در پس مذاکره با آمریکا چه چیزی نهفته است؟/ گزینه‌ای خارج از مذاکره که خواسته‌های ایران را محقق می‌کند
در پس مذاکره با آمریکا چه چیزی نهفته است؟/ گزینه‌ای خارج از مذاکره که خواسته‌های ایران را محقق می‌کند

ما مذاکره می کنیم برای اینکه حتی‌الامکان نجنگیم و درگیر خسارت آن نباشیم. این اصلی‌ترین رکن یک مذاکره در پسادرگیری است که باید با توجه به ۳ اصل عزت، حکمت و مصلحت رخ‌نمون شود.

سرویس سیاست مشرق _ درگیری ایران با آمریکا و اسرائیل پس از ۴۰ روز به آتش بس رسید و به صحنه مذاکره" وارد شد. صحنه ای البته دلفریب که عده ای مطالباتی شبیه به لوبیای سحرآمیز را برای آن مطرح می کنند. از لغو تمام تحریم ها تا آتش بس کلی در تمامیت جبهه مقاومت، تضمین صلح تا ده ها سال برای ایران، شکوفایی اقتصادی و…!

این در حالی است که مذاکره در پس یک جنگ یا درگیری صرفا اپیزودی دیگر از همان جنگ است. طرفین به صحنه می آیند تا هریک به فراخور توان خود بتوانند مطلوبیت بیشتری را در قبال مطالباتش به دست بیاورند. مطلوبیتی که البته فعلا قرار نیست در جبهه جنگ و با درگیری به دست بیاید!

لذاست که اشتباه ترین کار ممکن در یک مذاکره این است که عده ای با عینک "لوبیای سحرآمیز" به آن بنگرند و درباره آن به خیال پردازی و تصور تحقق آرزو بپردازند.

درباره مذاکرات ایران و آمریکا یک نکته مسجل است و آن اینکه طرف مذاکره ما بنا به تجربیات گذشته به هیچ وجه قابل اطمینان نیست و هر آیینه ممکن است توافقاتش را بشکند یا سازی دیگر کوک کند.

کما اینکه ما پیش از این نیز مشغول مذاکره با آمریکا بودیم و البته از میانه میز مذاکرات، ناگهان به ایران ما حمله شد.

پس محرز است که در پس مذاکره با آمریکا نمی توان به هیچ گزینه دائمی که از متن توافقات و نوشته ها و امضاها برآمده دلخوش کرد یا مبتنی بر آن برنامه ریزی داشت.

پس ما برای چه مذاکره می کنیم و از قِبل مذاکره قرار است چه چیزی برای ایران رخ بدهد؟

در پس مذاکره با آمریکا چه چیزی نهفته است؟/ گزینه‌ای خارج از مذاکره که خواسته‌های ایران را محقق می‌کند

پاسخ این است که ما مذاکره می کنیم برای اینکه حتی الامکان نجنگیم و درگیر خسارت آن نباشیم. این اصلی ترین رکن یک مذاکره در پسادرگیری است که باید با توجه به ۳ اصل عزت، حکمت و مصلحت رخ‌نمون شود.

می ماند سایر انتظارات ما از مذاکره و توافق که همگی در دو سوی یک بازه معنی می شوند. بازه ای که در سوی منفی آن عقب نشینی و امتیاز دادن به دشمن از سر استیصال است که نباید به آن وارد شد. و در سوی مثبت آن هم تحقق حداکثری مطالبات و اهداف است که باید برای میل کردن هرچه بیشتر آن به سمت مثبت تلاش کرد.

اکنون است که می توان به خواسته هایی مثل لغو تحریم، تضمین نبود جنگ، اهداف اقتصادی و… را در چارچوب مذاکرات رو آورد و در بازه اشاره شده به تلاش برای تحقق بیشترین حد آنها ولو در کمترین حالت پرداخت.

پس از ذکر این منطق مذاکراتی که به‌ویژه در مذاکرات پساجنگ کاربرد دارد البته باید کمی عینی تر حرف زد و به خواسته ها و اهداف ایران در مذاکره با آمریکا پس از درگیری ۴۰ روزه پرداخت!

حقیقت این است که با توجه به خوی شیطانی آمریکا و ایضا بدعهدی کاخ سفید نمی توان به هیچ گزینه دائمی با آمریکا امیدوار بود. لکن آنچه مایه امیدواری است و می توانیم به آن اتکای یقینی داشته باشیم "توانمندی های ایران و قدرت مردم ایران" است.

درگیری ۴۰ روزه در عرصه میدان و خیابان ثابت کرد که ایران به مدد استعدادهای درونی خویش از قبیل توانمندی نظامی، اقتصاد مقاومتی و حمایت اکثریتی مردم قادر است بدون کوچکترین تنش معیشتی با ۲ دشمن ابرقدرت درگیر باشد و قهرمانانه بجنگد، بر اقتصاد جهانی تأثیرگذار باشد، تنگه هرمز را ببندد، هواپیماهای پیشرفته دشمن که به مثابه بیانیه های الهیاتی او هستند را سرنگون سازد و سیادت خود را به رخ جهان بکشد.

پر واضح آنکه اگر کسی در ایران و از بین ایرانیان به پیشرفت در عرصه اقتصاد و امنیت و غیره می اندیشد، می تواند آنها را مبتنی بر همین توانمندی ها به دست آورد و نیازی به امید واهی بستن به یک دشمن شیطان صفت و البته بدعهد در قالب مذاکره و سازش و نوکری و… ندارد!

این گزاره ساده و غیر شعاری، آشکارا نشان می دهد که تحقق اهداف مهم و آرزوهای بزرگ را نه در مذاکره با یک کشور دیگر که در متن کشور خودمان باید جستجو کنیم و کسی اگر به برآورده شدن این اهداف بزرگ از متن مذاکره می اندیشد یا اشتباه می کند یا ناکام خواهد شد.

در این میان یک نکته اساسی دیگر هم در قبال مذاکره با دشمن وجود دارد و آن اینکه در جهان جدید هیچ توافقی و هیچ مذاکره امضا شده ای دارای تضمین دائمی بودن نیست.

این نیز گزاره ای دیگر است که اثبات می کند حامیان تحقق اهداف مطلوب و خواسته های حداکثری در مذاکره؛ بیش و پیش از مذاکره باید به تحقق آرمان های خود در داخل کشور و مبتنی بر توانمندی های داخلی تمرکز داشته باشند.