محاصره دریایی امارات؛ روایت یک تغییر بزرگ در معادلات قدرت
محاصره دریایی امارات؛ روایت یک تغییر بزرگ در معادلات قدرت

راویان|حمیدرضا نوری، سرویس سیاسی ؛ در اقدامی که توجه محافل نظامی و رسانه‌ای جهان را به خود جلب کرده است، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صبح امروز با اعلام محدوده‌ای جدید و گسترده برای کنترل دریایی در تنگه هرمز، گامی تعیین‌کننده در تثبیت نظمی امنیتی تازه در منطقه برداشته است.

این اقدام که تنها چند ساعت پس از اعلام «پروژه آزادی» از سوی دونالد ترامپ صورت گرفته، نه‌تنها پاسخی قاطع به مطالبات و حضور فرامنطقه‌ای به‌شمار می‌رود، بلکه واقعیتی جدید در معادلات انرژی جهان رقم زده است.

 

  •  مختصات جغرافیایی نظم جدید

بر اساس نقشه منتشرشده از سوی سپاه پاسداران، محدوده مورد نظر از جنوب با خطی میان «کوه مبارک» در ایران و جنوب «فجیره» در امارات متحده عربی و از غرب با خطی میان انتهای جزیره قشم و «ام‌القیوین» در امارات تعریف شده است.

این مرزهای تازه با اشراف کامل بر یکی از شاهرگ‌های حیاتی انرژی جهان ترسیم شده‌اند.

نکته قابل توجه، شمول آبراه‌های تحت حاکمیت عمان و همچنین برخی بخش‌ها از آب‌های سرزمینی امارات در این محدوده است؛ موضوعی که نشان‌دهنده رویکرد فعال و نه صرفاً تدافعی جمهوری اسلامی ایران در تأمین امنیت این آبراه راهبردی به شمار می‌رود.

 

  •  رویارویی دو راهبرد،«نظارت هوشمند» در برابر «آزادی» پرهزینه

در سوی مقابل، کاخ سفید از آغاز «عملیات آزادی» برای گشایش یک‌طرفه تنگه خبر داده است. ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) با تأکید بر استقرار ناوشکن‌ها، بیش از صد فروند هواگرد و ۱۵ هزار نیروی نظامی در منطقه، از عبور دو ناوشکن و دو کشتی تجاری تحت پرچم آمریکا سخن گفته است.

با این حال، مهم‌ترین پیامد کوتاه‌مدت این وضعیت، افزایش چشمگیر نرخ بیمه‌های ریسک جنگی برای تردد در تنگه است؛ به‌گونه‌ای که این نرخ‌ها به بیش از ۱۰ برابر حالت عادی و معادل ۱ تا ۳ درصد ارزش هر کشتی رسیده‌اند.

این تحول نشان می‌دهد هزینه استمرار راهبرد موسوم به «آزادی کشتیرانی» در چنین شرایطی، به‌طور محسوس رو به افزایش است.

 

  •  سناریوهای پیش رو،از درگیری محدود تا بازتعریف هاب‌های تجاری

تحلیل میدانی تحولات اخیر حاکی از ورود منطقه به فاز جدیدی از بازآرایی راهبردی است. در این چارچوب، می‌توان سناریوهای محتمل را به‌صورت زیر ترسیم کرد:

 

  •  نخست، تقابل نظامی با درگیری‌های محدود (محتمل‌ترین سناریو)

در سناریوی اصلی، ادامه درگیری‌های نقطه‌ای و تأکید هر یک از طرفین بر خطوط قرمز خود مورد انتظار است. افزایش شدید غرامت‌های بیمه ریسک جنگی نشان‌دهنده تداوم تنش و عدم بازگشت به وضعیت پیشین در کوتاه‌مدت است.

در این وضعیت، مدیریت بحران و جلوگیری از تبدیل تنش‌های موضعی به درگیری گسترده، اهمیت ویژه‌ای خواهد داشت.

 

 

  • دوم، بازتعریف ژئوپلیتیک بنادر منطقه (سناریوی در حال وقوع)

تحولات اخیر، موقعیت برخی بنادر کلیدی خلیج فارس را دستخوش تغییر کرده است. امارات متحده عربی به تدریج از محور اصلی تجارت ایران خارج شده و در حالی که حدود ۲۰ تا ۲۵ هزار کانتینر در بندر جبل‌علی متوقف مانده‌اند، بنادر پاکستان، هند و عمان جایگزین این بندر در تبادلات لجستیکی با ایران شده‌اند.

این تغییر، پیام هشدارآمیزی به متحدان منطقه‌ای واشنگتن است؛ بدین معنا که همراهی با راهبردهای فشار اقتصادی و محاصره علیه جمهوری اسلامی ایران می‌تواند به‌طور مستقیم منافع تجاری و جایگاه ترانزیتی آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهد.

 

  • سوم، تشدید جنگ اراده‌ها و شوک انرژی (در سطح جهانی)

افزایش قیمت نفت برنت به بالای ۱۲۵ دلار در پی اختلال در تردد از تنگه هرمز و محصور شدن نزدیک به ۲۰۰۰ کشتی در دو سوی این آبراه، جهان را با یک شوک بی‌سابقه انرژی روبه‌رو کرده است.

کارشناسان مؤسسه مورگان استنلی هشدار داده‌اند که در بدترین حالت، بسته ماندن چندماهه تنگه می‌تواند قیمت نفت را تا مرز ۱۸۰ دلار در هر بشکه افزایش دهد.

در چنین سناریویی، فشار بر اقتصادهای واردکننده انرژی شدت یافته و موضوع امنیت انرژی بار دیگر به یکی از اولویت‌های اصلی سیاست بین‌الملل بدل می‌شود.

 

  • چهارم، گذار به همکاری مشروط (سناریوی دور اما محتمل)

در افق بلندمدت‌تر، این احتمال وجود دارد که فشار شاخص‌های اقتصادی، برخی دولت‌های غربی را به پذیرش نوعی چارچوب جدید در تعامل با ایران سوق دهد.

در این سناریو، غرب در قبال تضمین عدم اقدامات تحریک‌آمیز و ماجراجویانه نظامی، به‌طور ضمنی ترتیبات امنیتی جدید را به رسمیت خواهد شناخت.

در این چارچوب، همکاری مشروط با محوریت «امنیت پایدار انرژی» و «کاهش هزینه‌های تنش» می‌تواند به یکی از گزینه‌های روی میز بازیگران اصلی تبدیل شود؛ هرچند تحقق آن نیازمند تغییر در محاسبات و برداشت‌های امنیتی موجود است.

 

  • نبرد بر سر معماری امنیتی خلیج فارس

آنچه امروز در تنگه هرمز جریان دارد، فراتر از یک رویارویی نظامی موضعی یا اختلال موقت در ترانزیت انرژی است، این تحولات در واقع بخشی از نبردی گسترده برای تعیین معماری امنیتی خلیج فارس در دهه پیش‌رو به شمار می‌رود.

ایران با اتکا به توانمندی‌های بومی و درک جایگاه و عمق نفوذ راهبردی خود، در پی طراحی معادله‌ای جدید است، معادله‌ای که در آن، امنیت این آبراه حیاتی از انحصار قدرت‌های فرامنطقه‌ای خارج شده و نقش اصلی در دست بازیگران ساحلی و به‌ویژه نیروهای مسلح مستقر در سواحل شمالی خلیج فارس قرار می‌گیرد.

در صورت تداوم وضعیت کنونی، نحوه مدیریت این بحران و نحوه برخورد بازیگران اصلی با ترتیبات پیشنهادی جدید، تعیین خواهد کرد که آیا خلیج فارس به عرصه‌ای برای تشدید رقابت‌های پرهزینه تبدیل می‌شود یا به نمونه‌ای از تنظیم جدید روابط امنیتی در جهان چندقطبی آینده.

  • نویسنده : حمیدرضا نوری
  • منبع خبر : سرویس سیاسی راویان