بهگزارش اقتصادنیوز، این روزها برای ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، دوران چندان آسانی نیست. عملیات ویژه نظامی که او در سال ۲۰۲۲ علیه اوکراین آغاز کرد و قرار بود تنها طی چند روز با استقرار یک دولت دستنشانده در کییف به پایان برسد، اکنون از نظر زمان حتی از نبرد اتحاد جماهیر شوروی با آلمان نازی و همچنین کل جنگ جهانی اول نیز طولانیتر شده است.
پیتر فرانکوپان در فارنپالیسی نوشت: مدت هاست که نیروهای روسیه پیشروی چشمگیری در میدان نبرد نداشتهاند، حتی برخی دادهها نشان میدهند که ارتش روسیه در ماههای آوریل و می، بخشی از مناطق تحت کنترل خود را نیز از دست داده است.
از سویی، دستاوردهای محدود روسیه نیز با هزینهای بسیار سنگین به دست آمدهاند. ماه گذشته، آنا کیستباتل، رئیس سازمان اطلاعاتی بریتانیا با استناد به اطلاعات تازه اعلام کرد که شمار کشتهشدگان نظامی روسیه احتمالا به حدود نیم میلیون نفر رسیده است. در همین حال، منابع مختلف غربی مجموع تلفات روسیه، شامل کشتهها و مجروحان، را بیش از یک میلیون نفر برآورد میکنند.
اقتصادنیوز: درس اصلی جنگهای اخیر این است که امنیت بیش از آنکه به تعداد سلاحهای هستهای وابسته باشد، به کیفیت دفاع، تابآوری زیرساختها و اقتصاد و توانایی مقابله با تهدیدهای متعارف بستگی دارد. قدرتهای هستهای باید این واقعیت را بپذیرند و راهبردهای خود را بر اساس آن بازنگری کنند.
اگر این آمار را بهصورت نسبی بررسی کنیم، شدت فرسایش نیروهای روسی حتی تکاندهندهتر به نظر میرسد. بر اساس برخی برآوردها، در ازای هر سرباز اوکراینی که کشته یا بهشدت مجروح میشود، روسیه هشت نظامی خود را از دست میدهد.
با میانگین بیش از ۳۰ هزار تلفات در هر ماه در طول سال جاری، ارتش روسیه برای جایگزینی نیروهای از دسترفته با مشکل جدی روبهرو شده است. به همین دلیل، دولت برای جذب نیروهای جدید مشوقهای مالی بیسابقهای را در نظر گرفته است؛ از جمله پاداش ثبتنام تا سقف ۸۰ هزار دلار و همچنین بخشودگی بدهی تا ۱۴۰ هزار دلار برای افرادی که به خدمت نظامی بپیوندند.
با این حال، کسانی که به ارتش میپیوندند، آینده امیدوارکنندهای را پیش روی خود نمیبینند.
به گفته وبلاگنویسان نظامی روس، متوسط عمر یک سرباز تازهوارد از زمان ورود به مرکز آموزش تا کشته شدن در منطقه نبرد، چیزی بین ۱۰ روز تا سه هفته است. حتی پس از ورود به میدان نبرد نیز میانگین زمان زنده ماندن بسیاری از نیروهای روس تنها ۲۰ تا ۳۵ دقیقه برآورد میشود.
بخش مهمی از این وضعیت ناشی از تحول بنیادینی است که در فناوری و تاکتیکهای جنگی رخ داده است.
اینروزها پهپادها، به عنوان اصلیترین ابزار کشتار در این جنگ تبدیل شدهاند؛ تغییری که پیامدهای عمیقی برای شکل جنگهای آینده در سراسر جهان خواهد داشت.
آنچه بیش از همه برای پوتین نگرانکننده است، تغییر تدریجی فضای داخلی روسیه است.
برای سالیان زیادی بیشتر شهروندان روسیه، تحت تأثیر تبلیغات مداوم رسانههای دولتی و در شرایطی که جنگ تأثیر مستقیمی بر زندگی روزمره آنان نداشت، از حمله به اوکراین حمایت میکردند.
اما اکنون اوکراین موفق شده تا جنگ را به داخل خاک روسیه بکشاند.
پهپادهای دوربرد جدید اوکراین که در داخل این کشور تولید شدهاند، از جمله FP-1، FP-2 و Hornet، توانستهاند ضربات مؤثری از نظر اقتصادی، راهبردی و روانی به روسیه وارد کنند. امروز اوکراین بهطور منظم اهدافی را در عمق خاک روسیه هدف قرار میدهد؛ از جمله حمله گستردهای که در اواسط ژوئن به مسکو انجام شد و بزرگترین پالایشگاه نفت پایتخت روسیه را تا سال ۲۰۲۷، از مدار فعالیت خارج کرد.
کارزار حملات دوربرد اوکراین تنها بر اهداف نظامی مانند پایگاههای هوایی و سامانههای موشکی متمرکز نیست.
بخش مهمی از این عملیات، زیرساختهای انرژی روسیه را هدف قرار داده است؛ از پالایشگاههای نفت و خطوط لوله گرفته تا تأسیسات صادرات انرژی و انبارهای سوخت.
خبرگزاری رویترز برآورد کرده است که حملات پهپادی اوکراین ظرفیت پالایش نفت روسیه را تا روزانه حدود ۷۰۰ هزار بشکه کاهش داده است.
دامنه این حملات روزبهروز گستردهتر شده است.
صبح نخستین روز برگزاری مجمع اقتصادی بینالمللی سنپترزبورگ در اوایل ژوئن، پهپادهای اوکراینی یک پایانه نفتی را در این شهر را هدف قرار دادند. ستونهای عظیم دود سیاه بهوضوح برای مهمانانی که وارد محل اجلاس میشدند، قابل مشاهده بود.
سه روز بعد و بار دیگر در ۲۰ ژوئن، پالایشگاه نفت آنتیپینسکی در شهر تیومن در غرب سیبری هدف حمله قرار گرفت؛ پالایشگاهی که روزانه حدود ۱۶۰ هزار بشکه نفت را به فرآوردههای سوختی تبدیل میکند. این تأسیسات بیش از ۱۶۰۰ کیلومتر از خط مقدم جنگ فاصله دارد.
شدت این حملات به حدی بود که حتی تأسیسات صنعتی واقع در ولادیوستوک و جزیره ساخالین نیز سرمایهگذاری برای ایجاد سامانههای دفاع ضدپهپادی را آغاز کردهاند.
به نظر میرسد اکنون دیگر هیچ نقطهای از روسیه در امنیت کامل نسبت به پهبادهای اوکراینی، نیست.
شهروندان روسیه نیز بهتدریج فشارهای اقتصادی جنگ را احساس میکنند.
گزارشهای مربوط به سهمیهبندی سوخت و کمبود کالاها به موضوعی عادی تبدیل شده است. در شبة جزیره کریمه که تحت کنترل روسیه قرار دارد، ذخایر سوخت آنقدر کاهش یافته که مقامات فروش سوخت به مردم را متوقف کردهاند. در خود روسیه نیز بیش از نیمی از مناطق کشور به اجرای نظام سهمیهبندی سوخت روی آوردهاند.
تولید گازوئیل روسیه در ماه مه ۱۰ درصد دیگر کاهش یافت و دولت مسکو نیز بهطور موقت صادرات بنزین را ممنوع کرد؛ اقدامی که احتمالا نتیجه مستقیم آسیبهایی است که حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه وارد کردهاند. این مسئله همچنین توانایی مسکو برای بهرهبرداری از افزایش قیمت جهانی نفت، که در پی جنگ میان آمریکا و اسرائیل با ایران رخ داد، را کاهش داده است.
حملات پهپادی اوکراین، اقتصاد روسیه را که پیشتر نیز زیر بار هزینههای جنگ قرار داشت، بیش از پیش تحت فشار قرار داده است.
اوایل امسال، سازمان اطلاعات فدرال آلمان گزارش داد که هزینههای نظامی روسیه اکنون حدود نیمی از کل بودجه دولت را تشکیل میدهد. این رقم بهمراتب بیشتر از آن چیزی است که کرملین بهطور رسمی اعلام کرده است.
توماس نیلسون، رئیس سازمان اطلاعات و امنیت نظامی سوئد معتقد است که اقتصاد روسیه تنها دو مسیر را پیشروی خود دارد: رکود بلندمدت یا شوک اقتصادی شدید.
به گفته او، هر دو سناریو در نهایت به فاجعه مالی منجر خواهند شد.
بانک مرکزی روسیه نیز نسبت به وخامت اوضاع هشدار داده است. الویرا نابیولینا، رئیس این بانک از تورم بالا، افت مداوم اقتصاد و کمبود بیسابقه نیروی کار سخن گفته است. این مشکلات تا حد زیادی به کشته یا مجروح شدن صدها هزار مرد در جنگ و اعزام گسترده نیروها به جبهه مربوط میشود.
همزمان، مقامهای دولتی از اجتنابناپذیر بودن کاهش هزینههای عمومی خبر دادهاند.
نشانههای رکود در دیگر بخشهای اقتصاد نیز دیده میشود. ساختوساز مسکن نسبت به سال گذشته حدود ۴۰ درصد کاهش یافته و تقاضا برای انبارهای تجاری افت کرده است. از سویی، روند لغو پروازهای مسافری بیشتر شده و برداشت سپردههای بانکی نیز رو به رشد است.
همزمان، نارضایتی از مدیریت جنگ در میان نخبگان روسیه هم افزایش یافته است. یک تاجر ارشد روس به فایننشال تایمز گفته: «همه عصبانی هستند و همه قبول دارند که این یک فاجعه است.»
منبع دیگری نیز به گاردین گفته که بسیاری از کسانی که زمانی از پوتین دفاع میکردند، دیگر چنین موضعی ندارند و احساس میکنند چشماندازی برای آینده باقی نمانده است.
در همین حال، جنگ بیش از گذشته وارد زندگی روزمره روسها شده است. دولت حتی به بانکها اجازه داده برای مقابله با حملات پهپادی، تجهیزات جنگ الکترونیک و سامانههای دفاع هوایی روی ساختمانهای خود نصب کنند و کارکنان امنیتی بانکها نیز سلاح حمل کنند.
نویسنده مدعی شد: ولادیمیر پوتین، برخلاف آنچه درباره خود و تزارهای روسیه القا میکند، بیش از آنکه شبیه پتر کبیر باشد، رفتارهایی شبیه به نیکلای دوم در سالهای پایانی حکومتش دارد؛ رهبری که درگیر مدیریت جزئیات جنگ بود، از واقعیتهای جامعه فاصله گرفت و سرانجام چندان خوشی را نداشت.
به ادعای نویسنده، پوتین نیز به دلیل نگرانیهای امنیتی بیشتر اوقات از انظار عمومی دور است و گاه با حضورهای تبلیغاتی ناموفق، مانند دیدار با معلم قدیمی خود یا صحبت درباره دستور تهیه کلمترش، در زمانی که پهپادهای اوکراینی پالایشگاههای روسیه را هدف قرار میدادند، بسیار دورتر از واقعیتهای جامعه ایستاده است.
بااین حال و با وجود موفقیتهای اخیر اوکراین، نباید در ارزیابی شرایط اغراق کرد. هرچند کییف دست بالا را پیدا کرده، اما بازپسگیری بخشهای وسیعی از سرزمینهای اشغالی یا وارد کردن ضربه نهایی به روسیه همچنان دور از دسترس است.
با این حال، همزمان با وخیمتر شدن اوضاع نظامی و اقتصادی روسیه، خطر دیگری در حال شکلگیری است: اینکه پوتین برای حفظ قدرت، به جای عقبنشینی، دامنه درگیری را گسترش دهد.
نویسنده مدعی شد: پوتین هر زمان که خود را تحت فشار میبیند، با تهدید به تشدید جنگ واکنش نشان داده است. در هفتههای اخیر نیز مقامهای روس بار دیگر هشدارهای تندی علیه اوکراین و غرب مطرح کردهاند. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، از حملات گستردهتر به مراکز نظامی و تصمیمگیری اوکراین سخن گفت و از کشورهای غربی خواست کارکنان دیپلماتیک خود را از کییف خارج کنند؛ هشداری که در عمل نادیده گرفته شد.
از سوی دیگر، دیمیتری مدودف نیز پس از برخورد یک پهپاد روسی به ساختمانی در رومانی، کشورهای اروپایی را تهدید کرد که باید خود را برای حوادث مشابه آماده کنند. هرچند این نوع اظهارات از سوی او تازگی ندارد، اما نشاندهنده افزایش لحن تهاجمی مسکو است.
تهدیدهای لفظی معمولا زمانی شدت میگیرند که اهرمهای واقعی فشار محدود شده باشند. با این حال، روسیه در سال ۲۰۲۴ دکترین هستهای خود را اصلاح کرد و آستانه استفاده از سلاح هستهای را پایین آورد؛ اقدامی که پیامی آشکار برای غرب تلقی میشود.
همچنین مسکو بارها از استقرار احتمالی تسلیحات هستهای در بلاروس و برگزاری رزمایشهای مشترک هستهای با این کشور خبر داده است.
همزمان، کرملین همچنان روایت همیشگی خود درباره توطئه ناتو برای حمله به روسیه را تکرار میکند؛ روایتی که با طولانی شدن جنگ اوکراین، پررنگتر از گذشته شده است.
در مجمع اقتصادی سنپترزبورگ نیز بسیاری از سخنرانان از تقابل طولانیمدت با غرب سخن گفتند و حتی برخی مدعی شدند جنگ اوکراین یا با پیروزی کامل روسیه پایان مییابد یا اصلا پایان نخواهد یافت.
بنابراین، پوتین اکنون در یک بنبست قرار گرفته است. ادامه جنگ از نظر اقتصادی، جمعیتی و سیاسی هزینهای سنگین دارد، اما پایان دادن به آن نیز برای کرملین آسان نیست. اقتصاد روسیه بهشدت به هزینههای نظامی وابسته شده و کاهش بودجه دفاعی میتواند رکود عمیقی ایجاد کند و منافع حلقه نزدیکان پوتین را به خطر بیندازد.
در حالی که پوتین بارها از آمادگی برای مذاکره سخن گفته، تاکنون هیچ نشانهای از عقبنشینی در اهداف خود نشان نداده و حتی پیشنهادهای صلحی را که از نگاه بسیاری به سود روسیه بود، رد کرده است. هدف اصلی او همچنان تحت سلطه قرار دادن اوکراین و جلوگیری از ایفای نقش آن بهعنوان یک کشور مستقل است.
با تشدید فشارهای اقتصادی و افزایش حملات پهپادی اوکراین، احتمال دارد کرملین دامنه عملیاتهای خرابکارانه، حملات سایبری و اقدامات موسوم به جنگ ترکیبی علیه کشورهای غربی را گسترش دهد. در سالهای اخیر نیز حملات سایبری روسیه به زیرساختهای اروپا، از شبکههای انرژی و آب گرفته تا مراکز درمانی، افزایش یافته است.
نویسنده در پایان نوشت: با عمیقتر شدن مشکلات روسیه، احتمال آنکه پوتین برای حفظ قدرت به تشدید تنش در داخل و خارج از کشور روی بیاورد، افزایش خواهد یافت.
او در پایان با استفاده از یک استعاره هشدار میدهد:« از مردی که در حال غرق شدن است، باید ترسید؛ چرا که برای نجات خود، دیگران را نیز به زیر آب خواهد کشید.»


