راویان| سرویس اقتصادی ؛ علیرضا، صاحب یک فروشگاه آنلاین لوازم الکترونیکی در اینستاگرام، روزی که اینترنت قطع شد را هنوز به یاد دارد. آن روز، ۴۷ سفارش در انتظار تأیید اَدمین فروش بود، ۱۲ مشتری پیامهای پیگیری برای بسته هایشان فرستاده بودند و او حتی نمیتوانست به صفحه اینستاگرامش وارد شود. درآمد آن ماه فروشگاهش، آنطور که خودش میگوید نصف شد.
حالا که خبر «اینترنت پرو» منتشر شده، او با خودش فکر میکند، «شاید این بار فرق کند». اما وقتی میفهمد برای دریافت این سرویس باید جواز کسب داشته باشد و ۲ میلیون و ۷۸۰ هزار تومان هزینه فعالسازی بپردازد، دوباره همان احساس ناامیدی آشنا برمیگردد.
علیرضا تنها نیست. میلیونها نفر مثل او در فضای دیجیتال ایران کار میکنند؛.کسانی که نه شرکت ثبتشده دارند، نه کد اقتصادی، اما روزی صدها هزار تومان از طریق شبکههای اجتماعی درآمد دارند. برای آنها، اینترنت پرو نه یک فرصت، بلکه یادآور تلخی است از اینکه در نظام اقتصادی رسمی، دیده نمیشوند.
تصور کنید در یک شهر، آب برای همه قطع میشود، اما عدهای با پرداخت هزینه بیشتر، لوله اختصاصی دارند که همیشه آب دارد. اینترنت پرو دقیقاً همین مدل را برای دسترسی به شبکه جهانی پیاده کرده است.
وقتی اینترنت عمومی قطع میشود یا کند میشود، کسانی که این سرویس را دارند، همچنان به پلتفرمهای بینالمللی دسترسی دارند. اما دریافت این «لوله اختصاصی» ساده نیست. باید مدارک شغلیتان را ارائه دهید، احراز هویت کنید و ثابت کنید که یک کسبوکار رسمی دارید.
در ابتدا، برخی از پیامکهای ارسالی از سوی اپراتورها آنقدر مشکوک بودند که مردم فکر میکردند کلاهبرداری است. بعدها مشخص شد که طرح واقعی است، اما برای کسانی مثل علیرضا که جواز کسب ندارند، این واقعیت هیچ فرقی نمیکند.
امیر، بنیانگذار یک استارتاپ نرمافزاری، وقتی جدول تعرفهها را دید، ماشینحساب را برداشت. هزینه فعالسازی، ۲.۷۸ میلیون تومان. هر گیگابایت ترافیک داخلی، ۸ هزار تومان. هر گیگابایت دسترسی به سرویسهای فیلترشده، ۴۰ هزار تومان.
او که ماهانه حدود ۱۰۰ گیگابایت ترافیک بینالمللی مصرف میکند، حساب کرد که سالانه باید حدود ۵۰ میلیون تومان فقط برای اینترنت بپردازد.
این رقم تقریباً معادل حقوق چند ماه یک برنامهنویس مبتدی در تیم او بود. «چرا باید پنج برابر بیشتر بپردازم فقط برای اینکه به گیتهاب یا AWS وصل شوم؟» امیر این سؤال را از خودش میپرسد. پاسخی ندارد. فقط میداند که اگر ندهد، کارش متوقف میشود. و اگر بدهد، باید یک نفر را اخراج کند یا بودجه بازاریابی را صفر کند.
برای کسبوکارهای بزرگتر، این هزینهها حتی سنگینتر است. یک شرکت دانشبنیان با مصرف سالانه دو ترابایت، ممکن است تا ۸۰ میلیون تومان فقط بابت اینترنت هزینه کند. این در حالی است که همین شرکتها باید با رقبای خارجی که چنین هزینهای ندارند، رقابت کنند.
بازگردیم به علیرضا. او یکی از ۲.۵ میلیون نفری است که در اینستاگرام، تلگرام و پیامرسانهای دیگر کسبوکار دارند. بسیاری از این افراد تماموقت کار میکنند، خانوادهشان را با این درآمد اداره میکنند، اما در نظام رسمی اقتصادی، وجود ندارند.
برای آنها، اینترنت پرو مثل یک مهمانی است که دعوتنامه ندارند. «من هر سال مالیات بر درآمد را پرداخت میکنم، اما جواز کسب ندارم. چون فروشگاه فیزیکی ندارم. حالا چطور باید اینترنت پرو بگیرم؟»
برای استارتاپهای نوپا هم وضعیت بهتر نیست. بسیاری از آنها هنوز سودآور نشدهاند و با سرمایه اولیه محدود کار میکنند. پرداخت ۲.۷۸ میلیون تومان فعالسازی و سپس تعرفههای بالا، عملاً یعنی انتخاب بین «اینترنت پایدار» یا «بقای تیم».
برخی از این شرکتها برای ارتباط با مشتریان خارجی، استفاده از سرویسهای ابری و بهروزرسانی نرمافزارها به اتصال بینالمللی وابستهاند. بدون آن، رقابتپذیریشان صفر میشود. کارشناسان اقتصادی میگویند اگر هدف واقعاً حمایت از کسبوکارهاست، باید بستههای مقرونبهصرفهتری برای مشاغل خرد تعریف شود.
همچنین باید مسیری سادهتر برای احراز هویت و دریافت مجوزهای موقت ایجاد شود. اما فعلاً، این پیشنهادها روی کاغذ ماندهاند.
در کنار این چالشها، برخی سؤالات فنی نیز مطرح است. برای اینکه اپراتور بتواند تعرفه متفاوت برای ترافیک داخلی و خارجی محاسبه کند، باید مقصد ترافیک کاربران را شناسایی کند. این موضوع طبیعتاً نیازمند سطحی از نظارت بر دادههای ارتباطی است. اپراتورها اعلام کردهاند که این فرآیند صرفاً برای محاسبه تعرفه انجام میشود و دادههای کاربران ذخیره نمیشود.
با این حال، انتشار اطلاعات بیشتر درباره چگونگی پیادهسازی این سیستم و استانداردهای حفاظت از حریم خصوصی میتواند به افزایش اعتماد عمومی کمک کند. همچنین برخی کارشناسان معتقدند که ارائه گزارشهای دورهای از سوی نهادهای ناظر میتواند شفافیت بیشتری در این زمینه ایجاد کند.
اینترنت پرو میخواهد پاسخی باشد به نیاز واقعی بخشی از اقتصاد کشور. اما در عمل، بیشتر شبیه یک راهحل ناقص است که فقط برای عدهای محدود کار میکند.
علیرضا هنوز نمیتواند آن را بگیرد. امیر باید بین تیمش و اینترنت پایدار یکی را انتخاب کند. و میلیونها نفر دیگر، همچنان در انتظار راهکاری هستند که واقعاً شامل حالشان شود.
برای بهبود وضعیت، چند پیشنهاد وجود دارد،اول، ارائه بستههای یارانهای یا اقساطی برای کسبوکارهای کوچک و استارتاپهای نوپا، تا هزینه فعالسازی دیگر مانع اصلی نباشد. دوم، ایجاد مسیر احراز هویت موقت برای مشاغل اینترنتی خانگی مثل فروشندگان اینستاگرامی، تا آنها هم بتوانند از این سرویس استفاده کنند. سوم، انتشار گزارشهای شفاف از نحوه تعرفهگذاری و استانداردهای حفاظت از حریم خصوصی کاربران توسط نهادهای ناظر. چهارم، ارائه بستههای ترکیبی با نرخ ثابت ماهانه به جای تعرفههای حجمی گران، تا کسبوکارها بتوانند بودجهریزی دقیقتری داشته باشند.
در نهایت، هر سیاستی در حوزه اینترنت زمانی موفق است که هزینه دسترسی را برای حداکثر فعالان اقتصادی کاهش دهد، نه افزایش. اینترنت پرو گامی جدید است، اما برای تبدیل شدن به یک راهکار ملی و عادلانه، راه درازی در پیش دارد. علیرضا و امیر و میلیونها نفر دیگر، منتظرند.
- نویسنده : راویان
- منبع خبر : سرویس اقتصادی راویان

































































