اقتصادنیوز: سخنگوی کاخ سفید با اشاره به پیامدهای اقتصادی تفاهم اخیر، اظهار کرد که قیمت نفت پس از امضای یادداشت تفاهم کاهش یافته و انتظار میرود به سطوح پیش از آغاز جنگ بازگردد.
اقتصادنیوز: سخنگوی کاخ سفید با اشاره به پیامدهای اقتصادی تفاهم اخیر، اظهار کرد که قیمت نفت پس از امضای یادداشت تفاهم کاهش یافته و انتظار میرود به سطوح پیش از آغاز جنگ بازگردد.
این مطلب بدون برچسب می باشد.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، سیدحسین موسویان، دیپلمات پیشین ایرانی در تازهترین مصاحبه با الجزیره به تشریح دستاوردهای توافق اخیر میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به میانجیگری پاکستان پرداختهاست.
استاد دانشگاه پرینستون در این گفتوگو با اشاره به بیاعتمادی ایران پس از تجربه برجام، معتقد است دولت آمریکا به این نتیجه رسیده که سیاست فشار و تقابل نتیجهبخش نبوده و اکنون زمینه برای دیپلماسی جدی فراهم شده است. به گفته وی، هر توافق هستهای پایدار باید علاوه بر تضمین عدم ساخت سلاح هستهای از سوی ایران و پذیرش حقوق هستهای تهران، به مسائل کلان امنیتی منطقه از جمله روابط ایران با کشورهای عربی خلیج فارس و کاهش تنشهای ایران و اسرائیل نیز بپردازد.
کلیدیترین دستاورد مذاکرات اخیر ایران و آمریکا چیست؟
معتقدم مهمترین بخش توافق پنج موضوع است: اول توقف مخاصمات مسلحانه؛ دوم احترام به حاکمیت ملی؛ سوم عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر؛ چهارم. انجام مذاکرات مستقیم درعالیترین سطح پس از انقلاب و پنجم مذاکرات درباره مسائل هستهای و امنیت منطقهای است که برای اولین بار بعد از انقلاب صورت میگیرد.
در مذاکرات اخیر در ژنو هم مهمترین نیز بخش توافقات: بازگشایی تنگه هرمز، رفع محاصره دریایی ایران، تعلیق موقت تحریمهای نفت و پترو شیمی، آزادسازی بخشی از اموال ایران و آغاز همکاریهای جدید ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی است.
آیا شما معتقدید که یک فرصت واقعی برای تحول در روابط ایران وآمریکا بوجود آمده است؟
معتقدم مذاکرات جاری یک فرصت طلایی برای ختم چند دهه تخاصم آمریکا و ایران است چون در طول ۴۷ سال گذشته، آمریکا همه سناریوهای تحریم و فشار و جنگ علیه ایران را تجربه کرده و موفق نشده است. آمریکا و اسرائیل تصور میکردند که با حملات اخیر، ایران سقوط خواهد کرد، نظام فعلی تغییر خواهد کرد، بر منابع نفت ایران همچون ونزوئلا مسلط خواهند شد و حتی ممکن است بتوان ایران را تجزیه کرد. هیچکدام از این موارد رخ نداد. لذا از این جهت یک فرصت واقعی برای دو طرف بوجود آمده که نه تنها در مورد هستهای بلکه در مورد اختلافهای کلان مذاکره مستقیم داشته باشند و به راه حل مرضی الطرفین دست یابند.
با توجه به تجربه برجام، میزان بی اعتمادی ایران چقدر افزایش یافته است.
واقعیت این است که همه طرفهای درگیر در جنگ خسارتهای عظیمی دیده اند و لذا علاقهای به ادامه جنگ ندارند. مردم ایران هم خواستار جنگ نیستند. منتهی اعتماد هم ندارند که حتی در صورت توافق، آمریکا به تعهدات خود پایبند باشد. چون برجام بین ایران با آمریکا و همه قدرتهای جهانی و شورای امنیت سازمان ملل مورد توافق قرارگرفت، ایران به تعهداتش عمل کرد و آمریکا از آن خارج شد. منتهی معتقدم پرزیدنت ترامپ به این نتیجه رسیده که سیاستهای گذشته به جایی نرسیده و نخواهد رسید، لذا فرصت برای دیپلماسی جدی است.
اگر شما مذاکره کننده بودید مهممترین موضوع مورد توافق را چه میدانستید؟
بدیهی است که در موضوع هستهای باید توافقی بر اساس تعهد ایران به عدم ساخت بمب و تعهد آمریکا به پذیرش حقوق قانونی ایران شامل غنیسازی طبق معاهده ان. پی. تی صورت گیرد اما توافق هسته ای بدون توافق در موضوعات کلان امنیت منطقه پایدار نخواهد ماند. حتی اگر در مورد هستهای هم توافق کنند، دو موضوع مهم منطقهای: ۱- صلح پایدار بین ایران و کشورهای عرب متحد آمریکا در خلیج فارس ۲- ختم تهدیدهای نظامی-امنیتی-موجودیتی بین اسرائیل و ایران است. اگر در این دو مورد چاره اندیشی نشود، توافق احتمالی هستهای هم پایدار نخواهد ماند.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایلنا، غلامعلی رجایی فعال سیاسی اصلاحطلب درباره ارزیابیاش از مذاکرات ایران و آمریکا با توجه به شرایط داخلی کشور گفت: دو الی سه دهه گذشته ما جزو مقطع برجام بود و بینتیجه شد، به دلیل اینکه ترامپ یکطرفه آن را ملغی کرد. ما در سطح بینالملل نتوانستیم از یک چالشی به سلامت، اگرچه پرهزینه و پرآسیب، عبور کنیم.
اقتصادنیوز: حسین موسویان گفت: معتقدم مذاکرات جاری یک فرصت طلایی برای ختم چند دهه تخاصم آمریکا و ایران است چون در طول ۴۷ سال گذشته، آمریکا همه سناریوهای تحریم و فشار و جنگ علیه ایران را تجربه کرده و موفق نشده است.
وی ادامه داد: به نظر من ایران ۱۴۰۵ را میتوان یک مقطعی برای ایران قبل از امضای تفاهم و بعد از امضای تفاهم، از نظر من در نظر گرفت. چون مهمترین مشکل این چهار الی پنج دهه بعد از انقلاب میان ایران و آمریکا چالشهایی بوده که قاعدتاً الان به تفاهم رسیده است. البته بین تفاهم و توافق تفاوت وجود دارد و یک نبرد سختی در این قضیه وجود دارد و ایران و آمریکا باید راهی پیدا کنند که با یکدیگر کنار بیایند موضوعاتی که بین یکدیگر مشخص کردهاند را به نتیجه برسانند و راه درازی پیش روی داریم. اما همینقدر هم به نظر من یک پیروزی و یک دستاورد بزرگ برای مردم بود چراکه تابآوری و ایستادگی مردم در خیابان نتیجه داد.
این فعال سیاسی گفت: من فکر میکنم که باید این دستاورد را با تمام توان از شر افراط و تفریطهای داخلی حفظ کرد. قطعا کاری از سلطنتطلبها، منافقین، کسانی که در عناد با نظام هستند برنمیآید اما به نظر من بعد از قضیه منافقین در دهه ۶۰ و انجمن حجتیه در دوره امام و قضیه انحرافی در حین و بعد از دولت احمدینژاد که رهبری شهید درباره آن موضع گرفتند، مسئلهای پر اهمیتتر از خطر پایداری برای حفظ این دستاورد و برای اینکه نظام به سلامت از این پیچ تاریخی عبور کند، نداریم. البته اگرچه جنگ تأثیر منفی بسیار زیادی بر اقتصاد ما وارد کرده است اما در داخل یک همگرایی و تکصدایی ایجاد کرده است اما در حال حاضر متأسفانه یک جریان افراطی آن را به چالش و مخاطره میکشد.
رجائی تصریح کرد: به نظر میرسد یکی از گزیرهای ناچار در دوره جدید، جراحی حضور این جریان افراطی در ارکان تصمیمگیری است و با عزل یک مدیرکل در صدا و سیما، به نظر من به سامان نمیرسد. من پیشتر هم گفته بودم که اینها به انتخاب جایگاه رهبری نظر داشتند و ناکام ماندند؛ میخواستند پاستور را به جلیلی بدهند، اما باز هم ناکام شدند. الان هم اگرچه در مجلس اکثریت در اختیارشان نیست، اما نسبتاً اغلبیت دارند تا اکثریت. بنابراین طبیعی است که باید تلاشهایی داشته باشند. اما نظام باید ضمن حفظ آزادیهای فردی و جریانات سیاسی، تکلیف خود را با اینها مشخص کند و به نظر من نباید این قضیه را سادهانگاری کنیم و فکر کنیم مثلاً نماینده جوانی که مجری صدا و سیما بوده یا چهار نفر دیگر که از هیات مذاکرهکننده کنار گذاشته شدهاند، صرفا حرفی میزنند، بلکه به نظر من قضیه عمیقتر از این مسائل است. البته وقتی کسی تهدید بریدن گلوی رئیسجمهور را میکند، قاعدتاً دادستان باید وارد شود.
وی درباره اینکه با توجه به اینکه عده قلیلی مخالف مذاکره هستند، از نظر شما تاب آوری جامعه برای تحمل شرایط جنگی تا چه زمانی است، گفت: ما سه راه داریم: یا این وضعیت نه جنگ نه صلح ادامه پیدا کند و یا بجنگیم، یا تفاهم کنیم. بهترین گزینه تفاهم است. شرایط نه جنگ و نه صلح خطرناک است، اگرچه در آن آرامشی هست، اما شکننده است. هر لحظه ممکن است دوباره اقدامی کنند و من این را بعید نمیدانم که اگر جام جهانی تمام شود کنگره و سنا نتوانند او را مهار کنند و بعید نیست که ترامپ به تنظیمات کارخانه برگردد اما امیدواریم این محقق نشود.
این فعال سیاسی اصلاحطلب درباره اظهارات برخی افراد تندرو به ویژه مداحان و تهدید رئیس جمهور به قتل گفت: دولت در حال حاضر در یک موضع قوی قرار دارد چراکه اولین بار است که بعد از ۴۷ الی ۴۸ سال ما با رئیسجمهور آمریکا که در کاخ سفید حضور دارد که بسیار هم معنادار است، توافقی را امضا میکنیم. این موضوع نشاندهنده دست برتر دولت است اما دلیل بر این نیست که دولت اختیار دارد. به نظر میرسد که دولت حداقل رسانه ملی را اگرچه در اختیار ندارد بلکه با خودش هم ندارد؛ حالا گاهی در اختیار دولت است گاهی همراه دولت اما در این دولت رسانه ملی نه در اختیار دولت است و نه همراه دولت. اما افراد دیگری در صدا و سیما تریبون دارند به طور مثال روحانی که از مراسم حج سال گذشته اخراج شد و حتی ممکن بود مشکلاتی ایجاد شود امروز باز هم در تلویزیون حضور دارد.
وی ادامه داد: جریان تندرو باید حتماً اول از صدا و سیما تصفیه شود. یعنی به نظر من شورای نظارت بر صدا و سیما که معلوم نیست چه کار میکند، باید در یک اقدام فوری ارکان مهم این سازمان را از این جریان تصفیه کند تا جامعه و دولت دچار این تکانهها نشوند.
این فعال سیاسی گفت: باید دولت را تقویت کرد حاکمیت در حمایت از دولت نیز نقش خود را ایفا کرده است اما باید هر مانعی که باعث شود دولت محدود شود و به مخاطره و چالش کشیده شود، از بین برود. در پساجنگ هم باید خبرگان و نخبگان در بخش اقتصادی کمک کنند تا دولت بتواند یک راه برون رفت پیدا کند چراکه اگر مشکلات زیرساختها رفع نشود کماکان مشکلات اقتصادی بعد از جنگ خود را نشان خواهد داد و ممکن است در این شرایط نارضایتیهایی ایجاد شود؛ چراکه طبقه متوسط بسیار متضرر شده و آسیب دیده است.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از مهر، شامگاه سه شنبه پیش رئیس جمهور در مسیر بازگشت از پاکستان، همزمان با شب تاسوعای حسینی به منظور زیارت حرم امام رضا (ع) وارد مشهد مقدس شد.
صدای نوحه و سخنرانی از بلندگوهای هیئت محله علیآباد برازجان در کوچههای اطراف میپیچد. عزادارن کمکم از راه میرسند .چند جوان مشغول چیدن و مرتب کردن صندلیها و فرش ها هستند. عدهای از صبح در آشپزخانه گروه جهادی هیئت برای پخت نذری فعالیت کردهاند و چند متر آنسوتر، خادمان مراسم زبالههای بجامانده از مراسم را از اطراف هیئت جمعآوری میکنند.
همزمان با آغاز مراسمات عزاداری ماه محرم، موضوع مدیریت پسماندها و کاهش آثار زیستمحیطی این تجمعهای گسترده مردمی بار دیگر مورد توجه فعالان اجتماعی و محیط زیست قرار گرفته است. مراسمی که هر ساله با حضور گسترده مردم برگزار میشود و در کنار کارکردهای مذهبی و فرهنگی، پیامدهای اجتماعی و زیستمحیطی خاص خود را نیز دارد.
هیئتهای مذهبی در بسیاری از شهرها و روستاهای کشور تنها محل برگزاری آیینهای عزاداری نیستند. این مجموعهها به واسطه ارتباط مستقیم با اقشار مختلف جامعه، در بسیاری از مواقع به یکی از کانونهای اثرگذار فرهنگی و اجتماعی تبدیل شدهاند و همین ویژگی، ظرفیت آنها را برای ترویج برخی رفتارهای مسئولانه اجتماعی افزایش داده است.
در سالهای اخیر برخی هیئتها تلاش کردهاند توجه به پاکیزگی محیط، مدیریت پسماند و رعایت مسائل بهداشتی را نیز در برنامههای خود مدنظر قرار دهند.
هیئت بنیهاشمی محله علیآباد برازجان یکی از این نمونههاست. هیئتی که بیش از ۲۵ سال سابقه برگزاری مراسم عزاداری دهه نخست محرم را دارد و به گفته مسئولان آن، موضوع نظافت و بهداشت محیط همواره بخشی از برنامههای اجرایی این مجموعه بوده است.
سید بهزاد گلچمن، مدیر این هیئت میگوید: «رعایت بهداشت و نظافت از سالها قبل در برنامههای هیئت قرار داشته است. در دوران شیوع کرونا نیز تلاش کردیم با تهیه ماسک، مواد ضدعفونیکننده و رعایت فاصلهگذاری، شرایط ایمنتری برای عزاداران فراهم شود.»
وی میافزاید: «پس از پایان مراسم، جمعآوری زبالهها و پاکسازی محیط اطراف هیئت از جمله اقداماتی است که به صورت مستمر انجام میشود. تلاش میکنیم فضای اطراف محل برگزاری مراسم در وضعیت مناسبی قرار داشته باشد.»
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر نمایان میشود که حجم پسماندهای تولیدشده در ایام محرم مورد توجه قرار گیرد. ظروف غذا، لیوانهای یکبارمصرف، بطریهای آب و سایر اقلام مصرفی، بخش قابل توجهی از زبالههای این ایام را تشکیل میدهند.
غلامرضا شاکری، فعال اجتماعی، معتقد است هیئتها به دلیل گستردگی مخاطبان خود میتوانند در حوزه فرهنگسازی نیز نقش مؤثری ایفا کنند.
وی اظهار کرد: «محرم یکی از گستردهترین عرصههای حضور مردمی در کشور است و هیئتها از این جهت ظرفیت قابل توجهی برای انتقال پیامهای فرهنگی و اجتماعی دارند. بسیاری از رفتارهایی که در چنین فضاهایی مورد توجه قرار میگیرد، میتواند در سطح جامعه نیز بازتاب پیدا کند.»
شاکری با اشاره به کارکردهای اجتماعی هیئتها میگوید: «مفاهیمی مانند مسئولیتپذیری اجتماعی، رعایت حقوق دیگران، پرهیز از اسراف و توجه به منافع عمومی، موضوعاتی هستند که میتوانند در کنار برنامههای مذهبی نیز مورد توجه قرار گیرند. هیئتها به دلیل ارتباط مستقیم با مردم، امکان تأثیرگذاری در این حوزهها را دارند.»
وی ادامه میدهد: «در گذشته شیوههای برگزاری اطعام و پذیرایی به گونهای بود که حجم پسماندهای تولیدی کمتر بود. امروز نیز میتوان با بازنگری در برخی رویهها، ضمن حفظ سنتهای موجود، از برخی هزینهها و اتلاف منابع جلوگیری کرد.»
این فعال اجتماعی نقش مداحان، سخنرانان، بانیان و خادمان هیئتها را در شکلگیری فرهنگ عمومی مؤثر میداند و میگوید: «هر اندازه که موضوع مسئولیت اجتماعی در برنامههای فرهنگی و مذهبی بیشتر مورد توجه قرار گیرد، امکان تأثیرگذاری آن در جامعه نیز افزایش خواهد یافت.»
در کنار این نگاه اجتماعی، فعالان محیط زیست بر ضرورت توجه به آثار زیستمحیطی مراسمهای پرجمعیت محرم تأکید دارند.
داریوش محبی، روزنامهنگار و فعال محیط زیست میگوید: «بخش قابل توجهی از پسماندهای تولیدشده در ایام محرم را محصولات پلاستیکی و ظروف یکبارمصرف تشکیل میدهند. این مواد در مدت کوتاهی تجزیه نمیشوند و ممکن است سالهای طولانی در طبیعت باقی بمانند.»
وی میافزاید: «بخشی از این پسماندها به مرور زمان به ذرات بسیار ریز تبدیل میشوند و میتوانند وارد خاک، منابع آب و در نهایت زنجیره غذایی شوند. به همین دلیل مدیریت صحیح این پسماندها اهمیت زیادی دارد.»
محبی با اشاره به برخی راهکارهای کاهش تولید زباله میگوید: «استفاده از ظروف چندبارمصرف، بهرهگیری از ظروف سازگارتر با محیط زیست در موارد ضروری و توجه به تفکیک پسماندها از جمله اقداماتی است که میتواند به کاهش آثار زیستمحیطی این مراسمها کمک کند.»
وی یکی دیگر از مسائل کمتر مورد توجه را پسابهای تولیدشده در آشپزخانههای بزرگ نذری عنوان میکند و میافزاید: «روغنهای مصرفشده، چربی باقیمانده از شستوشوی ظروف و برخی مواد شوینده در صورت دفع غیراصولی میتوانند موجب آلودگی خاک و منابع آب شوند. جمعآوری جداگانه روغنهای مصرفشده و دفع اصولی پسابها از جمله اقداماتی است که میتواند از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری کند.»
به گفته این فعال محیط زیست، نصب پیامهای آموزشی، استقرار مخازن تفکیک زباله، کاهش مصرف اقلام یکبارمصرف و جلب مشارکت عزاداران در حفظ پاکیزگی محیط از جمله اقداماتی است که در برخی هیئتها تجربه شده و میتواند در کاهش حجم پسماندها مؤثر باشد.
تجربه برخی هیئتهای مذهبی در برازجان نشان میدهد توجه به پاکیزگی محیط، مدیریت پسماند و رعایت اصول بهداشتی میتواند در کنار برگزاری مراسم عزاداری مورد توجه قرار گیرد. موضوعی که به اعتقاد فعالان اجتماعی و محیط زیست، با برنامهریزی و مشارکت بیشتر میتواند در هیئتهای بیشتری مورد توجه قرار گیرد و به بخشی از رویههای اجرایی این مراسمها تبدیل شود.
سه دره فصلی برازجان همچنان آبهایی را با خود حمل میکنند که قرار نبود هرگز در بستر یک رودخانه جاری شوند. آبهایی که مسیرشان از میان محلههای مسکونی میگذرد و در نهایت به سوی دشتهای پاییندست حرکت میکنند، در حالی که هنوز کسی نمیداند مسئول جلوگیری از این آلودگی دقیقاً چه نهادی است؟
در شرایطی که پژوهشهای علمی از تداوم روند گرمایش در جنوب کشور حکایت دارند، به نظر میرسد تأمین برق پایدار در استان بوشهر بیش از گذشته به ترکیبی از مدیریت هوشمند مصرف، توسعه نیروگاههای خورشیدی، ارتقای زیرساختهای انرژی و همراهی شهروندان وابسته باشد
امروز ایرانیان در آستانه یک انتخاب مهم قرار دارند. انتخاب میان بازتولید شکافهای گذشته یا استفاده از ظرفیت فوتبال برای تقویت انسجام ملی. در نهایت، تیم ملی فوتبال ایران نه متعلق به یک دولت است و نه وابسته به یک جریان سیاسی. این تیم، تیم ملت ایران است. تیمی که میلیونها ایرانی خود را در آن میبینند و موفقیتش را موفقیت ایران میدانند
گرمای ظهرهای بلند بوشهر مدتها ست شروع شده و سر چهارراه ها، کودکان بسیاری از ساعتها قبل کار روزانه خود را آغاز کردهاند. یکی سر چهارراههای مرکز شهر گل میفروشد، دیگری با بستهای دستمال کاغذی میان خودروها رفتوآمد میکند و کودکی دیگر لابد در کارگاهی دور از چشم رهگذران مشغول کاری است که تناسبی با سن و سالش ندارد. کودکانی که به جای نشستن پشت نیمکت مدرسه، بازی با همسالان و تجربه بیدغدغه دوران کودکی، ناچارند بخشی از بار معیشت خانواده را به دوش بکشند.
این تصویر تنها به بوشهر محدود نیست. پدیده کار ِکودک سالهاست به یکی از چالشهای اجتماعی در ایران و جهان تبدیل شده؛ پدیدهای که فراتر از یک مسئله اقتصادی، با سلامت روان، آموزش، امنیت اجتماعی و آینده یک نسل گره خورده است.
هر سال ۲۲خردادماه، روز مبارزه با کار کودک در تقویم خودنمایی میکند؛ روزی برای یادآوری میلیونها کودکی در سرتاسر جهان که هنوز از ابتداییترین حقوق خود محروماند.
بر اساس تازهترین گزارش مشترک سازمان بینالمللی کار و یونیسف، در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۳۸ میلیون کودک در جهان درگیر کار کودک بودهاند که از این میان، ۵۴ میلیون نفر در مشاغل خطرناک فعالیت میکنند؛ مشاغلی که سلامت، امنیت و رشد آنان را تهدید میکند. اگرچه این آمار نسبت به سالهای گذشته کاهش یافته، اما جهان همچنان از تحقق هدف حذف کامل کار کودک فاصله دارد.
در ایران آمار دقیقی از تعداد کودکان کار وجود ندارد. کارشناسان معتقدند بخش قابل توجهی از این کودکان در اقتصاد غیررسمی فعالیت میکنند و به همین دلیل در آمارهای رسمی ثبت نمیشوند.
گزارشهای سازمان بهزیستی و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در سالهای اخیر از شناسایی دهها هزار کودک کار و خیابان در کشور خبر دادهاند، اما فعالان اجتماعی بر این باورند که تعداد واقعی بسیار بیشتر از ارقام اعلامشده است.
بسیاری از این کودکان در کارگاههای کوچک، مشاغل خانگی، فعالیتهای کشاورزی، جمعآوری پسماند و سایر بخشهای غیررسمی اقتصاد مشغول به کار هستند.
در استان بوشهر نیز اگرچه آماری جامع و قابل استناد از تعداد کودکان کار منتشر نشده، اما مسئولان بهزیستی طی سالهای گذشته از شناسایی صدها کودک کار و خیابانی در طرحهای ساماندهی خبر دادهاند. با این حال کارشناسان تأکید میکنند که شمار واقعی این کودکان احتمالاً بیش از آمارهای شناساییشده است.
کارِ کودک تنها به خستگی جسمی و درآمد ناچیز محدود نمیشود. نخستین قربانی این پدیده، سلامت روان کودکان است.
هدی محمودی، کارشناس روانشناسی میگوید: «ورود کودک به چرخه کار در سنین پایین میتواند روند طبیعی رشد هیجانی و شخصیتی او را مختل کند. فشارهای اقتصادی، مسئولیتهای زودهنگام و تجربه تحقیر یا بیتوجهی در محیط کار، زمینه بروز اضطراب، افسردگی، کاهش عزتنفس و احساس ناامنی را فراهم میکند.»
به گفته او، بسیاری از کودکان کار در شرایطی رشد میکنند که ناچارند زودتر از سن طبیعی با دغدغههای بزرگسالان مواجه شوند. همین موضوع میتواند فرآیند شکلگیری شخصیت و هویت آنان را با اختلال مواجه کند.
محمودی ادامه میدهد: «اختلال در رشد هیجانی، دشواری در تنظیم احساسات، پرخاشگری یا انزوای اجتماعی از دیگر پیامدهای روانی کار کودک است. بسیاری از این کودکان به دلیل مواجهه با استرس مزمن، در تمرکز، برنامهریزی برای آینده و شکلگیری اعتماد به نفس دچار مشکل میشوند.»
کارشناسان حوزه سلامت روان معتقدند کودکانی که سالها در معرض فشارهای اقتصادی و اجتماعی قرار دارند، بیش از دیگران در معرض اختلالات اضطرابی و افسردگی در دوران نوجوانی و بزرگسالی قرار میگیرند.
یکی از مهمترین پیامدهای کار کودک، محرومیت از آموزش است. کودکانی که بخش عمده روز خود را صرف کار میکنند، یا از تحصیل بازمیمانند یا کیفیت آموزش آنان به شدت کاهش پیدا میکند.
محمودی در این باره میگوید: «دوری از مدرسه و محیطهای آموزشی تنها به معنای عقبماندن از درس نیست. مدرسه محلی برای یادگیری مهارتهای اجتماعی، تعامل با همسالان و رشد شناختی کودک است. محرومیت از این فضا میتواند فرصتهای شغلی و اجتماعی فرد را در آینده محدود کند.»
به گفته این کارشناس، فاصله گرفتن از روابط سالم با همسالان، احساس طردشدگی اجتماعی، کاهش مهارتهای ارتباطی و انزوای اجتماعی از دیگر پیامدهای محرومیت آموزشی در کودکان کار است.
جامعهشناسان نیز معتقدند کار کودک در بسیاری از موارد به بازتولید چرخه فقر منجر میشود. کودکی که از تحصیل بازمیماند، در آینده نیز فرصتهای شغلی کمتری خواهد داشت و احتمال گرفتار شدن او در فقر و آسیبهای اجتماعی افزایش مییابد.
یکی از ابعاد کمتر دیدهشده کار کودک، قرار گرفتن این کودکان در معرض انواع خشونت و سوءاستفاده است.
محمودی میگوید: «کودکان کار به دلیل حضور در محیطهای غیررسمی و فاقد نظارت، بیش از سایر کودکان در معرض خشونت جسمی، آزار روانی و حتی سوءاستفاده جنسی قرار دارند. آثار این آسیبها تنها به همان زمان محدود نمیشود و ممکن است سالها بعد نیز زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد.»
به گفته وی، تجربه خشونت میتواند باعث ترس مزمن، بیاعتمادی به دیگران، احساس شرم و گناه و حتی بروز علائم اختلال استرس پس از سانحه شود.
علاوه بر این، شرایط نامناسب کاری، تغذیه ناکافی، ساعات طولانی کار و نبود دسترسی مناسب به خدمات درمانی نیز سلامت جسمی کودکان را تهدید میکند.
ایران در سال ۱۳۷۲ به کنوانسیون حقوق کودک پیوست. بر اساس این کنوانسیون، کودکان حق دارند از آموزش، سلامت، رفاه و حمایت در برابر بهرهکشی اقتصادی برخوردار باشند.
همچنین قانون کار ایران، بهکارگیری افراد زیر ۱۵ سال را ممنوع کرده و برای اشتغال نوجوانان ۱۵ تا ۱۸ سال نیز محدودیتهایی در نظر گرفته است.
از سوی دیگر، قانون حمایت از اطفال و نوجوانان که در سال ۱۳۹۹ اجرایی شد، بهرهکشی اقتصادی از کودکان و بهکارگیری آنان در فعالیتهای زیانآور را از مصادیق کودکآزاری دانسته و برای آن مجازاتهایی تعیین کرده است.
با وجود این قوانین، کارشناسان معتقدند فاصله میان قانون و واقعیت همچنان قابل توجه است و بخش مهمی از کودکان کار در حوزههایی فعالیت میکنند که نظارت مؤثری بر آنها وجود ندارد.
بخش بزرگی از کودکان کار در خانوادههایی زندگی میکنند که با فقر، بیکاری، اعتیاد، طلاق یا سایر آسیبهای اجتماعی مواجه هستند.
محمودی معتقد است: «خانوادهها نقش مهمی در پیشگیری از کار کودک دارند. ایجاد محیطی امن، حمایت عاطفی و اولویت دادن به آموزش میتواند از ورود بسیاری از کودکان به بازار کار جلوگیری کند. البته نباید فراموش کرد که بسیاری از خانوادهها خود قربانی شرایط اقتصادی هستند و بدون حمایتهای اجتماعی توان مقابله با این وضعیت را ندارند.»
کارشناسان تأکید میکنند مقابله با کار کودک تنها با برخوردهای انتظامی یا جمعآوری کودکان از خیابان امکانپذیر نیست. کاهش فقر، ایجاد فرصتهای شغلی برای والدین، گسترش پوششهای حمایتی، توسعه آموزش رایگان و باکیفیت و تقویت خدمات اجتماعی از جمله راهکارهایی است که میتواند به کاهش این پدیده کمک کند.
در سالهای اخیر حضور بخشی از کودکان مهاجر افغان در میان کودکان کار، به یکی از موضوعات مورد بحث تبدیل شده است. با این حال کارشناسان معتقدند نسبت دادن پدیده کار کودک به یک گروه یا ملیت خاص، نگاهی سادهانگارانه و غیرواقعبینانه است.
محمودی در این باره میگوید: «در برخی مناطق، شرایط دشوار اقتصادی و محدودیتهای معیشتی برخی خانوادههای مهاجر میتواند احتمال ورود کودکان به بازار کار را افزایش دهد، اما ریشه اصلی این پدیده در فقر، نابرابری اقتصادی و ضعف نظامهای حمایتی است؛ همان عواملی که بسیاری از کودکان ایرانی را نیز به سمت کار سوق میدهد.»
کارشناسان حوزه رفاه اجتماعی نیز تأکید میکنند که راهحل این مسئله نه محروم کردن کودکان از خدمات آموزشی و حمایتی، بلکه گسترش حمایتهای اجتماعی برای تمامی کودکان ساکن کشور است.
کودک کار را نباید تنها در چهره پسربچهای که پشت چراغ قرمز گل میفروشد یا دخترکی که در مترو دستمال کاغذی عرضه میکند، خلاصه کرد. هر کودک کاری، روایت ناتمام یک فرصت از دسترفته است؛ فرصتی برای آموزش، رشد، بازی و تجربه زندگی در امنیت.
کار کودک، بیش از آنکه یک مسئله فردی باشد، نشانهای از شکافهای اقتصادی و اجتماعی جامعه است. شکافهایی که اگر ترمیم نشوند، پیامدهای آن تنها متوجه کودکان نخواهد بود، بلکه آینده جامعه را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
روز جهانی مبارزه با کار کودک فرصتی است برای بازنگری در مسئولیتی که از خانواده آغاز میشود، به دولت میرسد و در نهایت همه جامعه را در بر میگیرد. زیرا کودکان قرار نیست نانآور باشند؛ آنها باید فرصت کودک بودن داشته باشند./ایسنا
شاید تعداد مغازهها در سالهای آینده باز هم بیشتر شود، اما آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، تناسب میان توسعه فضاهای تجاری، نیاز واقعی بازار و ظرفیت اقتصادی شهری است که سالها یکی از مهمترین مراکز خرید استان بوشهر به شمار میرفت
صبح روز شنبه ۳۰ خردادماه، صدیقه سعادتمند، بخشدار مرکزی دشتستان به همراه امام جمعه دالکی، شهردار این شهر و کارشناسان بخشداری از روند اجرای آسفالت در بلوار شهید عبدالرحمن صابری دالکی بازدید کردند.
به گزارش راویان به نقل از روابط عمومی بخشداری مرکزی دشتستان، بخشدار مرکزی دشتستان در جریان این بازدید که برای سومین بار با هدف ارزیابی میزان پیشرفت فیزیکی پروژه و بررسی کیفیت اجرای عملیات انجام شد، اظهار داشت: پروژههای عمرانی نقش مهمی در روند توسعه شهری دارند و از ابتدای آغاز عملیات اجرایی تا زمان بهرهبرداری، بازدید و نظارت بر پروژههای شهرها و روستاهای بخش مرکزی همواره در دستور کار بخشداری قرار داشته است.
سعادتمند با قدردانی از تلاشهای شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر دالکی، تسریع در تکمیل پروژههای نیمهتمام را ضروری دانست و افزود: احداث ورودی جدید شهر دالکی از جمله اقدامات مهمی است که در اولویت برنامههای شهردار و شورای اسلامی این شهر قرار دارد و امیدواریم با افتتاح و بهرهبرداری از آن در آینده نزدیک، شاهد بهبود دسترسیها، ارتقای کیفیت محیط شهری و افزایش رضایت شهروندان باشیم.
در این بازدید همچنین حسین رضوانی، شهردار دالکی گزارشی از آخرین وضعیت پروژه ارائه کرد و ضمن تشریح چالشها و جزئیات فنی و اجرایی، به بیان برنامههای آینده شهرداری دالکی در ادامه این طرح پرداخت.
در شرایطی که پژوهشهای علمی از تداوم روند گرمایش در جنوب کشور حکایت دارند، به نظر میرسد تأمین برق پایدار در استان بوشهر بیش از گذشته به ترکیبی از مدیریت هوشمند مصرف، توسعه نیروگاههای خورشیدی، ارتقای زیرساختهای انرژی و همراهی شهروندان وابسته باشد
به گزارش راویان از روابط عمومی بخشداری مرکزی دشتستان، همزمان با روز صنایع دستی، صدیقه سعادتمند بخشدار مرکزی دشتستان، عصر روز چهارشنبه ۲۱ خردادماه با همراهی سیده خدیجه حسینی رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان، از کارگاه سفالگری اصغر طاهری و کارگاه سفال و سرامیک کشتکاری بازدید کرد.
در جریان این بازدید، بخشدار مرکزی دشتستان با بررسی مسائل و مشکلات فعالان این حوزه، بر ضرورت حمایت از تولیدکنندگان صنایع دستی تأکید کرد.
سعادتمند با تبریک روز صنایع دستی اظهار داشت: ترویج استفاده از محصولات سفالی و صنایع دستی بومی که حاصل هنر، خلاقیت و نوآوری هنرمندان این عرصه است، افزون بر ایجاد فضایی زیبا و دلنشین در منازل و محیطهای کاری، میتواند در توسعه اشتغال و رونق کسبوکارهای محلی نیز نقشآفرین باشد.
وی افزود: حمایت از هنرمندان و تولیدکنندگان صنایع دستی و رفع موانع پیشروی آنان، از وظایف مهم دستگاههای اجرایی است و باید با جدیت دنبال شود.
بر اساس این گزارش، در این دو کارگاه محصولاتی از جمله زیورآلات سفالی و سرامیکی، گلدان، کوزه، ظروف هفتسین، کاسه و دیگر ظروف سفالی تولید میشود.

این دو تصمیم متعارض، نظام حقوقی و اجرایی کشور را در بنبستی نهادی فروبرد، تا آنجا که در ۵ خرداد ۱۴۰۵، دیوان عدالت اداری با صدور دستور موقت، اجرای مصوبات ستاد ویژه را «متوقف » ساخت و ابهامی بزرگ در تعیین مرجع تصمیمگیرنده نهایی برای وضعیت اینترنت ایجاد کرد.امری که تا این لحظه وضعیتی نامشخص در اتصال اینترنت بین الملل ایجاد کرده است
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، سیدحسین موسویان، دیپلمات پیشین ایرانی در تازهترین مصاحبه با الجزیره به تشریح دستاوردهای توافق اخیر میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به میانجیگری پاکستان پرداختهاست.
استاد دانشگاه پرینستون در این گفتوگو با اشاره به بیاعتمادی ایران پس از تجربه برجام، معتقد است دولت آمریکا به این نتیجه رسیده که سیاست فشار و تقابل نتیجهبخش نبوده و اکنون زمینه برای دیپلماسی جدی فراهم شده است. به گفته وی، هر توافق هستهای پایدار باید علاوه بر تضمین عدم ساخت سلاح هستهای از سوی ایران و پذیرش حقوق هستهای تهران، به مسائل کلان امنیتی منطقه از جمله روابط ایران با کشورهای عربی خلیج فارس و کاهش تنشهای ایران و اسرائیل نیز بپردازد.
کلیدیترین دستاورد مذاکرات اخیر ایران و آمریکا چیست؟
معتقدم مهمترین بخش توافق پنج موضوع است: اول توقف مخاصمات مسلحانه؛ دوم احترام به حاکمیت ملی؛ سوم عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر؛ چهارم. انجام مذاکرات مستقیم درعالیترین سطح پس از انقلاب و پنجم مذاکرات درباره مسائل هستهای و امنیت منطقهای است که برای اولین بار بعد از انقلاب صورت میگیرد.
در مذاکرات اخیر در ژنو هم مهمترین نیز بخش توافقات: بازگشایی تنگه هرمز، رفع محاصره دریایی ایران، تعلیق موقت تحریمهای نفت و پترو شیمی، آزادسازی بخشی از اموال ایران و آغاز همکاریهای جدید ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی است.
آیا شما معتقدید که یک فرصت واقعی برای تحول در روابط ایران وآمریکا بوجود آمده است؟
معتقدم مذاکرات جاری یک فرصت طلایی برای ختم چند دهه تخاصم آمریکا و ایران است چون در طول ۴۷ سال گذشته، آمریکا همه سناریوهای تحریم و فشار و جنگ علیه ایران را تجربه کرده و موفق نشده است. آمریکا و اسرائیل تصور میکردند که با حملات اخیر، ایران سقوط خواهد کرد، نظام فعلی تغییر خواهد کرد، بر منابع نفت ایران همچون ونزوئلا مسلط خواهند شد و حتی ممکن است بتوان ایران را تجزیه کرد. هیچکدام از این موارد رخ نداد. لذا از این جهت یک فرصت واقعی برای دو طرف بوجود آمده که نه تنها در مورد هستهای بلکه در مورد اختلافهای کلان مذاکره مستقیم داشته باشند و به راه حل مرضی الطرفین دست یابند.
با توجه به تجربه برجام، میزان بی اعتمادی ایران چقدر افزایش یافته است.
واقعیت این است که همه طرفهای درگیر در جنگ خسارتهای عظیمی دیده اند و لذا علاقهای به ادامه جنگ ندارند. مردم ایران هم خواستار جنگ نیستند. منتهی اعتماد هم ندارند که حتی در صورت توافق، آمریکا به تعهدات خود پایبند باشد. چون برجام بین ایران با آمریکا و همه قدرتهای جهانی و شورای امنیت سازمان ملل مورد توافق قرارگرفت، ایران به تعهداتش عمل کرد و آمریکا از آن خارج شد. منتهی معتقدم پرزیدنت ترامپ به این نتیجه رسیده که سیاستهای گذشته به جایی نرسیده و نخواهد رسید، لذا فرصت برای دیپلماسی جدی است.
اگر شما مذاکره کننده بودید مهممترین موضوع مورد توافق را چه میدانستید؟
بدیهی است که در موضوع هستهای باید توافقی بر اساس تعهد ایران به عدم ساخت بمب و تعهد آمریکا به پذیرش حقوق قانونی ایران شامل غنیسازی طبق معاهده ان. پی. تی صورت گیرد اما توافق هسته ای بدون توافق در موضوعات کلان امنیت منطقه پایدار نخواهد ماند. حتی اگر در مورد هستهای هم توافق کنند، دو موضوع مهم منطقهای: ۱- صلح پایدار بین ایران و کشورهای عرب متحد آمریکا در خلیج فارس ۲- ختم تهدیدهای نظامی-امنیتی-موجودیتی بین اسرائیل و ایران است. اگر در این دو مورد چاره اندیشی نشود، توافق احتمالی هستهای هم پایدار نخواهد ماند.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایلنا، غلامعلی رجایی فعال سیاسی اصلاحطلب درباره ارزیابیاش از مذاکرات ایران و آمریکا با توجه به شرایط داخلی کشور گفت: دو الی سه دهه گذشته ما جزو مقطع برجام بود و بینتیجه شد، به دلیل اینکه ترامپ یکطرفه آن را ملغی کرد. ما در سطح بینالملل نتوانستیم از یک چالشی به سلامت، اگرچه پرهزینه و پرآسیب، عبور کنیم.
اقتصادنیوز: حسین موسویان گفت: معتقدم مذاکرات جاری یک فرصت طلایی برای ختم چند دهه تخاصم آمریکا و ایران است چون در طول ۴۷ سال گذشته، آمریکا همه سناریوهای تحریم و فشار و جنگ علیه ایران را تجربه کرده و موفق نشده است.
وی ادامه داد: به نظر من ایران ۱۴۰۵ را میتوان یک مقطعی برای ایران قبل از امضای تفاهم و بعد از امضای تفاهم، از نظر من در نظر گرفت. چون مهمترین مشکل این چهار الی پنج دهه بعد از انقلاب میان ایران و آمریکا چالشهایی بوده که قاعدتاً الان به تفاهم رسیده است. البته بین تفاهم و توافق تفاوت وجود دارد و یک نبرد سختی در این قضیه وجود دارد و ایران و آمریکا باید راهی پیدا کنند که با یکدیگر کنار بیایند موضوعاتی که بین یکدیگر مشخص کردهاند را به نتیجه برسانند و راه درازی پیش روی داریم. اما همینقدر هم به نظر من یک پیروزی و یک دستاورد بزرگ برای مردم بود چراکه تابآوری و ایستادگی مردم در خیابان نتیجه داد.
این فعال سیاسی گفت: من فکر میکنم که باید این دستاورد را با تمام توان از شر افراط و تفریطهای داخلی حفظ کرد. قطعا کاری از سلطنتطلبها، منافقین، کسانی که در عناد با نظام هستند برنمیآید اما به نظر من بعد از قضیه منافقین در دهه ۶۰ و انجمن حجتیه در دوره امام و قضیه انحرافی در حین و بعد از دولت احمدینژاد که رهبری شهید درباره آن موضع گرفتند، مسئلهای پر اهمیتتر از خطر پایداری برای حفظ این دستاورد و برای اینکه نظام به سلامت از این پیچ تاریخی عبور کند، نداریم. البته اگرچه جنگ تأثیر منفی بسیار زیادی بر اقتصاد ما وارد کرده است اما در داخل یک همگرایی و تکصدایی ایجاد کرده است اما در حال حاضر متأسفانه یک جریان افراطی آن را به چالش و مخاطره میکشد.
رجائی تصریح کرد: به نظر میرسد یکی از گزیرهای ناچار در دوره جدید، جراحی حضور این جریان افراطی در ارکان تصمیمگیری است و با عزل یک مدیرکل در صدا و سیما، به نظر من به سامان نمیرسد. من پیشتر هم گفته بودم که اینها به انتخاب جایگاه رهبری نظر داشتند و ناکام ماندند؛ میخواستند پاستور را به جلیلی بدهند، اما باز هم ناکام شدند. الان هم اگرچه در مجلس اکثریت در اختیارشان نیست، اما نسبتاً اغلبیت دارند تا اکثریت. بنابراین طبیعی است که باید تلاشهایی داشته باشند. اما نظام باید ضمن حفظ آزادیهای فردی و جریانات سیاسی، تکلیف خود را با اینها مشخص کند و به نظر من نباید این قضیه را سادهانگاری کنیم و فکر کنیم مثلاً نماینده جوانی که مجری صدا و سیما بوده یا چهار نفر دیگر که از هیات مذاکرهکننده کنار گذاشته شدهاند، صرفا حرفی میزنند، بلکه به نظر من قضیه عمیقتر از این مسائل است. البته وقتی کسی تهدید بریدن گلوی رئیسجمهور را میکند، قاعدتاً دادستان باید وارد شود.
وی درباره اینکه با توجه به اینکه عده قلیلی مخالف مذاکره هستند، از نظر شما تاب آوری جامعه برای تحمل شرایط جنگی تا چه زمانی است، گفت: ما سه راه داریم: یا این وضعیت نه جنگ نه صلح ادامه پیدا کند و یا بجنگیم، یا تفاهم کنیم. بهترین گزینه تفاهم است. شرایط نه جنگ و نه صلح خطرناک است، اگرچه در آن آرامشی هست، اما شکننده است. هر لحظه ممکن است دوباره اقدامی کنند و من این را بعید نمیدانم که اگر جام جهانی تمام شود کنگره و سنا نتوانند او را مهار کنند و بعید نیست که ترامپ به تنظیمات کارخانه برگردد اما امیدواریم این محقق نشود.
این فعال سیاسی اصلاحطلب درباره اظهارات برخی افراد تندرو به ویژه مداحان و تهدید رئیس جمهور به قتل گفت: دولت در حال حاضر در یک موضع قوی قرار دارد چراکه اولین بار است که بعد از ۴۷ الی ۴۸ سال ما با رئیسجمهور آمریکا که در کاخ سفید حضور دارد که بسیار هم معنادار است، توافقی را امضا میکنیم. این موضوع نشاندهنده دست برتر دولت است اما دلیل بر این نیست که دولت اختیار دارد. به نظر میرسد که دولت حداقل رسانه ملی را اگرچه در اختیار ندارد بلکه با خودش هم ندارد؛ حالا گاهی در اختیار دولت است گاهی همراه دولت اما در این دولت رسانه ملی نه در اختیار دولت است و نه همراه دولت. اما افراد دیگری در صدا و سیما تریبون دارند به طور مثال روحانی که از مراسم حج سال گذشته اخراج شد و حتی ممکن بود مشکلاتی ایجاد شود امروز باز هم در تلویزیون حضور دارد.
وی ادامه داد: جریان تندرو باید حتماً اول از صدا و سیما تصفیه شود. یعنی به نظر من شورای نظارت بر صدا و سیما که معلوم نیست چه کار میکند، باید در یک اقدام فوری ارکان مهم این سازمان را از این جریان تصفیه کند تا جامعه و دولت دچار این تکانهها نشوند.
این فعال سیاسی گفت: باید دولت را تقویت کرد حاکمیت در حمایت از دولت نیز نقش خود را ایفا کرده است اما باید هر مانعی که باعث شود دولت محدود شود و به مخاطره و چالش کشیده شود، از بین برود. در پساجنگ هم باید خبرگان و نخبگان در بخش اقتصادی کمک کنند تا دولت بتواند یک راه برون رفت پیدا کند چراکه اگر مشکلات زیرساختها رفع نشود کماکان مشکلات اقتصادی بعد از جنگ خود را نشان خواهد داد و ممکن است در این شرایط نارضایتیهایی ایجاد شود؛ چراکه طبقه متوسط بسیار متضرر شده و آسیب دیده است.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از مهر، شامگاه سه شنبه پیش رئیس جمهور در مسیر بازگشت از پاکستان، همزمان با شب تاسوعای حسینی به منظور زیارت حرم امام رضا (ع) وارد مشهد مقدس شد.
03 تیر 1405
اقتصادنیوز: حسین موسویان گفت: معتقدم مذاکرات جاری یک فرصت طلایی برای ختم چند دهه تخاصم آمریکا و ایران است چون در طول ۴۷ سال گذشته، آمریکا همه سناریوهای تحریم و فشار و جنگ علیه ایران را تجربه کرده و موفق نشده است.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، هرچند با گذشت دو روز، هنوز صحت ادعاهای محمود نبویان تأیید یا رد نشده است، اما آنچه همچنان بهعنوان یک نکته مجهول باقی مانده این است که نبویان چگونه توانسته به اسناد سری و طبقهبندیشده در کشور دست پیدا کند. هرچند که نبویان در توئیتی ادعا کرد: «امروز در شبکه خبر در مورد چرایی مخالفت رهبری با تفاهم یادداشت ایران و آمریکا مشغول بیان دیدگاه رهبری بودم که بهصورت ناقص رها شد. بخش مهم آن بررسی متن یادداشت تفاهم بود که علت مخالفت رهبری را بیشتر آشکار میکرد. انشاالله خداوند ما را در پیروی از رهبری عزیز ثابت قدم نگه دارد.»
اما انتشار بیانیه صداوسیما و همچنین انتقاداتی که از سوی سیاسیون مطرح شد، نشان از رد این ادعا دارد. آنچنان که سردبیر سایت مشرق خطاب به نبویان در خصوص افشای نامه محرمانه رهبر انقلاب نوشت: «در رسانه ملی، نامه بهکلی سری را ناقص و تقطیعشده میخوانید، بعد دعوت به وحدت میکنید؟ چرا نمیگویید این بریدههای گزینششده، مربوط به حدود ۲۰ و چند مکاتبه بوده و از قضا از اولین مکاتبهها تا اسناد سری و بهکلی سری نظام را افشا و منتشر کردید؛ لااقل درست و دقیق فاش میکردید… نمیگویم نفاق سیاسی، اما امانتدار نظام نبودید؛ تقوای فردی و سیاسی هم ندارید.»
ناگفته نماند که این نخستین بار نیست که نبویان دست به افشای اطلاعاتی محرمانه با محوریت مذاکره زده است. او پیشتر نیز، زمانی که همراه با محمدباقر قالیباف و تیم مذاکرات ایران راهی پاکستان شده بود، برخی از مفاد مذاکرات را برای همطیفان خود بیان کرده و به نوعی به آنان خط داده بود. این را احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، بیان کرده و به خبرآنلاین گفته بود: «احتمالاً آقای نبویان این خبر را به آقای خضریان داده است. آقای خلخالی در زمان قطعنامه ۵۹۸ رفته بودند مذاکره کنند. آقای ولایتی که مذاکرهکننده بود، به آقای صادق خلخالی گفت شما برای چی آمدید؟ گفت از طرف مجلس برای مذاکره آمدم! حالا آقای نبویان هم فقط رفته و خبر آن را آورده است! در حالی که نباید همه چیز مذاکره را عیان کرد. نه اینکه نباید با مردم شفاف باشیم، اما مثل میماند که جوانی به خواستگاری برود؛ در آن جلسه خیلی حرفها زده میشود. اما در نهایت نتیجه را اعلام میکنند. در مورد مذاکره هم نباید هرچیزی را به سرعت آشکار کرد.»
از سوی دیگر، بررسی راههای ارتباطی که نبویان در جریان سیاسی خود دارد نیز میتواند نشاندهنده آن باشد که او چگونه توانسته به اسناد محرمانه کشور دست پیدا کند و با توجه به مقصود خود، آنها را بهصورت ناقص برای افکار عمومی بخواند.
اما سؤال مهمتر این است که با وجود ادعاهای ناقص و گاه نادرست، آن هم از سوی فردی که دارای جایگاه حقوقی بوده این است که چرا مجازاتی برای او در نظر گرفته نمیشود؟ در واقع، آنچه بهعنوان حلقه مفقوده ماجرا مطرح است، این است که جدای از جریان پایداری، چه کسی از او حمایت میکند که قدرت و ضریب نفوذ نبویان را در دسترسی به اسناد فوقسری در کشور افزایش داده است؟ تا جایی که برخی او را عامل نرسیدن ایران و آمریکا به توافق در دولت سیزدهم مطرح میکنند. گزارهای که امیرحسین ثابتی، از چهرههای نزدیک به جلیلی و نبویان، نیز آن را روایت کرده است. در واقع، اقدام نبویان اگرچه با واکنشهای سریع از سوی صداوسیما همراه بود، اما مجموعهای از پرسشهای ناتمام را به همراه دارد که پاسخی برای آنها ارائه نشده است. از همین رو باید دید آیا هیأت نظارت بر رفتار نمایندگان یا قوه قضائیه به این ماجرا ورود میکند یا همچنان این پرسشهای بیپاسخ ادامه خواهد داشت.
امروز ایرانیان در آستانه یک انتخاب مهم قرار دارند. انتخاب میان بازتولید شکافهای گذشته یا استفاده از ظرفیت فوتبال برای تقویت انسجام ملی. در نهایت، تیم ملی فوتبال ایران نه متعلق به یک دولت است و نه وابسته به یک جریان سیاسی. این تیم، تیم ملت ایران است. تیمی که میلیونها ایرانی خود را در آن میبینند و موفقیتش را موفقیت ایران میدانند
در حالی که فیفا با کمپینهای محیط زیستی از هواداران میخواهد برای نجات زمین «کارت سبز» بالا ببرند، اما ساختار پرهزینه و گسترده این تورنمنت، عملاً یک «کارت قرمز» مستقیم به طبیعت است.
به گزارش راویان به نقل از مشرق، فیفا در سالهای اخیر به عنوان بخشی از پیامهای تبلیغلاتی خود، شعار «کارت سبز برای سیاره زمین» را تبلیغ کرده و هواداران، بازیکنان و فدراسیونها را به تعهد به اقدامات سازگار با محیط زیست تشویق کرده است؛ آن هم در شرایطی که فوتبال ادعا دارد در مسیر آگاهیبخشی نسبت به تغییرات اقلیمی پیشگام است.
با این حال، هر چه به جام جهانی ۲۰۲۶ نزدیکتر میشویم، این کمپین بیشتر شبیه به این به نظر میرسد که در یک جت خصوصی، نیهای قابل بازیافت توزیع کنید.
اکنون پیشبینی میشود که این تورنمنت در ایالات متحده، کانادا و مکزیک به مخربترین جام جهانی تاریخ از نظر زیستمحیطی تبدیل شود. این مسابقات صرفاً بزرگترین یا تجاریترین تورنمنت نیست، بلکه آلایندهترین آنهاست.
پژوهشگران موسسه «دانشمندان برای مسئولیت جهانی» تخمین میزنند که این رقابتها میتواند حدود ۹ میلیون تن گاز دیاکسید کربن تولید کند که تقریباً دو برابر میانگین ردپای کربنی جامهای جهانی اخیر است. در بدترین سناریوهای سفر، میزان انتشار گازهای گلخانهای تنها در بخش هوانوردی میتواند به ۱۳.۷ میلیون تن برسد.

این اتفاق، پیامد غیرقابل اجتناب تورنمنتی است که به نمادی از جاهطلبی و اصرار فوتبال برای توسعه بیوقفه تبدیل شده است؛ تیمی بیشتر، بازیهای بیشتر، پروازهای بیشتر، اسپانسرهای بیشتر و در نهایت مصرفگرایی بیشتر.
نسخه ۲۰۲۶ به جای ۳۲ تیم با حضور ۴۸ تیم برگزار میشود و به ۱۰۴ مسابقه افزایش مییابد که ۴۰ بازی بیشتر از فرمت قبلی است. این بازیها همچنین در سراسر یک قاره پهناور پخش خواهند شد.
اینکه بحران اقلیمی فوتبال از طریق زیادهخواهی رقم میرسد، یک پارادوکس نمادین است. این ورزش سالهاست به همه میگوید که اهمیت زیادی برای پایداری محیط زیست قائل است، اما همزمان مسابقاتی را طراحی میکند که هواداران را مجبور میکند در گرمای تابستان از ونکوور به میامی و از آنجا از طریق مکزیکوسیتی پرواز کنند.
بر اساس تحلیل بیبیسی اسپورت، یک هوادار انگلیس که تمام مراحل حذفی را تا فینال دنبال میکند، میتواند به تنهایی حدود ۳.۵ تن گاز دیاکسید کربن تولید کند. این میزان تقریباً معادل گرم کردن یک خانه متوسط در بریتانیا برای بیش از یک سال و نیم است.

این ارقام تنها مشتی نمونه خروار از تورنمنتی است که انتظار میرود میلیونها هوادار، مهمانان شرکتی، گروههای رسانهای و شرکای تجاری را به سفر وا دارد.
این دقیقاً همان جایی است که پیام «کارت سبز برای سیاره زمین» زیر بار تناقضات خود فرو میریزد. کمپینهای محیط زیستی فیفا از هواداران میخواهند بازیافت کنند، از حملونقل عمومی بهره ببرند و پایدار فکر کنند؛ اما نهاد حاکم بر فوتبال همزمان ساختاری را برای مسابقات ایجاد کرده که پروازهای طولانیمدت و انبوه را غیرقابل اجتناب میکند.
هیچ مقدار از ظروف همبرگر قابل کمپوست در فمزونها نمیتواند تورنمنتی را که به سفرهای هوایی بینقارهای وابسته است، جبران کند.

تقابل شعارهای زیستمحیطی با واقعیتهای تلخ اقلیمی
انتقادها از این جهت تندتر شده که فوتبال دهه گذشته را به شدت صرف برندسازی خود به عنوان یک ورزش آگاه به مسائل محیط زیستی کرده است. باشگاهها اهداف کربنصفر را اعلام میکنند، نهادهای حاکمیتی استراتژیهای اقلیمی منتشر میسازند و شبکههای تلویزیونی پوشش مسابقات را با پیامهای تبلیغاتی پر میکنند.
اما در نهایت مهمترین رویداد این ورزش، شبیه به یک آزمون بحران اقلیمی از راه میرسد.
حتی شرایط فیزیکی که در انتظار بازیکنان و هواداران است نیز به بخشی از این سناریوی اقلیمی تبدیل شده است. مطالعات متعددی که پیش از مسابقات منتشر شده، هشدار دادهاند که شرایط گرمای خطرناک میتواند بازیها را در چندین شهر میزبان تحت تاثیر قرار دهد.
تحقیقات مربوط به سنجش دمای مرطوب—شاخص ترکیبی دما، رطوبت و تابش خورشیدی که برای ارزیابی خطر استرس گرمایی استفاده میشود—نشان میدهد که ممکن است بیش از ۲۶ مسابقه در شرایطی فراتر از سطوح ایمنی توصیهشده برگزار شود.
میامی به یک دغدغه ویژه تبدیل شده است؛ چرا که پیشبینیها نشان میدهند هر مسابقه جام جهانی در این شهر میتواند از آستانه خطر گرما برای بازیکنان و هواداران فراتر رود. در مقایسه با آخرین جام جهانی به میزبانی ایالات متحده در سال ۱۹۹۴، تعداد مسابقاتی که انتظار میرود از معیارهای بحرانی گرما عبور کنند، به دلیل تغییرات اقلیمی به شدت افزایش یافته است.
فوتبال اکنون در موقعیت عجیبی قرار گرفته است؛ از یک سو تورنمنتهایی برگزار میکند که سلامت اقلیم را به خطر میاندازند و از سوی دیگر باید با پیامدهای تغییرات اقلیمی در درون همان مسابقات دستوپنجه نرم کند.

تناقض مالی فیفا؛ از حامیان نفتی تا اتهام پنهانکاری
موضوع حامیان مالی نیز علامت سؤال بزرگی را روی تمام این ماجرا ایجاد کرده است. شراکت جنجالی فیفا با غول انرژی عربستان، یعنی آرامکو، انتقاد شدید فعالان محیط زیست و بازیکنان را برانگیخته است. سال گذشته بیش از ۱۰۰ فوتبالیست زن به طور علنی به این قرارداد اعتراض کردند و استدلال کردند که این معامله به طور اساسی ادعاهای فیفا در مورد پایداری محیط زیست را زیر سوال میبرد.
در اینجا هم این تناقض کاملاً به چشم میآید؛ سازمانی که طرح «کارت سبز» را تبلیغ میکند، از نظر مالی با یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان همسو شده است.
این یک مسیر کاملاً جدید برای فیفا نیست. اصرار این نهاد مبنی بر اینکه جام جهانی ۲۰۲۲ قطر «کربنخنثی» بوده است، توسط کارشناسان اقلیمی به شدت رد شد و آنها برگزارکنندگان را متهم کردند که هزینه واقعی زیستمحیطی تورنمنت را بسیار کمتر از حد واقعی تخمین زدهاند.
اما شرایط در سال ۲۰۲۶ متفاوت به نظر میرسد، چون مقیاس کار بسیار بزرگتر و کتمان آن بسیار دشوارتر است. شما نمیتوانید یک ابررویداد ۱۰۴ مسابقهای در سطح یک قاره را به عنوان یک رویداد مسئولیتپذیر در قبال محیط زیست معرفی کنید، بدون اینکه حرفهایتان دور از واقعیت به نظر برسد.
فیفا به اقدامات جبرانی خود اشاره میکند؛ اینکه استادیومهای موجود تا حد زیادی بازسازی و دوباره استفاده میشوند، زیرساختهای حملونقل عمومی تقویت خواهند شد و برنامهریزی منطقهای بازیها با هدف کاهش برخی از سفرهای هوایی انجام میشود. استراحتهای خنککننده و پروتکلهای مدیریت گرما نیز برنامهریزی شدهاند.
با این حال، مشکل اصلی همچنان حلنشدنی باقی مانده است. خودِ تورنمنت بیش از حد بزرگ و از نظر جغرافیایی بیش از حد پراکنده است که بتوان آن را با تعهدات جدی اقلیمی سازگار کرد.

این همان حقیقت تلخی است که زیر تمام این تمرینات برندسازی و شعارهای پایداری نهفته است. نهادهای حاکم بر فوتبال همچنان به گونهای رفتار میکنند که گویی مسئولیتپذیری زیستمحیطی چیزی است که میتوان آن را به سادگی روی رشد تجاری بیپایان سوار کرد.
جام جهانی ۲۰۲۶ هنوز هم میتواند لحظات ماندگار، گلهای فراموشنشدنی و اتمسفرهای شگفتانگیزی خلق کند. این مسابقات قطعاً رکوردهای بینندگان را خواهد شکست و میلیاردها دلار درآمد به همراه خواهد داشت.
اما در حالی که فیفا از دنیای فوتبال میخواهد کارت سبزی برای سیاره زمین بالا ببرد، مسابقات خودشان به واضحترین سند تبدیل شدهاند که نشان میدهد این ورزش هنوز نمیتواند پایداری محیط زیست را فدای توسعهطلبی خود نکند.
منبع: وان فوتبال
اسطوره فقید برزیلی در حالی درخشش در فوتبال را از جام جهانی ۱۹۵۸ آغاز کرد که روانشناس برزیل به سرمربی این تیم توصیه کرده بود به دلیل سن کم، این بازیکن ۱۷ ساله را به جام جهانی نبرد.
در حالی جام جهانی ۲۰۲۶ از ۲۱ خرداد آغاز میشود که این اولین جام جهانی است که با توجه به درگذشت پله در زمستان ۴ سال پیش، در غیاب او برگزار میشود.
روزنامه عربستانی الشرق الاوسط در گزارشی به اولین حضور پله در جام جهانی پرداخته است. جام جهانی ۱۹۵۸، اولین رقابتی بود که نام پله را به گوش دنیا رساند و کمتر کسی فکرش را میکرد که این بازیکن ۱۷ ساله تبدیل به بزرگترین فوتبالیست جهان شود، تبدیل به تنها بازیکنی که ۳ بار قهرمان جام جهانی شده است.
این در حالی بود که روانشناس تیم ملی برزیل به ویسنته ویولا، سرمربی تیم، اطلاع داد که پله در ۱۷ سالگی به اندازه کافی بالغ نیست که در جام جهانی ۱۹۵۸ بازی کند. ویولا غریزی پاسخ جالبی داد و گفت: ممکن است حق با تو باشد، اما چیزی از فوتبال نمیدانی.
پله اما با وجود توصیه آن روانشناس در این مسابقات شرکت کرد و سلسائو را به اولین عنوان قهرمانی تاریخ خود رساند و در مسیر تبدیل شدن به پادشاه فوتبال قرار گرفت.
پله در جام جهانی ۱۹۵۸ در بازی دور اول مقابل اتحاد جماهیر شوروی بازی کرد و سپس تنها گل مرحله یک چهارم نهایی مقابل ولز را به ثمر رساند. او با هت تریک خود نقش کلیدی در پیروزی ۵-۲ مرحله نیمه نهایی مقابل فرانسه داشت و سپس در فینال مقابل سوئد (۵-۲) با زدن دو گل درخشید.
پله با ۱۷ سال و ۲۴۹ روز، جوانترین بازیکنی شد که جام جهانی را برنده شده است و برزیل اولین کشوری شد که خارج از قاره خود، با سیستم انقلابی ۴-۲-۴، به جای ۵-۳-۲ سنتی یا ۳-۴-۳، با تکیه بر بازی پویا از طریق جناحین، این عنوان را به دست آورد.
پائولو آمارال، مربی بدنسازی، درباره پله گفت: او میتوانست با پای چپ و راست خود شوت بزند و به محض اینکه توپ را لمس میکرد، دید پیشبینیکنندهای نسبت به همه چیز داشت. او فوقالعاده بود.
پله درباره گل باشکوه خود مقابل ولز در این مسابقات که اولین گل از ۱۲ گل او در جام جهانی بود، گفته است: فکر میکنم این خاطرهانگیزترین گل دوران حرفهای من است.
کلیف جونز، وینگر ولزی، گفت: ما چیزی در مورد پله نمیدانستیم. ما روی گارینشا و دیدی تمرکز کرده بودیم. این بچه ۱۷ ساله که بود؟ ما نمیدانستیم. اما بعد از بازی فهمیدیم چه بازیکنی است.
لیونل مسی در ششمین جام جهانی خود (و چهارمین دوره متوالی به عنوان کاپیتان)، رکورد دیگو مارادونا (کاپیتانی در سه دوره) را پشت سر گذاشت و به اسطورهای بینظیر در تاریخ فوتبال آرژانتین تبدیل شد. با این حال، نکته قابل توجه در تیم ملی آرژانتین برای جام جهانی ۲۰۲۶، نه تنها رهبری مسی، بلکه حضور کاپیتانهای باشگاهی متعدد در این تیم است.
به گزارش راویان به نقل از مشرق، لیونل مسی در ششمین جام جهانی خود (چهارمین دوره متوالی به عنوان کاپیتان) در ترکیب تیم ملی کشورش به میدان خواهد رفت. او با این کار، رکورد دیگو مارادونا – که سه بار متوالی کاپیتان آرژانتین بود – را پشت سر گذاشت اما چیزی که این نسل را منحصر به فرد میکند، فقط رهبری مسی نیست بلکه تیمی است که او را احاطه کرده است.
تیم ملی آرژانتین مملو از رهبران (کاپیتانهای باشگاههای خود) است که زیر نظر تنها کاپیتانی که هیچکس در موردش بحث نمیکند، جمع شدهاند.
زمانی که مسی رهبری را پذیرفت
سرجیو باتیستا، قهرمان جام جهانی مکزیک ۱۹۸۶ و سرمربی اسبق تیمهای جوانان آرژانتین، در مورد تکامل رهبری مسی به روزنامه ناسیون گفت: «وقتی مسی بالغ شد، دید که نوبت او است و شروع کرد. او منتظر زمان مناسب ماند و وقتی دید که زمان رهبری این پسران است، دست به کار شد. مسی بسیار باهوش است و کاپیتانی نیست که فقط سر و صدا به پا کند.»
مسی کاپیتانی تیم ملی آرژانتین را در سپتامبر ۲۰۱۱ (پس از خاویر ماسکرانو) به ارث برد و از آن زمان تاکنون کاپیتان تیم ملی کشورش بوده است.
سایر کاپیتانهای حاضر در تیم آرژانتین:
نیکولاس اوتامندی: (کاپیتان بنفیکا)
لائوتارو مارتینس: (کاپیتان اینتر میلان)
لئاندرو پاردس: (کاپیتان بوکاجونیورز)
کریستین رومرو: (کاپیتان تاتنهام)
امیلیانو مارتینس: (کاپیتان دوم استون ویلا)
لیساندرو مارتینس: با وجود مصدومیتها، در منچستریونایتد جایگاه خود را به عنوان رهبر تثبیت کرده است.
نیکولاس تاگلیافیکو: در لیون، زمانی که کاپیتان اصلی حضور ندارد، بازوبند را بر بازو میبندد.
لئوناردو بالردی: تا قبل از تغییر مربی، کاپیتان مارسی بود.
انسو فرناندس: در چلسی، زمانی که ریس جیمز در زمین نیست، بازوبند را میبندد.
هفته سی و هشتم فوتبال لیگ برتر انگلیس با برد آرسنال و منچستریونایتد، توقف لیورپول و شکست منچسترسیتی پیگیری شد.
به گزارش راویان به نقل از مشرق، فصل ۲۰۲۵-۲۰۲۶ رقابتهای فوتبال لیگ برتر انگلیس، عصر امروز با برگزاری ۱۰ دیدار به پایان رسید و تکلیف سهمیهها و همچنین تیمهای سقوط کننده مشخص شد.
در یکی از بازیهای مهم هفته سی و هشتم، تیم آرسنال که هفته گذشته قهرمانیاش را مسجل کرد، در خانه کریستال پالاس به برتری ۲ بر یک رسید و فصل را با کسب بیست و ششمین برد خود به پایان رساند.
در این بازی گابریل ژسوس در دقیقه ۴۲ و نونی مادوئکه در دقیقه ۴۸ برای آرسنال و ژان فیلیپ ماتتا در دقیقه ۸۹ برای میزبان گلزنی کردند.
در دیگر بازی مهم امروز تیم منچسترسیتی در ورزشگاه اتحاد ۲ بر یک به استون ویلا باخت. آنتوان سمنیو در دقیقه ۲۳ برای سیتی و اولی واکتینز در دقایق ۴۷ و ۶۱ برای میهمان موفق به گلزنی شدند.
این آخرین دیداری بود که پپ گواردیولا روی نیمکت سیتی نشست. این مربی اسپانیایی با این شکست خانگی به حضور ۱۰ سالهاش در تیم آبیپوش شهر منچستر پایان داد.
امروز همچنین تیم منچستریونایتد در خانه برایتون ۳ بر صفر پیروز شد. پاتریک دورگو، برایان امبئومو و برونو فرناندز برای شیاطین سرخ گلزنی کردند. برونو فرناندز در این بازی یک پاس گل هم داد تا تعداد پاس گلهایش را به عدد ۲۱ برسد و از رکورد تیری آنری و کوین دیبروینه عبور کند و تاریخساز شود.
امروز یک بازی مهم نیز در ورزشگاه تاتنهام برگزار شد؛ جایی که این تیم با گل دقیقه ۴۲ پالینیا از سد اورتون گذشت و با ۴۱ امتیاز بقایش را در لیگ برتر قطعی کرد. اگر تاتنهام در این بازی شکست میخورد، به دسته پایینتر سقوط میکرد.
بدین ترتیب تیمهای آرسنال، منچسترسیتی، منچستریونایتد، استون ویلا و لیورپول راهی لیگ قهرمانان اروپا شدند، بورنموث و ساندرلند به لیگ اروپا راه یافتند، برایتون به پلیآف لیگ کنفرانس رفت و تیمهای وستهام، برنلی و وولوز نیز به دسته اول سقوط کردند.
نتایج کامل بازیهای هفته سی و هشتم به شرح زیر است:
* کریستال پالاس یک – آرسنال ۲
* منچسترسیتی یک – استون ویلا ۲
* برایتون صفر – منچستریونایتد ۳
* لیورپول یک – برنتفورد یک
* برنلی یک – وولوز یک
* تانهام یک – اورتون صفر
* وستهام ۳ – لیدز صفر
* ساندرلند ۲ – چلسی یک
* فولام ۲ – نیوکاسل صفر
* ناتینگهام فارست یک – بورنموث یک