران بیش از هر چیز به سود چین تمام میشود و میتواند به گرفتار شدن بیش از پیش آمریکا در منطقه خاورمیانه منجر شود. بنابراین، در وهله نخست مساله تبعیت آمریکا از اسرائیل مطرح بود.
مارک روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده در جلسه استماع در کنگره در خصوص اینکه چرا آمریکا در تاریخ نهم اسفند ماه سال گذشته به ایران حمله کرد، مسالهای را بیان کرد که بسیار بحثبرانگیز بود. وی گفت اسرائیلیها به ما گفتند که به هر حال به ایران حمله خواهند کرد، بنابراین میدانستیم که اگر آمریکا هم همراهی نکند، آنها حمله میکنند. لذا در آن مقطع آمریکا مجبور شد وارد جنگ با ایران شود. این امر برای اعتبار واشنگتن و شخص ترامپ بسیار مهم بود. مساله دیگر این بود که اقدامات نظامی دیگر نمیتوانست آمریکا را به اهداف خود نائل کند؛ در کنار آن باید نگرانی از تقویت جایگاه چین و کاهش توان تسلیحاتی آمریکا را نیز مدنظر قرار داد.
عامل تعیینکننده بعدی، فشاری بود که بستن تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی تحمیل کرد. گفته میشود که شرکتهای بزرگ آمریکایی به صورت محرمانه به ترامپ اطلاع داده بودند که بهدلیل تقلیل ذخایر استراتژیک نفت، دستیابی به توافق امری فوری و حیاتی است؛ موضوعی که مدیرعامل شرکت نفتی شورون نیز چند هفته پیش بر آن صحه گذاشت. شخص ترامپ نیز در روزهای اخیر به همین مساله اشاره و اظهار کرد که در صورت عدم حصول توافق، اقتصاد جهانی به شدت تحت فشار و تحتالشعاع این بحران قرار میگرفت. در نهایت، تلاقی این ضرورتها با میانجیگریهای قدرتمند کشورهایی نظیر امارات متحده عربی، قطر، پاکستان، عربستان سعودی، ترکیه و مصر منجر به آن شد که این یادداشت تفاهم به امضا برسد.

* با ورود این یادداشت تفاهم به مرحله مذاکرات فنی، مهمترین چالشهای پیش روی ایران و آمریکا با توجه به ناکامی مذاکرات یک سال گذشته چیست؟
در این خصوص، ذکر چند نکته بسیار حائز اهمیت است؛ ما از روز جمعه شاهد بودیم که گام نخست، یعنی آغاز مذاکرات در کشور سوئیس، با چالش و مشکل مواجه شد. علت این امر آن بود که اسرائیل به خاک لبنان حمله کرد و متعاقب آن، ایران اعلام کرد که به دلیل عدم شمول آتشبس در این جبهه، تنگه هرمز را خواهد بست.
تفاوت عمده این مذاکرات با ادوار گذشته در این است که پیشتر مذاکرات معطوف و محدود به مساله هستهای بود، اما اکنون دو موضوع کلیدی دیگر یعنی امنیت دریانوردی و مساله آتشبس در جنوب لبنان نیز به آن افزوده شده است. به عنوان مثال آقای خطیبزاده اظهار کردند ایران فقط به مدت ۶۰ روز اجازه عبور رایگان را داده است، درحالیکه طرفهای آمریکایی مدعی هستند در نسخه انگلیسی سند، از کلمه فقط استفاده نشده است. ایران تاکید دارد که این قید «فقط» در متن فارسی آمده و معنای آن این است که پس از انقضای بازه ۶۰ روزه، ایران نسبت به دریافت عوارض اقدام خواهد کرد. مساله پیچیدهتر، موضوع لبنان و برقراری آتشبس در جنوب این کشور است که شرایط بسیار دشواری دارد؛ اسرائیل با ورود به جنوب لبنان در پی ایجاد یک منطقه حائل امنیتی است؛ درحالیکه مقامات حزبالله لبنان اظهار کردهاند که طرف ایرانی به آنها قول داده است تنها در صورتی توافق را خواهد پذیرفت که نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان خارج شوند. لذا قرار گرفتن این سه موضوع اختلافی بر روی میز مذاکره، موجب میشود که امیدواری نسبت به تحقق توافق نهایی کاهش یابد.
نکته مهم دیگر، وجود اختلافات داخلی در خود ایالات متحده در آستانه انتخابات میاندورهای است. نه تنها دموکراتها، بلکه بخشی از جمهوریخواهان سرشناس نظیر سناتور تد کروز، نیکی هیلی، سوزان رایس و برخی دیگر نیز به شدت از این توافق انتقاد کردهاند. شاید بتوان گفت در حال حاضر تنها کسی که در داخل آمریکا به شکلی جانانه از این توافق دفاع میکند، شخص ترامپ است و هنوز جمهوریخواهان برجسته به صورت قاطع از آن حمایت نکردهاند که این امر به معنای دشوارتر شدن مسیر پیشروی ترامپ خواهد بود.
* یکی از پرسشهای اصلی این است که بعد از امضای تفاهم، سختترین مرحله یعنی اجرای تعهدات شروع میشود. به نظر شما چه عواملی میتواند باعث موفقیت یا شکست این مسیر شود؟
با توجه به اینکه پس از امضای یادداشت تفاهم، یکی از سختترین مراحل، اجرای تعهدات است، ابهامات بسیاری در این مسیر وجود دارد. برای مثال، چگونگی تعهد آمریکا برای آزادسازی اموال ایران و مساله لغو تحریمهای اولیه و ثانویه همچنان مبهم بوده و پاسخی برای آنها ارائه نشده است. روز جمعه خبری منتشر شد مبنی بر اینکه استیو ویتکاف اظهار کرده آمریکا و ایران توافق کردهاند تا آژانس بینالمللی انرژی اتمی بازرسیهای خود را از سر گرفته و مکانهای مربوط به ۴۴۰ گرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد را شناسایی کند؛ این خبر هنوز از سوی ایران تایید نشده است.
از سوی دیگر، درحالیکه گفته میشود قرار است تحریمها لغو شوند، آقای ونس تاکید دارد که این یک «توافق مبتنی بر عملکرد» است؛ بدین معنا که لغو تحریمها تنها در صورت پایبندی ایران به تعهداتش صورت خواهد گرفت. حال محل اختلاف اینجاست که چه مرجعی تشخیص میدهد که آیا ایران به تعهدات خود عمل کرده است یا خیر؛ آمریکا بر این باور است که خود باید این موضوع را تشخیص دهد، درحالیکه در توافق ۱۴ مادهای به تشکیل یک کمیته مشترک برای نظارت بر اجرا اشاره شده است. هنوز مشخص نیست اعضای این کمیته چه کسانی هستند و آیا ماهیت آن فنی خواهد بود یا سیاسی؛ لذا در مورد تعهدات، ابهامات گستردهای وجود دارد.
* اجرای این توافق چه اثری میتواند بر روابط ایران با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، بهویژه عربستان، امارات و قطر داشته باشد؟ آیا کاهش تنش تهران و واشنگتن میتواند به تغییر معادلات امنیتی خلیج فارس منجر شود؟
در خصوص اثر این تحولات بر روابط ایران و کشورهای منطقه نظیر عربستان سعودی، امارات و قطر، واقعیت این است که هنوز پاسخ قطعی وجود ندارد. با این حال، با توجه به میانجیگری کشورهایی چون قطر و امارات، به نظر میرسد صندوق ۳۰۰میلیارد دلاری که آمریکاییها از آن سخن میگویند، یک صندوق مشترک برای سرمایهگذاری این کشورها در ایران باشد. برخی مقامات آمریکایی اشاره کردهاند که برای نمونه، شرکتهای اماراتی ممکن است مایل به سرمایهگذاری در ایران باشند و دلیلی ندارد که آمریکا مانع آن شود.
از طرفی میدانیم که تیم ترامپ روابط تجاری گستردهای با اماراتیها دارد و احتمالا به همین دلیل، ترامپ با این صندوق سرمایهگذاری موافقت کرده است؛ چراکه این امر غیرمستقیم به معنای سرمایهگذاری تیم او در ایران از طریق شرکتهای اماراتی و قطری خواهد بود. ظاهرا کشورهای شورای همکاری خلیجفارس به این جمعبندی رسیدهاند که از طریق ایجاد اتصالات اقتصادی و ایجاد وابستگی متقابل، تهدید ایران را مهار کرده و به نوعی همزیستی دست یابند تا ایران دیگر در آینده تهدیدی برای آنها نباشد. پس در صورت حصول توافق، به نظر میرسد روابط ایران با کشورهای حاشیه خلیج فارس، دستکم در حوزه اقتصادی، بسیار قویتر و گستردهتر خواهد شد.
* برخی معتقدند این توافق میتواند فضای جدیدی برای حضور اقتصادی ایران در منطقه ایجاد کند، ارزیابی شما از پیامدهای اقتصادی این تفاهم در میانمدت چیست؟ همچنین با توجه به تجربه برجام دو طرف این بار میتوانند از حوزه اقتصاد به عنوان ضمانت اجرای توافق استفاده کنند؟
آنچه باید به آن توجه داشت این است که ایران و آمریکا امروز به یک یادداشت تفاهم و توافق موفق، و نه دائمی، دست یافتهاند و اما و اگر در رابطه با آن زیاد است؛ درحالیکه برجام یک توافق نهایی شده بود. در ارزیابی پیامدهای اقتصادی، اگر فرض را بر حصول توافق نهایی بگذاریم، دو سوال بنیادین مطرح میشود: نخست اینکه آیا ایران به دنبال تغییر جهتگیری سیاست خارجی خود در راستای توسعه هست یا خیر؟ اگر پاسخ مثبت باشد، حتما گشایشهای اقتصادی زیادی به ویژه در روابط با کشورهای خلیجفارس رخ خواهد داد و کشورهای آسیای مرکزی، پاکستان، افغانستان و کشورهای حوزه شامات نظیر عراق و سوریه نیز به این مدار همکاری متصل خواهند شد. اما سوال دوم این است که اگر توافق حاصل شود، ولی سیاست خارجی ایران همچنان در مدار امنیتی باقی بماند، آیا این همکاریها شکل خواهد گرفت؟ در اینجا تهدیدها جدی است؛ چراکه هدف کشورهای شورای همکاری خلیجفارس این است که از طریق این توافق، سیاست خارجی ایران را از مدار امنیتی به سمت مدار اقتصادی و توسعه سوق دهند. بنابراین اگر جهتگیری سیاست خارجی ایران به سمت توسعهگرایی نرود، فرصتهای اقتصادی همچنان محدود خواهد بود.
* در بعد سیاسی-امنیتی آیا میتوان انتظار داشت این توافق به یک چارچوب پایدارتر برای کاهش تنش تبدیل شود یا بیشتر یک توافق موقت و مدیریت بحران است؟
در پایان، واقعیت این است که آنچه اکنون به آن دست یافتهایم، یک یادداشت تفاهم یا توافق موقت برای مدیریت بحران است. با توجه به سوابق ترامپ در موضوعاتی چون سوریه، غزه و ونزوئلا، او بیشتر به گام اول و جنبههای تبلیغاتی و رسانهای آن اهمیت میدهد تا بگوید مساله را حل کرده است و معمولا سراغ گامهای بعدی نمیرود. به همین دلیل برخی تحلیلگران معتقدند ترامپ ممکن است با این توافق موقت نیز مشابه رفتار قبل عمل کند؛ یعنی بگوید توافق حاصل شده اما تنشها میان ایران و اسرائیل ادامه یابد.
* اگر بخواهیم چند سناریوی آینده را تصور کنیم، از نگاه شما محتملترین مسیر چیست؟ حرکت به سمت توافق جامعتر، بازگشت دوباره به تنش، یا شکلگیری یک وضعیت بینابینی که در آن ایران و آمریکا بدون حل همه اختلافات، تنشها را مدیریت کنند؟
محتملترین سناریو در کوتاهمدت، ادامه همین توافق موقت و تمدید آتشبس به مدت ۹۰ یا ۱۲۰روز تا زمان انتخابات میاندورهای آمریکا است. پس از آن باید دید که آیا جمهوریخواهان موقعیت خود را در کنگره حفظ میکنند، شرایط داخلی ترامپ و منطقه چگونه خواهد بود و انتخابات اسرائیل به چه سمتی میرود؟ این عوامل تعیین خواهند کرد که آیا حرکت به سمت توافق نهایی صورت میگیرد یا مجددا به سمت درگیری بازخواهیم گشت.










































