پشت‌پرده طرح جدید اسرائیل برای جنوب لبنان | ترامپ به دنبال فشار مستقیم برای عقب‌نشینی نتانیاهو است یا تنظیم رفتار اسرائیل؟
پشت‌پرده طرح جدید اسرائیل برای جنوب لبنان | ترامپ به دنبال فشار مستقیم برای عقب‌نشینی نتانیاهو است یا تنظیم رفتار اسرائیل؟

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، در آستانه دور جدید مذاکرات میان رژیم صهیونیستی و لبنان در واشنگتن، رسانه‌های عبری از بررسی یک «طرح آزمایشی» برای عقب‌نشینی محدود ارتش اسرائیل از بخشی از جنوب لبنان خبر داده‌اند که بر اساس آن، نیروهای ارتش لبنان با نظارت آمریکا در منطقه مورد نظر مستقر خواهند شد.

هرچند تل‌آویو تلاش دارد این اقدام را در قالب یک ابتکار سیاسی و اعتمادساز معرفی کند، اما همزمانی آن با مذاکرات ایران و آمریکا و فشارهای فزاینده واشنگتن به تل‌آویو برای توقف عملیات نظامی، اختلاف‌نظر در محافل سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی بر تداوم اشغال برخی نقاط راهبردی در جنوب لبنان، این پرسش را پررنگ کرده است که آیا اسرائیل واقعاً در مسیر کاهش تنش گام برمی‌دارد یا آنکه در حال اجرای یک عقب‌نشینی تاکتیکی برای تثبیت نقشه‌ای جدید در مرزهای شمالی است؟ همچنین آیا اساسا هرگونه حضور اسرائیل در مرزهای لبنان می‌تواند برای بیروت قابل‌قبول باشد یا به عاملی برای پیچیده‌تر شدن روند گفت‌وگوها تبدیل خواهد شد؟

بر اساس گزارش شبکه ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی، در این دور سه روزه مذاکرات که از امروز در واشنگتن آغاز می‌شود، هیأت اسرائیلی با ارائه نقشه‌هایی، پیشنهاد خواهد کرد که ارتش این رژیم به صورت محدود از یک منطقه مشخص در جنوب لبنان عقب‌نشینی کند و در مقابل، ارتش لبنان با نظارت آمریکا در آن مستقر شود. به گفته منابع صهیونیستی، این منطقه قرار است در چارچوب یک «طرح آزمایشی» انتخاب شود و احتمالاً در محدوده جنوب رود لیتانی و در امتداد خط موسوم به «زرد»، نوار امنیتی با عمق ۱۰ کیلومتری قرار خواهد داشت.

رژیم صهیونیستی این طرح را در ظاهر، بخشی از یک اقدام اعتمادساز میان طرف‌ها معرفی می‌کند؛ اما شواهد موجود نشان می‌دهد تل‌آویو در پی آن است که هرگونه تغییر در آرایش نظامی خود در جنوب لبنان را نه به عنوان نتیجه فشارهای خارجی، بلکه به عنوان بخشی از یک روند مدیریت‌شده سیاسی و امنیتی جا بزند.

به بیان دیگر، اسرائیل می‌کوشد خروج احتمالی از برخی مناطق را به گونه‌ای طراحی کند که هم از بار بحران‌های داخلی، فشارهای سیاسی و دیپلماتیک خارجی بکاهد و هم اهرم‌های میدانی و امنیتی خود را از دست ندهد.

طبق گزارش رسانه‌های عبری، مذاکرات جاری در واشنگتن در دو سطح سیاسی و نظامی دنبال می‌شود. در سطح سیاسی، نمایندگان نزدیک به نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی و اعضایی از شورای امنیت داخلی این رژیم حضور دارند و در سطح نظامی نیز مقاماتی از بخش راهبردی ارتش و وابستگان نظامی مسئول پیگیری پرونده جنوب لبنان هستند. این ترکیب نشان می‌دهد که تل‌آویو مذاکرات با لبنان را صرفاً یک روند دیپلماتیک نمی‌بیند، بلکه آن را بخشی از بازتنظیم میدانی در جبهه شمالی و در پیوند با ملاحظات امنیتی خود تعریف کرده است.

از همین رو، پیشنهاد «عقب‌نشینی محدود» را باید در چارچوب یک راهبرد گسترده‌تر ارزیابی کرد که هدف آن نه پایان حضور ارتش رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان، بلکه تغییر شکل این حضور و انتقال بخشی از هزینه‌های امنیتی به ارتش لبنان و آمریکا است.

مهم‌ترین نکته در طرح رژیم صهیونیستی این است که سخن از عقب‌نشینی کامل از جنوب لبنان نیست، بلکه صحبت از تخلیه محدود یک منطقه و تحویل آن به ارتش لبنان با نظارت آمریکاست. این مسئله چند معنا دارد:

نخست؛ آنکه اسرائیل می‌خواهد مناطقی را ترک کند که از نظر میدانی، هزینه نگهداری و تثبیت اشغالگری آنها بالا و ارزش عملیات نظامی آنها پایین است، اما همزمان تلاش می‌کند نقاط حساس‌تر و راهبردی‌تر را اشغال کند. گزارش‌های عبری نشان می‌دهد ارتش اسرائیل هنوز در پی اشغالگری چند نقطه مهم در جنوب لبنان، از جمله تپه راهبردی «علی الطاهر» در ۴ کیلومتری شهر مهم «نبطیه» است که با مقاومت سخت حزب الله روبرو شده است.

اهمیت این تپه برای تل‌آویو فراتر از ابعاد جغرافیایی روی زمین، به یک هراس عمیق از ساختارهای ناشناخته زیرزمینی مقاومت بازمی‌گردد. ارتش صهیونیستی در ارزیابی‌های اطلاعاتی خود، تپه علی الطاهر را به عنوان یک «مرکز ثقل» توصیف می‌کند که اتاق عملیات، انبار پنهان موشکی و سیستم مدیریت حزب‌الله در آن مستقر شده است.

دوم؛ آنکه تل‌آویو می‌کوشد با اجرای یک «طرح آزمایشی»، الگوی جدیدی از مدیریت امنیتی جنوب لبنان را تثبیت کند که در آن، ارتش لبنان در مناطقی خاص مستقر می‌شود، اما با نظارت آمریکا و در چارچوب ترتیباتی که اسرائیل آن را قابل قبول بداند. چنین مدلی در صورت تثبیت، می‌تواند به رژیم صهیونیستی امکان دهد بدون تحمل هزینه‌های سنگین حضور مستقیم در همه نقاط، همچنان بر محیط امنیتی جنوب لبنان اثرگذار بماند.

سوم؛ آنکه این عقب‌نشینی محدود می‌تواند بخشی از تلاش اسرائیل برای کاهش فشار بین‌المللی و رسانه‌ای باشد. در شرایطی که جنگ غزه ادامه دارد، پرونده ایران همچنان فعال است و مرزهای شمالی نیز برای تل‌آویو پرهزینه شده، ارائه تصویری از «انعطاف» در قبال لبنان می‌تواند برای کاستن از فشارهای سیاسی مفید باشد؛ به‌ویژه اگر این اقدام در واشنگتن و با همراهی آمریکا صورت گیرد.

یکی از مهم‌ترین محورهای مطرح در گزارش‌های اخیر، نقش دونالد ترامپ در تحولات جبهه لبنان است. در روزهای گذشته، بنیامین نتانیاهو و اسرائیل کاتس، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی، صراحتا گفته‌اند که ارتش اسرائیل از جنوب لبنان عقب‌نشینی نخواهد کرد. با این حال، همزمان برخی رسانه‌های عبری از تشدید محدودیت‌های آمریکا بر دامنه عملیات ارتش اسرائیل در لبنان خبر داده‌اند.

شبکه ۱۳ رژیم صهیونیستی در گزارشی تصریح کرده که برخلاف لحن تند و اظهارات علنی نتانیاهو، واشنگتن در عمل در حال مهار رفتار نظامی اسرائیل در لبنان است. به گفته یک مقام صهیونیست، پیامی که تل‌آویو در هفته‌های اخیر از آمریکا دریافت کرده، روشن بوده است: دوره آزادی عمل نامحدود اسرائیل پایان یافته و این رژیم دیگر نمی‌تواند بدون ملاحظه خواست واشنگتن در همه عرصه‌ها دست به اقدام بزند.

در همین چارچوب، پاسخ ترامپ به خبرنگاران درباره پرونده لبنان مبنی بر اینکه «این موضوع حل خواهد شد»، حامل پیامی سیاسی است. هرچند منابع صهیونیستی گزارش‌های مربوط به درخواست رسمی آمریکا برای خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان را رد کرده‌اند، اما شواهد نشان می‌دهد واشنگتن دست‌کم خواهان مدیریت و محدودسازی تنش در مرز لبنان برای پیشبرد روند دیپلماتیک با ایران است.

با این حال، نسبت دادن طرح عقب‌نشینی محدود به فشار ترامپ، تصویر دقیقی ارائه نمی‌دهد. واقعیت آن است که ملاحظات داخلی اسرائیل، فرسایش میدانی، نگرانی از گسترش جنگ در جبهه شمالی، هزینه نگهداری برخی مواضع و نیاز به بازآرایی نیروها نیز در این تصمیم مؤثر است. اسرائیل می‌کوشد با جداسازی پرونده لبنان، آن را به گونه‌ای پیش ببرد که در خدمت اهداف راهبردی خود قرار گیرد، نه آنکه نتیجه تمکین به فشارهای واشنگتن و ایران باشد.

مرور گزارش‌های عبری نشان می‌دهد تل‌آویو از مذاکرات جاری با لبنان چند هدف همزمان را دنبال می‌کند:

تثبیت معادله امنیتی جدید در جنوب لبنان

اسرائیل می‌خواهد هرگونه عقب‌نشینی احتمالی خود را به استقرار ارتش لبنان، نظارت آمریکا و خلع سلاح مقاومت گره بزند. این بدان معناست که تل‌آویو به دنبال بازتولید یک کمربند امنیتی با شکل و شمایلی جدید است که شاید دیگر لزوماً با حضور گسترده مستقیم ارتش اسرائیل تعریف نشود، اما کارکرد آن همچنان حفظ فاصله تهدید از شهرک‌های شمالی فلسطین اشغالی باشد.

حفظ اهرم فشار در مذاکرات

اصرار بر حضور در نوار امنیتی و نگه داشتن برخی مناطق حساس، نشان می‌دهد رژیم صهیونیستی قصد ندارد همه کارت‌های خود را یکجا واگذار کند. حضور در این نقاط، برای تل‌آویو هم ارزش نظامی دارد و هم در مذاکرات به‌عنوان اهرم فشار عمل می‌کند.

انتقال بخشی از مسئولیت تامین امنیت به ارتش لبنان

اگر طرح آزمایشی اجرا شود، ارتش لبنان و ناظران آمریکایی عملاً درگیر مدیریت وضعیتی خواهند شد که اسرائیل تا امروز خود آن را با اشغال و حملات نظامی دنبال می‌کرد که تلفات سنگینی را متحمل می‌شد. این انتقال مسئولیت، هم هزینه‌های امنیتی اسرائیل را کاهش می‌دهد و هم به تل‌آویو امکان می‌دهد در صورت بروز تنش، طرف مقابل را مسئول ناکامی ترتیبات جدید معرفی کند.

کاهش فشارهای سیاسی و ترمیم تصویر بین‌المللی

در بحبوحه جنگ غزه و افزایش انتقادات جهانی از رفتار نظامی اسرائیل، هر نشانه‌ای از انعطاف در جبهه لبنان می‌تواند در خدمت بازسازی چهره دیپلماتیک این رژیم باشد؛ به‌ویژه اگر تل‌آویو بتواند این اقدام را در قالب «ابتکار سیاسی» و نه «عقب‌نشینی تحت فشار آمریکا و ایران» روایت کند.

جلوگیری از تحمیل «دیکته» از بیرون

رسانه‌های عبری تصریح کرده‌اند که سران نظامی و سیاسی در تلاشند اقداماتی اعتمادساز انجام دهند تا مانع از تحمیل اراده از سوی ایران و آمریکا بر روند معادلات شوند. این عبارت، در واقع اعترافی ضمنی به نگرانی تل‌آویو از آن است که اگر ابتکار عمل را در دست نگیرد، ممکن است ناچار به پذیرش ترتیباتی شود که طراحی آن خارج از اراده‌اش انجام شده است.

گزارش‌ها حاکی از آن است که در درون ساختار سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی درباره ماندن یا خروج از برخی مناطق جنوب لبنان، اجماع وجود ندارد. یک طیف، حفظ این مناطق را دارای اهمیت نمادین، بازدارنده و امنیتی می‌داند و بر ادامه حضور نظامی تأکید می‌کند. در مقابل، طیف دیگر معتقد است که عقب‌نشینی محدود و کنترل‌شده می‌تواند هزینه‌های سیاسی و میدانی اسرائیل را کاهش دهد، بدون آنکه لزوماً به معنای از دست رفتن همه دستاوردها باشد.

این شکاف در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که ارتش اسرائیل همزمان در چند جبهه از غزه تا ایران تحت فشار قرار دارد. در چنین وضعی، تل‌آویو ناچار است میان «حفظ نمایش قدرت» و «مدیریت هزینه‌ها» تعادل برقرار کند. طرح عقب‌نشینی آزمایشی از جنوب لبنان، دقیقاً در نقطه تلاقی این دو نیاز قرار دارد.

در سوی مقابل، موضع لبنان و حزب‌الله نشان می‌دهد که هرگونه طرح اسرائیل برای ایجاد منطقه حائل یا تثبیت ترتیباتی که حضور غیرمستقیم امنیتی این رژیم را در جنوب لبنان تداوم بخشد، با مخالفت جدی روبرو خواهد شد. «نعیم قاسم» دبیرکل حزب‌الله تأکید کرده است که اسرائیل باید به طور کامل از خاک لبنان عقب‌نشینی کند و هیچ‌گونه «منطقه امنیتی» برای نیروهای اسرائیلی در جنوب این کشور قابل قبول نیست.

از این منظر، حتی اگر طرح آزمایشی تل‌آویو در مذاکرات مطرح شود، موفقیت آن وابسته به این است که آیا لبنان آن را یک گام در مسیر خروج کامل اسرائیل می‌بیند یا مقدمه‌ای برای تحمیل ترتیبات امنیتی جدید. اگر برداشت دوم در بیروت تقویت شود، احتمالاً مذاکرات با پیچیدگی‌های بیشتری مواجه خواهد شد.

آنچه در این میان اهمیت دارد، این است که طرح عقب‌نشینی محدود اسرائیل از بخشی از جنوب لبنان را نمی‌توان به‌سادگی نشانه‌ای از تغییر رویکرد تل‌آویو تلقی کرد. شواهد موجود نشان می‌دهد رژیم صهیونیستی در چارچوب اهداف توسعه‌طلبانه خود، بیش از آنکه در پی پایان‌دادن به حضور و فشار نظامی در جنوب لبنان باشد، به دنبال بازطراحی شکل این حضور برای نیل به اهداف راهبردی گفته شده است.

بر این اساس، پرسش اصلی در روزهای آینده صرفاً این نخواهد بود که اسرائیل از کدام نقطه یا منطقه عقب‌نشینی می‌کند، بلکه مسئله مهم‌تر آن است که این عقب‌نشینی تاکتیکی قرار است در خدمت چه سناریویی در مرزهای شمالی و چه نوع معادله امنیتی تازه‌ای در جنوب لبنان قرار گیرد.