اقتصادنیوز: معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیس جمهور نوشت: دستور نخست هیأت مذاکره در سوئیس پایان تجاوز در لبنان است.
اقتصادنیوز: معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیس جمهور نوشت: دستور نخست هیأت مذاکره در سوئیس پایان تجاوز در لبنان است.
این مطلب بدون برچسب می باشد.
به گزارش اقتصادنیوز، مسعود پزشکیان رئیس جمهور، در سخنرانی خود با گرامیداشت یاد شهدا، مقام معظم رهبری و شهدای جنگ اخیر، گفت: در شورایعالی امنیت ملی تقریباً همه اعضا متفق بودند که امضای تفاهم نامه با آمریکا باید رخ دهد و تنها یک نفر نظر متفاوت داشت که وجود یک نظر مخالف در یک مجموعه نیز ایرادی ندارد.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایسنا، نشست سه جانبه ایران، آمریکا و قطر با موضوع آتش بس فراگیر در لبنان و اموال بلوکه شده ایران هم اکنون در محل مذاکرات در حال برگزاری است.
طبق بند یک تفاهمنامه، پایان جنگ در تمامی جبهه ها از جمله لبنان از شروط تفاهمنامه است که تاکنون نقض شده و از شب گذشته همزمان با عزیمت هیئت مذاکره کننده ایرانی به سوییس به اجرا در آمد.
اموال بلوکه شده نیز بند ۱۱ تفاهمنامه است و هیئت ایرانی هدف خود از حضور در مذاکرات سوییس را پیگیری ۵ بند از جمله دو موضوع ذکر شده دانسته است.
به گزارش اقتصادنیوز، بنبست راهبردی شاید آخرین نتیجهای باشد که مقامات سیاسی در انتهای روندهای دیپلماتیک انتظار آن را دارند.
در شرایط بنبست نه مسئلهای حل میشود و نه هیچ یک از طرفهای منازعه را به رضایت میرساند. در چنین شرایطی، معمولا طرف ضعیفتر اعلام پیروزی میکند، چرا که توانسته در عین رویارویی با قدرتی بزرگتر، انسجام و ماهیت خود را حفظ کند و سربلند از آزمون بقا بیرون بیاید.
حسین بنایی در نشریه فارنافرز نوشت: پس از ۱۰۷ روز خصومت و تقابل آشکار میان ایران و آمریکا، این دو کشور درنهایت تفاهمنامهای را برای بازگشایی تنگه هرمز و رفع محاصره دریایی بنادر ایران امضا کردند. این درحالی است که توافق به هیچ یک از اختلاف نظرهای ساختاری میان این دو کشور، پایان نداده است.
اقتصادنیوز: حتی پس از اعلام صلح، تنگه هرمز هنوز به آرامش قبل بازنگشته است. وضعیت بیشتر به شکلی است است که در آن همه منتظرند ببینند آیا واقعا این سکوت پایدار خواهد ماند یا نه.
در این میان، مفاد توافق شرایط بسیار مطلوبی را برای ایران فراهم میکند؛ رفع تحریمهای نفتی، آزادسازی داراییهای بلوکه شده و تعهد آمریکا به ایجاد یک صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی خسارات جنگ.
این درحالی است که هرگونه مذاکرات درباره مسئله هستهای و موشکی ایران، به نقطه نامعلومی در آینده موکول شده است.
برای شخصی چون دونالد ترامپ، چنین نتیجهای اصلا جالب نیست. او زمانی که در فوریه گذشته حملات مشترک با اسرائیل به ایران را آغاز کرد، به مردم آمریکا قول پایان دادن به برنامه هستهای و موشکی ایران را داد؛ اهدافی که هیچکدام به وقوع نپیوستند.
درحقیقت، جنگ نشان داد که تهران بیش از آنچه که تحلیلها پیشبینی کردهاند توانایی مقاومت دارد. تهران با بستن تنگه هرمز و افزایش قیمت جهانی انرژی ثابت کرد که ابزاری را در اختیار دارد که به موجب آن میتواند کشورهای دیگر، از جمله آمریکا را برای رسیدن به خواستههای خود تحت فشار بگذارد. افزایش هزینههای بنزین یکی از اصلیترین دلایل پایان دادن به درگیری توسط ترامپ بود.
از همان لحظات آغازین جنگ، واشنگتن با استفاده از کلمات اغراقآمیز و ادعای پیروزی حداکثری، خود را در موقعیتی بسیار دشوار قرار داد.
در پیام اعلام جنگ، دونالد ترامپ اذعان کرد که نهتنها برنامه هستهای ایران را نابود میکند، بلکه برنامه و صنعت موشکی این کشور را تا مرز کامل برچیده شدن میبرد. او در ادامه ادعا کرد که آمریکا نیروی دریایی ایران را نابود خواهد کرد و به نفوذ و قدرت منطقهای ایران پایان خواهد داد.
بنابراین، رئیسجمهور آمریکا در اولین مصاحبه خود بعد از جنگ، اهدافی بسیار بلندپروازانه را مطرح کرد و سطح انتظارات نسبت به نتیجه جنگ را بالا برد.
شکست ترامپ در محقق کردن چنین وعدههایی، اصلا جای تعجب نداشت. ایران بهسرعت فرماندهان جدیدی را جایگزین کرد و به مقاومت ادامه داد. واشنگتن ادعا کرد که توان نظامی ایران را تاحد زیادی نابود کرده است، اما تهران همچنان به حملات موشکی ادامه داد و پایگاههای آمریکایی را در سرتاسر منطقه، مورد حمله قرار داد. از همه مهمتر، مقامات ایرانی دریافتند که میتوانند تنگه هرمز را ببندند و با ایجاد کمبود در بازار انرژی، به دولت واشنگتن فشار بیاورند.
در نهایت، ترامپ ناچار شد تا واقعیت را بپذیرد و با ایران به یک توافق آتشبس برسد. البته در روزهای نخست پس از توافق، درگیریها بیش از آنکه کاملا متوقف شوند، فروکش کردند. اسرائیل با نادیده گرفتن تأکید تهران مبنی بر اینکه آتشبس باید شامل حملات اسرائیل نیز باشد، حملات خود به مواضع حزبالله در لبنان را ادامه داد. از سوی دیگر، نیروهای آمریکایی و ایران نیز بهطور پراکنده مواضع یکدیگر را در اطراف تنگه هرمز هدف قرار میدادند.
در تمام این مدت، واشنگتن از خواستههای حداکثری خود در مذاکرات صلح عقب ننشست و آمریکا خیلی زود برای وادار کردن ایران به تسلیم، به محاصره دریایی این کشور روی آورد؛ اما این فشار نیز نتیجهای در بر نداشت. در آغاز ماه ژوئن، جامعه اطلاعاتی آمریکا به این جمعبندی رسید که حکومت ایران میتواند برای مدت نامحدود در برابر این فشارها دوام بیاورد. در نتیجه، دولت ترامپ گزینهای جز پذیرش توافقی که همه درگیریها را متوقف کرده و امکان بازگشایی تنگه هرمز را فراهم کند، نداشت.
اکنون ترامپ تلاش میکند تا آتشبس جدید را بهعنوان یک پیروزی معرفی کند و مدعی است که انزوای مداوم ایران و آسیبپذیری بیشتر آن در برابر حملات آمریکا،در نهایت تهران را به تسلیم وادار خواهد کرد.
در مقابل، ایران هم دلایل محکمی برای ادعای پیروزی دارد؛ روایتی که هم سادهتر است و هم با واقعیتهای میدانی سازگاری بیشتری دارد. مقاماتی ایرانی بهدرستی یادآوری میکنند که حکومت توانست چندین هفته بمباران را تاب بیاورد. از سویی، ایران همچنان صدها کیلوگرم اورانیوم غنیشده در اختیار دارد و ظرفیت ادامه غنیسازی خود را نیز حفظ کرده است. مهمتر از همه، تهران نشان داد که قادر است بر مهمترین گذرگاه انتقال نفت جهان تسلط پیدا کند.
نویسنده مدعی شد: البته این به معنای آن نیست که ایران ناگهان به یک قدرت بزرگ تبدیل شده است. اقتصاد و زیرساختهای کشور حتی پیش از جنگ نیز تحت فشار شدیدی قرار داشتند و در نتیجه حملات آمریکا و اسرائیل، وضعیت اقتصادی و زیرساختی کشور بهمراتب وخیمتر شده است. بنابراین در حالی که موقعیت داخلی تضعیف شده است، جایگاه ژئوپلیتیکی آن بهبود یافته است.
تهران با در اختیار گرفتن کنترل تنگه هرمز، اهرم فشاری به دست آورده که پیشتر فاقد آن بود؛ ابزاری که در مذاکرات هستهای و همچنین برای جلوگیری از حملات احتمالی آینده آمریکا، قدرت چانهزنی بیشتری را در اختیارش قرار میدهد.
ایران در مدیریت وضعیتهای بنبست تجربهای طولانی دارد. نزدیک به پنج دهه است که بخشی از هویت سیاسی این کشور را بر پایه رقابت دائمی با آمریکا تعریف شده است. در این مسیر، تهران آموخته که چگونه فشارهای سنگین واشنگتن را تحمل کند.
در واقع، ایران همواره تلاش کرده تا روابط با آمریکا را در نوعی تعادل ناخوشایند نگه دارد؛ وضعیتی که نه پیشرفت چشمگیری در آن رخ میدهد، و نه تنشها به سطحی میرسد که به یک تهاجم تمامعیار منجر شود.
در مقابل، آمریکا هرگز با چنین وضعیتی راحت نبوده است. مقامهای آمریکایی سالهاست خواهان محدود شدن برنامه هستهای ایران و برچیده شدن زرادخانه موشکی آن هستند؛ اهدافی که در شرایط بنبست سیاسی قابل دستیابی نیست.
این عدم تقارن باعث شده تا پذیرش بنبست برای واشنگتن بسیار دشوارتر از تهران باشد. آمریکا نمیتواند سلطه منطقهای ایران را تحمل کند، اما همانگونه که تحولات ماههای اخیر نشان دادهاند، جنگ ابزار مناسبی برای مهار این نفوذ نیست. این نگرانیها نیازمند ابزارهایی متفاوت و هدفمندتر هستند.
نویسنده مدعی شد: اما در مدیریت برنامه هستهای ایران، آمریکا برخی ابزارها را در اختیار دارد. احتمالا تهران هرگز با توقف کامل غنیسازی اورانیوم موافقت نکند، اما همچنان انگیزه خواهد داشت در ازای رفع تحریمها، توافقی را بپذیرد که محدودیتهای معناداری را بر برنامه هستهای خود اعمال کند.
در ادامه، احتمالا کشورهای عربی خلیج فارس از چنین توافقی حمایت خواهند کرد. آنها که هم هدف حملات تلافیجویانه ایران قرار گرفتهاند و هم از تبعات اقتصادی بسته شدن تنگه هرمز آسیب دیدهاند، ترجیح میدهند تا با یک ایران در صلح مواجه باشند تا ایرانی درگیر جنگ.
اما اسرائیل چنین نگاهی ندارد. از دید تلآویو، ایران تهدیدی وجودی است که باید به تسلیم کامل وادار شود. به همین دلیل، اسرائیل بارها تلاش کرده تا روند مذاکرات صلح را مختل کند.
برای نمونه، ارتش اسرائیل در ۱۴ ژوئن و درست زمانی که تهران و واشنگتن در حال نهایی کردن توافق بودند، جنوب بیروت را هدف حمله قرار داد. ایران نیز آماده پاسخگویی شد، اما دیپلماتهای آمریکایی با وعده مهار حملات اسرائیل علیه حزبالله، زمینه تکمیل توافق را فراهم کردند.
با این حال، واشنگتن باید بداند که احتمالا این کارشکنیها ادامهدار است. حتی ممکن است اسرائیل در آینده با حمله مستقیم به تأسیسات هستهای ایران، دوباره آتش جنگ را شعلهور کند.
برای جلوگیری از چنین سناریویی، آمریکا باید از اهرمهای فشار خود بر متحد قدیمی خود استفاده کند؛ از جمله مشروط کردن فروش تسلیحات، کاهش همکاریهای اطلاعاتی و محدود کردن حمایتهای دیپلماتیک از این رژیم
با این حال، واقعیت آن است که ایران نشان داده میتواند فشارهای شدید را تحمل کند و حتی در شرایطی که توان تهاجمیاش آسیب دیده، هزینههای سنگینی را به آمریکا تحمیل کند.
حتی اگر واشنگتن اراده لازم برای یک جنگ زمینی طولانیمدت را هم داشته باشد، دولت کنونی فاقد چشمانداز و انضباط لازم برای چنین عملیاتی است. ازسرگیری جنگ تنها موجب مصرف گسترده مهمات و سامانههای رهگیری آمریکا، افزایش تورم جهانی و فرسایش صبر متحدان واشنگتن خواهد شد.
به همین دلیل، زمان آن رسیده که آمریکا یک حقیقت هرچند تلح را بپذیرد؛ اینکه در یک بنبست واقعی گرفتار شده است. واشنگتن باید به جای اندیشیدن به شکست کامل ایران، بر مدیریت مسالمتآمیز یک رابطه پیچیده و تقابلی تمرکز کند.
شاید چنین رویکردی جذاب و قهرمانانه به نظر نرسد؛ چون تساوی هیچگاه هیجانانگیز نیست. اما شاید تنها راه آمریکا برای حفظ تعادل باشد.
صدای نوحه و سخنرانی از بلندگوهای هیئت محله علیآباد برازجان در کوچههای اطراف میپیچد. عزادارن کمکم از راه میرسند .چند جوان مشغول چیدن و مرتب کردن صندلیها و فرش ها هستند. عدهای از صبح در آشپزخانه گروه جهادی هیئت برای پخت نذری فعالیت کردهاند و چند متر آنسوتر، خادمان مراسم زبالههای بجامانده از مراسم را از اطراف هیئت جمعآوری میکنند.
همزمان با آغاز مراسمات عزاداری ماه محرم، موضوع مدیریت پسماندها و کاهش آثار زیستمحیطی این تجمعهای گسترده مردمی بار دیگر مورد توجه فعالان اجتماعی و محیط زیست قرار گرفته است. مراسمی که هر ساله با حضور گسترده مردم برگزار میشود و در کنار کارکردهای مذهبی و فرهنگی، پیامدهای اجتماعی و زیستمحیطی خاص خود را نیز دارد.
هیئتهای مذهبی در بسیاری از شهرها و روستاهای کشور تنها محل برگزاری آیینهای عزاداری نیستند. این مجموعهها به واسطه ارتباط مستقیم با اقشار مختلف جامعه، در بسیاری از مواقع به یکی از کانونهای اثرگذار فرهنگی و اجتماعی تبدیل شدهاند و همین ویژگی، ظرفیت آنها را برای ترویج برخی رفتارهای مسئولانه اجتماعی افزایش داده است.
در سالهای اخیر برخی هیئتها تلاش کردهاند توجه به پاکیزگی محیط، مدیریت پسماند و رعایت مسائل بهداشتی را نیز در برنامههای خود مدنظر قرار دهند.
هیئت بنیهاشمی محله علیآباد برازجان یکی از این نمونههاست. هیئتی که بیش از ۲۵ سال سابقه برگزاری مراسم عزاداری دهه نخست محرم را دارد و به گفته مسئولان آن، موضوع نظافت و بهداشت محیط همواره بخشی از برنامههای اجرایی این مجموعه بوده است.
سید بهزاد گلچمن، مدیر این هیئت میگوید: «رعایت بهداشت و نظافت از سالها قبل در برنامههای هیئت قرار داشته است. در دوران شیوع کرونا نیز تلاش کردیم با تهیه ماسک، مواد ضدعفونیکننده و رعایت فاصلهگذاری، شرایط ایمنتری برای عزاداران فراهم شود.»
وی میافزاید: «پس از پایان مراسم، جمعآوری زبالهها و پاکسازی محیط اطراف هیئت از جمله اقداماتی است که به صورت مستمر انجام میشود. تلاش میکنیم فضای اطراف محل برگزاری مراسم در وضعیت مناسبی قرار داشته باشد.»
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر نمایان میشود که حجم پسماندهای تولیدشده در ایام محرم مورد توجه قرار گیرد. ظروف غذا، لیوانهای یکبارمصرف، بطریهای آب و سایر اقلام مصرفی، بخش قابل توجهی از زبالههای این ایام را تشکیل میدهند.
غلامرضا شاکری، فعال اجتماعی، معتقد است هیئتها به دلیل گستردگی مخاطبان خود میتوانند در حوزه فرهنگسازی نیز نقش مؤثری ایفا کنند.
وی اظهار کرد: «محرم یکی از گستردهترین عرصههای حضور مردمی در کشور است و هیئتها از این جهت ظرفیت قابل توجهی برای انتقال پیامهای فرهنگی و اجتماعی دارند. بسیاری از رفتارهایی که در چنین فضاهایی مورد توجه قرار میگیرد، میتواند در سطح جامعه نیز بازتاب پیدا کند.»
شاکری با اشاره به کارکردهای اجتماعی هیئتها میگوید: «مفاهیمی مانند مسئولیتپذیری اجتماعی، رعایت حقوق دیگران، پرهیز از اسراف و توجه به منافع عمومی، موضوعاتی هستند که میتوانند در کنار برنامههای مذهبی نیز مورد توجه قرار گیرند. هیئتها به دلیل ارتباط مستقیم با مردم، امکان تأثیرگذاری در این حوزهها را دارند.»
وی ادامه میدهد: «در گذشته شیوههای برگزاری اطعام و پذیرایی به گونهای بود که حجم پسماندهای تولیدی کمتر بود. امروز نیز میتوان با بازنگری در برخی رویهها، ضمن حفظ سنتهای موجود، از برخی هزینهها و اتلاف منابع جلوگیری کرد.»
این فعال اجتماعی نقش مداحان، سخنرانان، بانیان و خادمان هیئتها را در شکلگیری فرهنگ عمومی مؤثر میداند و میگوید: «هر اندازه که موضوع مسئولیت اجتماعی در برنامههای فرهنگی و مذهبی بیشتر مورد توجه قرار گیرد، امکان تأثیرگذاری آن در جامعه نیز افزایش خواهد یافت.»
در کنار این نگاه اجتماعی، فعالان محیط زیست بر ضرورت توجه به آثار زیستمحیطی مراسمهای پرجمعیت محرم تأکید دارند.
داریوش محبی، روزنامهنگار و فعال محیط زیست میگوید: «بخش قابل توجهی از پسماندهای تولیدشده در ایام محرم را محصولات پلاستیکی و ظروف یکبارمصرف تشکیل میدهند. این مواد در مدت کوتاهی تجزیه نمیشوند و ممکن است سالهای طولانی در طبیعت باقی بمانند.»
وی میافزاید: «بخشی از این پسماندها به مرور زمان به ذرات بسیار ریز تبدیل میشوند و میتوانند وارد خاک، منابع آب و در نهایت زنجیره غذایی شوند. به همین دلیل مدیریت صحیح این پسماندها اهمیت زیادی دارد.»
محبی با اشاره به برخی راهکارهای کاهش تولید زباله میگوید: «استفاده از ظروف چندبارمصرف، بهرهگیری از ظروف سازگارتر با محیط زیست در موارد ضروری و توجه به تفکیک پسماندها از جمله اقداماتی است که میتواند به کاهش آثار زیستمحیطی این مراسمها کمک کند.»
وی یکی دیگر از مسائل کمتر مورد توجه را پسابهای تولیدشده در آشپزخانههای بزرگ نذری عنوان میکند و میافزاید: «روغنهای مصرفشده، چربی باقیمانده از شستوشوی ظروف و برخی مواد شوینده در صورت دفع غیراصولی میتوانند موجب آلودگی خاک و منابع آب شوند. جمعآوری جداگانه روغنهای مصرفشده و دفع اصولی پسابها از جمله اقداماتی است که میتواند از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری کند.»
به گفته این فعال محیط زیست، نصب پیامهای آموزشی، استقرار مخازن تفکیک زباله، کاهش مصرف اقلام یکبارمصرف و جلب مشارکت عزاداران در حفظ پاکیزگی محیط از جمله اقداماتی است که در برخی هیئتها تجربه شده و میتواند در کاهش حجم پسماندها مؤثر باشد.
تجربه برخی هیئتهای مذهبی در برازجان نشان میدهد توجه به پاکیزگی محیط، مدیریت پسماند و رعایت اصول بهداشتی میتواند در کنار برگزاری مراسم عزاداری مورد توجه قرار گیرد. موضوعی که به اعتقاد فعالان اجتماعی و محیط زیست، با برنامهریزی و مشارکت بیشتر میتواند در هیئتهای بیشتری مورد توجه قرار گیرد و به بخشی از رویههای اجرایی این مراسمها تبدیل شود.
سه دره فصلی برازجان همچنان آبهایی را با خود حمل میکنند که قرار نبود هرگز در بستر یک رودخانه جاری شوند. آبهایی که مسیرشان از میان محلههای مسکونی میگذرد و در نهایت به سوی دشتهای پاییندست حرکت میکنند، در حالی که هنوز کسی نمیداند مسئول جلوگیری از این آلودگی دقیقاً چه نهادی است؟
در شرایطی که پژوهشهای علمی از تداوم روند گرمایش در جنوب کشور حکایت دارند، به نظر میرسد تأمین برق پایدار در استان بوشهر بیش از گذشته به ترکیبی از مدیریت هوشمند مصرف، توسعه نیروگاههای خورشیدی، ارتقای زیرساختهای انرژی و همراهی شهروندان وابسته باشد
امروز ایرانیان در آستانه یک انتخاب مهم قرار دارند. انتخاب میان بازتولید شکافهای گذشته یا استفاده از ظرفیت فوتبال برای تقویت انسجام ملی. در نهایت، تیم ملی فوتبال ایران نه متعلق به یک دولت است و نه وابسته به یک جریان سیاسی. این تیم، تیم ملت ایران است. تیمی که میلیونها ایرانی خود را در آن میبینند و موفقیتش را موفقیت ایران میدانند
گرمای ظهرهای بلند بوشهر مدتها ست شروع شده و سر چهارراه ها، کودکان بسیاری از ساعتها قبل کار روزانه خود را آغاز کردهاند. یکی سر چهارراههای مرکز شهر گل میفروشد، دیگری با بستهای دستمال کاغذی میان خودروها رفتوآمد میکند و کودکی دیگر لابد در کارگاهی دور از چشم رهگذران مشغول کاری است که تناسبی با سن و سالش ندارد. کودکانی که به جای نشستن پشت نیمکت مدرسه، بازی با همسالان و تجربه بیدغدغه دوران کودکی، ناچارند بخشی از بار معیشت خانواده را به دوش بکشند.
این تصویر تنها به بوشهر محدود نیست. پدیده کار ِکودک سالهاست به یکی از چالشهای اجتماعی در ایران و جهان تبدیل شده؛ پدیدهای که فراتر از یک مسئله اقتصادی، با سلامت روان، آموزش، امنیت اجتماعی و آینده یک نسل گره خورده است.
هر سال ۲۲خردادماه، روز مبارزه با کار کودک در تقویم خودنمایی میکند؛ روزی برای یادآوری میلیونها کودکی در سرتاسر جهان که هنوز از ابتداییترین حقوق خود محروماند.
بر اساس تازهترین گزارش مشترک سازمان بینالمللی کار و یونیسف، در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۳۸ میلیون کودک در جهان درگیر کار کودک بودهاند که از این میان، ۵۴ میلیون نفر در مشاغل خطرناک فعالیت میکنند؛ مشاغلی که سلامت، امنیت و رشد آنان را تهدید میکند. اگرچه این آمار نسبت به سالهای گذشته کاهش یافته، اما جهان همچنان از تحقق هدف حذف کامل کار کودک فاصله دارد.
در ایران آمار دقیقی از تعداد کودکان کار وجود ندارد. کارشناسان معتقدند بخش قابل توجهی از این کودکان در اقتصاد غیررسمی فعالیت میکنند و به همین دلیل در آمارهای رسمی ثبت نمیشوند.
گزارشهای سازمان بهزیستی و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در سالهای اخیر از شناسایی دهها هزار کودک کار و خیابان در کشور خبر دادهاند، اما فعالان اجتماعی بر این باورند که تعداد واقعی بسیار بیشتر از ارقام اعلامشده است.
بسیاری از این کودکان در کارگاههای کوچک، مشاغل خانگی، فعالیتهای کشاورزی، جمعآوری پسماند و سایر بخشهای غیررسمی اقتصاد مشغول به کار هستند.
در استان بوشهر نیز اگرچه آماری جامع و قابل استناد از تعداد کودکان کار منتشر نشده، اما مسئولان بهزیستی طی سالهای گذشته از شناسایی صدها کودک کار و خیابانی در طرحهای ساماندهی خبر دادهاند. با این حال کارشناسان تأکید میکنند که شمار واقعی این کودکان احتمالاً بیش از آمارهای شناساییشده است.
کارِ کودک تنها به خستگی جسمی و درآمد ناچیز محدود نمیشود. نخستین قربانی این پدیده، سلامت روان کودکان است.
هدی محمودی، کارشناس روانشناسی میگوید: «ورود کودک به چرخه کار در سنین پایین میتواند روند طبیعی رشد هیجانی و شخصیتی او را مختل کند. فشارهای اقتصادی، مسئولیتهای زودهنگام و تجربه تحقیر یا بیتوجهی در محیط کار، زمینه بروز اضطراب، افسردگی، کاهش عزتنفس و احساس ناامنی را فراهم میکند.»
به گفته او، بسیاری از کودکان کار در شرایطی رشد میکنند که ناچارند زودتر از سن طبیعی با دغدغههای بزرگسالان مواجه شوند. همین موضوع میتواند فرآیند شکلگیری شخصیت و هویت آنان را با اختلال مواجه کند.
محمودی ادامه میدهد: «اختلال در رشد هیجانی، دشواری در تنظیم احساسات، پرخاشگری یا انزوای اجتماعی از دیگر پیامدهای روانی کار کودک است. بسیاری از این کودکان به دلیل مواجهه با استرس مزمن، در تمرکز، برنامهریزی برای آینده و شکلگیری اعتماد به نفس دچار مشکل میشوند.»
کارشناسان حوزه سلامت روان معتقدند کودکانی که سالها در معرض فشارهای اقتصادی و اجتماعی قرار دارند، بیش از دیگران در معرض اختلالات اضطرابی و افسردگی در دوران نوجوانی و بزرگسالی قرار میگیرند.
یکی از مهمترین پیامدهای کار کودک، محرومیت از آموزش است. کودکانی که بخش عمده روز خود را صرف کار میکنند، یا از تحصیل بازمیمانند یا کیفیت آموزش آنان به شدت کاهش پیدا میکند.
محمودی در این باره میگوید: «دوری از مدرسه و محیطهای آموزشی تنها به معنای عقبماندن از درس نیست. مدرسه محلی برای یادگیری مهارتهای اجتماعی، تعامل با همسالان و رشد شناختی کودک است. محرومیت از این فضا میتواند فرصتهای شغلی و اجتماعی فرد را در آینده محدود کند.»
به گفته این کارشناس، فاصله گرفتن از روابط سالم با همسالان، احساس طردشدگی اجتماعی، کاهش مهارتهای ارتباطی و انزوای اجتماعی از دیگر پیامدهای محرومیت آموزشی در کودکان کار است.
جامعهشناسان نیز معتقدند کار کودک در بسیاری از موارد به بازتولید چرخه فقر منجر میشود. کودکی که از تحصیل بازمیماند، در آینده نیز فرصتهای شغلی کمتری خواهد داشت و احتمال گرفتار شدن او در فقر و آسیبهای اجتماعی افزایش مییابد.
یکی از ابعاد کمتر دیدهشده کار کودک، قرار گرفتن این کودکان در معرض انواع خشونت و سوءاستفاده است.
محمودی میگوید: «کودکان کار به دلیل حضور در محیطهای غیررسمی و فاقد نظارت، بیش از سایر کودکان در معرض خشونت جسمی، آزار روانی و حتی سوءاستفاده جنسی قرار دارند. آثار این آسیبها تنها به همان زمان محدود نمیشود و ممکن است سالها بعد نیز زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد.»
به گفته وی، تجربه خشونت میتواند باعث ترس مزمن، بیاعتمادی به دیگران، احساس شرم و گناه و حتی بروز علائم اختلال استرس پس از سانحه شود.
علاوه بر این، شرایط نامناسب کاری، تغذیه ناکافی، ساعات طولانی کار و نبود دسترسی مناسب به خدمات درمانی نیز سلامت جسمی کودکان را تهدید میکند.
ایران در سال ۱۳۷۲ به کنوانسیون حقوق کودک پیوست. بر اساس این کنوانسیون، کودکان حق دارند از آموزش، سلامت، رفاه و حمایت در برابر بهرهکشی اقتصادی برخوردار باشند.
همچنین قانون کار ایران، بهکارگیری افراد زیر ۱۵ سال را ممنوع کرده و برای اشتغال نوجوانان ۱۵ تا ۱۸ سال نیز محدودیتهایی در نظر گرفته است.
از سوی دیگر، قانون حمایت از اطفال و نوجوانان که در سال ۱۳۹۹ اجرایی شد، بهرهکشی اقتصادی از کودکان و بهکارگیری آنان در فعالیتهای زیانآور را از مصادیق کودکآزاری دانسته و برای آن مجازاتهایی تعیین کرده است.
با وجود این قوانین، کارشناسان معتقدند فاصله میان قانون و واقعیت همچنان قابل توجه است و بخش مهمی از کودکان کار در حوزههایی فعالیت میکنند که نظارت مؤثری بر آنها وجود ندارد.
بخش بزرگی از کودکان کار در خانوادههایی زندگی میکنند که با فقر، بیکاری، اعتیاد، طلاق یا سایر آسیبهای اجتماعی مواجه هستند.
محمودی معتقد است: «خانوادهها نقش مهمی در پیشگیری از کار کودک دارند. ایجاد محیطی امن، حمایت عاطفی و اولویت دادن به آموزش میتواند از ورود بسیاری از کودکان به بازار کار جلوگیری کند. البته نباید فراموش کرد که بسیاری از خانوادهها خود قربانی شرایط اقتصادی هستند و بدون حمایتهای اجتماعی توان مقابله با این وضعیت را ندارند.»
کارشناسان تأکید میکنند مقابله با کار کودک تنها با برخوردهای انتظامی یا جمعآوری کودکان از خیابان امکانپذیر نیست. کاهش فقر، ایجاد فرصتهای شغلی برای والدین، گسترش پوششهای حمایتی، توسعه آموزش رایگان و باکیفیت و تقویت خدمات اجتماعی از جمله راهکارهایی است که میتواند به کاهش این پدیده کمک کند.
در سالهای اخیر حضور بخشی از کودکان مهاجر افغان در میان کودکان کار، به یکی از موضوعات مورد بحث تبدیل شده است. با این حال کارشناسان معتقدند نسبت دادن پدیده کار کودک به یک گروه یا ملیت خاص، نگاهی سادهانگارانه و غیرواقعبینانه است.
محمودی در این باره میگوید: «در برخی مناطق، شرایط دشوار اقتصادی و محدودیتهای معیشتی برخی خانوادههای مهاجر میتواند احتمال ورود کودکان به بازار کار را افزایش دهد، اما ریشه اصلی این پدیده در فقر، نابرابری اقتصادی و ضعف نظامهای حمایتی است؛ همان عواملی که بسیاری از کودکان ایرانی را نیز به سمت کار سوق میدهد.»
کارشناسان حوزه رفاه اجتماعی نیز تأکید میکنند که راهحل این مسئله نه محروم کردن کودکان از خدمات آموزشی و حمایتی، بلکه گسترش حمایتهای اجتماعی برای تمامی کودکان ساکن کشور است.
کودک کار را نباید تنها در چهره پسربچهای که پشت چراغ قرمز گل میفروشد یا دخترکی که در مترو دستمال کاغذی عرضه میکند، خلاصه کرد. هر کودک کاری، روایت ناتمام یک فرصت از دسترفته است؛ فرصتی برای آموزش، رشد، بازی و تجربه زندگی در امنیت.
کار کودک، بیش از آنکه یک مسئله فردی باشد، نشانهای از شکافهای اقتصادی و اجتماعی جامعه است. شکافهایی که اگر ترمیم نشوند، پیامدهای آن تنها متوجه کودکان نخواهد بود، بلکه آینده جامعه را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
روز جهانی مبارزه با کار کودک فرصتی است برای بازنگری در مسئولیتی که از خانواده آغاز میشود، به دولت میرسد و در نهایت همه جامعه را در بر میگیرد. زیرا کودکان قرار نیست نانآور باشند؛ آنها باید فرصت کودک بودن داشته باشند./ایسنا
صبح روز شنبه ۳۰ خردادماه، صدیقه سعادتمند، بخشدار مرکزی دشتستان به همراه امام جمعه دالکی، شهردار این شهر و کارشناسان بخشداری از روند اجرای آسفالت در بلوار شهید عبدالرحمن صابری دالکی بازدید کردند.
به گزارش راویان به نقل از روابط عمومی بخشداری مرکزی دشتستان، بخشدار مرکزی دشتستان در جریان این بازدید که برای سومین بار با هدف ارزیابی میزان پیشرفت فیزیکی پروژه و بررسی کیفیت اجرای عملیات انجام شد، اظهار داشت: پروژههای عمرانی نقش مهمی در روند توسعه شهری دارند و از ابتدای آغاز عملیات اجرایی تا زمان بهرهبرداری، بازدید و نظارت بر پروژههای شهرها و روستاهای بخش مرکزی همواره در دستور کار بخشداری قرار داشته است.
سعادتمند با قدردانی از تلاشهای شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر دالکی، تسریع در تکمیل پروژههای نیمهتمام را ضروری دانست و افزود: احداث ورودی جدید شهر دالکی از جمله اقدامات مهمی است که در اولویت برنامههای شهردار و شورای اسلامی این شهر قرار دارد و امیدواریم با افتتاح و بهرهبرداری از آن در آینده نزدیک، شاهد بهبود دسترسیها، ارتقای کیفیت محیط شهری و افزایش رضایت شهروندان باشیم.
در این بازدید همچنین حسین رضوانی، شهردار دالکی گزارشی از آخرین وضعیت پروژه ارائه کرد و ضمن تشریح چالشها و جزئیات فنی و اجرایی، به بیان برنامههای آینده شهرداری دالکی در ادامه این طرح پرداخت.
در شرایطی که پژوهشهای علمی از تداوم روند گرمایش در جنوب کشور حکایت دارند، به نظر میرسد تأمین برق پایدار در استان بوشهر بیش از گذشته به ترکیبی از مدیریت هوشمند مصرف، توسعه نیروگاههای خورشیدی، ارتقای زیرساختهای انرژی و همراهی شهروندان وابسته باشد
به گزارش راویان از روابط عمومی بخشداری مرکزی دشتستان، همزمان با روز صنایع دستی، صدیقه سعادتمند بخشدار مرکزی دشتستان، عصر روز چهارشنبه ۲۱ خردادماه با همراهی سیده خدیجه حسینی رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان، از کارگاه سفالگری اصغر طاهری و کارگاه سفال و سرامیک کشتکاری بازدید کرد.
در جریان این بازدید، بخشدار مرکزی دشتستان با بررسی مسائل و مشکلات فعالان این حوزه، بر ضرورت حمایت از تولیدکنندگان صنایع دستی تأکید کرد.
سعادتمند با تبریک روز صنایع دستی اظهار داشت: ترویج استفاده از محصولات سفالی و صنایع دستی بومی که حاصل هنر، خلاقیت و نوآوری هنرمندان این عرصه است، افزون بر ایجاد فضایی زیبا و دلنشین در منازل و محیطهای کاری، میتواند در توسعه اشتغال و رونق کسبوکارهای محلی نیز نقشآفرین باشد.
وی افزود: حمایت از هنرمندان و تولیدکنندگان صنایع دستی و رفع موانع پیشروی آنان، از وظایف مهم دستگاههای اجرایی است و باید با جدیت دنبال شود.
بر اساس این گزارش، در این دو کارگاه محصولاتی از جمله زیورآلات سفالی و سرامیکی، گلدان، کوزه، ظروف هفتسین، کاسه و دیگر ظروف سفالی تولید میشود.

این دو تصمیم متعارض، نظام حقوقی و اجرایی کشور را در بنبستی نهادی فروبرد، تا آنجا که در ۵ خرداد ۱۴۰۵، دیوان عدالت اداری با صدور دستور موقت، اجرای مصوبات ستاد ویژه را «متوقف » ساخت و ابهامی بزرگ در تعیین مرجع تصمیمگیرنده نهایی برای وضعیت اینترنت ایجاد کرد.امری که تا این لحظه وضعیتی نامشخص در اتصال اینترنت بین الملل ایجاد کرده است
فرمانده کل سپاه پاسداران به مناسبت سوم خرداد (سالروز آزادسازی خرمشهر و روز ملی مقاومت، ایثار و پیروزی) پیامی صادر کرد.
به گزارش راویان به نقل از مشرق، فرمانده کل سپاه پاسداران به مناسبت سوم خرداد (سالروز آزادسازی خرمشهر و روز ملی مقاومت، ایثار و پیروزی) پیامی صادر و تاکید کرد: بیتردید ملت بزرگ و فهیم ایران در فضای مذاکره برای پایان جنگ، با حفظ و تعمیق وحدت و بصیرت، و رصد مواضع و رفتارهای دشمن حیلهگر و عهد شکن نقشههای او را خنثی و نقش بر آب خواهد کرد.
پیام فرمانده کل سپاه پاسداران به مناسبت سوم خرداد (سالروز آزادسازی خرمشهر و روز ملی مقاومت، ایثار و پیروزی) به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
سوم خرداد، روز ملی مقاومت، ایثار و پیروزی، یادآور حماسه ماندگار آزادسازی خرمشهر پس از ۵۷۸ روز اشغال است؛ روزی که فرزندان غیور و غیرتمند این مرزوبوم با ندای «ما میتوانیم» خرمشهر را از لوث وجود پلید ارتش بعثی صدام پاکسازی و کلام امام کبیر انقلاب حضرت روح الله(ره) مبنی بر اینکه «خرمشهر را خدا آزاد کرد»، طنین افکن و اراده الهی، وحدت و اقتدار ملی برابر استکبار جهانی در یک رخداد شگفت انگیز به منصه ظهور رسید.
امروز نیز ملت مبعوث شده ایران با گذشت ۴۴ سال از حماسه تاریخی آزادسازی خرمشهر و پیروزی در عملیات بیت المقدس، در سومین جنگ تحمیلی – که با حمله تروریستی دشمن صهیونی‑آمریکایی و شهادت مظلومانه قائد عظیمالشأن انقلاب و جمعی از فرماندهان نیروهای مسلح و دانشآموزان میناب رقم خورد – بار دیگر سربلند بیرون آمده است، و دشمن زبون پس از ۴۰ روز مقاومت کوبنده و پاسخ قاطعانه و ویرانگر نیروهای مسلح، با ذلت درخواست آتشبس کرد و اینک نظارهگر خروش ایرانیان در خونخواهی رهبر شهید انقلاب اسلامی است.
فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ضمن گرامیداشت یاد امام راحل (ره)، امام شهید آیتالله خامنهای (قدس سره)، و شهیدان گرانقدر دفاع مقدس و شهدای اقتدار ایران اسلامی و جنگ تحمیلی رمضان، و تبریک این روز خجسته به محضر مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای (مدظلهالعالی) و آحاد ملت شریف، قهرمان و انقلابی ایران، نکات راهبردی زیر را اعلام میدارد:
۱: جنگ تحمیلی سوم، جنگی ترکیبی بود اما پاسخ قاطع، کوبنده و درس آموز سپاه مقتدر مردمی و نیروهای مسلح به پشتوانه حضور حماسی مردم در صحنه، دشمن را در دسترسی به اهداف ناکام و آمال و آرزوهای او را بر باد داد و ترفندهای اهریمنیش را خنثی کرد.
۲: عبرت خرمشهر، اتکا به قدرت درون و بازدارندگی فعال است. پیشرفتهای هستهای، موشکی، دفاعی و تهاجمی ایران، دشمنان انقلاب و میهن اسلامی را را به محاسبه مجدد واداشته است.
۳: بزرگترین سرمایه راهبردی کشور، حضور مصمم و پرشور مردم در همه صحنهها است که سدی محکم و خلل ناپذیر در برابر نفوذ و توطئه دشمن است.
۴: نیروهای مسلح مقتدر کشور در بالاترین سطح آمادگی و بازدارندگی فعال در همه ابعاد "موشکی، هوایی، دریایی، زمینی، فضایی و سایبری" قرار دارند؛ بر این اساس بدیهی است هرگونه تعرض مجدد دشمن، پاسخی ویرانگر و جهنمی در ابعاد منطقهای و فرامنطقهای در پی خواهد داشت.
۵: فتح خرمشهر، الگویی ماندگار برای پیروزی در خرمشهرهای پیش رو و آزادی قدس شریف و نابودی رژیم پلید صهیونیستی توسط محور مقاومت و مجاهدان جهان اسلام است.
در پایان، با تجدید میثاق با آرمانهای بلند امامین انقلاب و شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس اول، دوم و سوم و اعلام بیعت مجدد و اطاعت از منویات و فرامین رهبر معظم انقلاب و فرماندهی کل قوا، تاکید میکنیم:
" بیتردید ملت بزرگ و فهیم ایران در فضای مذاکره برای پایان جنگ، با حفظ و تعمیق وحدت و بصیرت، و رصد مواضع و رفتارهای دشمن حیلهگر و عهد شکن نقشههای او را خنثی و نقش بر آب خواهد کرد."
«إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ»
فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سوم خرداد ماه
به گزارش اقتصادنیوز، مسعود پزشکیان رئیس جمهور، در سخنرانی خود با گرامیداشت یاد شهدا، مقام معظم رهبری و شهدای جنگ اخیر، گفت: در شورایعالی امنیت ملی تقریباً همه اعضا متفق بودند که امضای تفاهم نامه با آمریکا باید رخ دهد و تنها یک نفر نظر متفاوت داشت که وجود یک نظر مخالف در یک مجموعه نیز ایرادی ندارد.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایسنا، نشست سه جانبه ایران، آمریکا و قطر با موضوع آتش بس فراگیر در لبنان و اموال بلوکه شده ایران هم اکنون در محل مذاکرات در حال برگزاری است.
طبق بند یک تفاهمنامه، پایان جنگ در تمامی جبهه ها از جمله لبنان از شروط تفاهمنامه است که تاکنون نقض شده و از شب گذشته همزمان با عزیمت هیئت مذاکره کننده ایرانی به سوییس به اجرا در آمد.
اموال بلوکه شده نیز بند ۱۱ تفاهمنامه است و هیئت ایرانی هدف خود از حضور در مذاکرات سوییس را پیگیری ۵ بند از جمله دو موضوع ذکر شده دانسته است.
به گزارش اقتصادنیوز، بنبست راهبردی شاید آخرین نتیجهای باشد که مقامات سیاسی در انتهای روندهای دیپلماتیک انتظار آن را دارند.
در شرایط بنبست نه مسئلهای حل میشود و نه هیچ یک از طرفهای منازعه را به رضایت میرساند. در چنین شرایطی، معمولا طرف ضعیفتر اعلام پیروزی میکند، چرا که توانسته در عین رویارویی با قدرتی بزرگتر، انسجام و ماهیت خود را حفظ کند و سربلند از آزمون بقا بیرون بیاید.
حسین بنایی در نشریه فارنافرز نوشت: پس از ۱۰۷ روز خصومت و تقابل آشکار میان ایران و آمریکا، این دو کشور درنهایت تفاهمنامهای را برای بازگشایی تنگه هرمز و رفع محاصره دریایی بنادر ایران امضا کردند. این درحالی است که توافق به هیچ یک از اختلاف نظرهای ساختاری میان این دو کشور، پایان نداده است.
اقتصادنیوز: حتی پس از اعلام صلح، تنگه هرمز هنوز به آرامش قبل بازنگشته است. وضعیت بیشتر به شکلی است است که در آن همه منتظرند ببینند آیا واقعا این سکوت پایدار خواهد ماند یا نه.
در این میان، مفاد توافق شرایط بسیار مطلوبی را برای ایران فراهم میکند؛ رفع تحریمهای نفتی، آزادسازی داراییهای بلوکه شده و تعهد آمریکا به ایجاد یک صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی خسارات جنگ.
این درحالی است که هرگونه مذاکرات درباره مسئله هستهای و موشکی ایران، به نقطه نامعلومی در آینده موکول شده است.
برای شخصی چون دونالد ترامپ، چنین نتیجهای اصلا جالب نیست. او زمانی که در فوریه گذشته حملات مشترک با اسرائیل به ایران را آغاز کرد، به مردم آمریکا قول پایان دادن به برنامه هستهای و موشکی ایران را داد؛ اهدافی که هیچکدام به وقوع نپیوستند.
درحقیقت، جنگ نشان داد که تهران بیش از آنچه که تحلیلها پیشبینی کردهاند توانایی مقاومت دارد. تهران با بستن تنگه هرمز و افزایش قیمت جهانی انرژی ثابت کرد که ابزاری را در اختیار دارد که به موجب آن میتواند کشورهای دیگر، از جمله آمریکا را برای رسیدن به خواستههای خود تحت فشار بگذارد. افزایش هزینههای بنزین یکی از اصلیترین دلایل پایان دادن به درگیری توسط ترامپ بود.
از همان لحظات آغازین جنگ، واشنگتن با استفاده از کلمات اغراقآمیز و ادعای پیروزی حداکثری، خود را در موقعیتی بسیار دشوار قرار داد.
در پیام اعلام جنگ، دونالد ترامپ اذعان کرد که نهتنها برنامه هستهای ایران را نابود میکند، بلکه برنامه و صنعت موشکی این کشور را تا مرز کامل برچیده شدن میبرد. او در ادامه ادعا کرد که آمریکا نیروی دریایی ایران را نابود خواهد کرد و به نفوذ و قدرت منطقهای ایران پایان خواهد داد.
بنابراین، رئیسجمهور آمریکا در اولین مصاحبه خود بعد از جنگ، اهدافی بسیار بلندپروازانه را مطرح کرد و سطح انتظارات نسبت به نتیجه جنگ را بالا برد.
شکست ترامپ در محقق کردن چنین وعدههایی، اصلا جای تعجب نداشت. ایران بهسرعت فرماندهان جدیدی را جایگزین کرد و به مقاومت ادامه داد. واشنگتن ادعا کرد که توان نظامی ایران را تاحد زیادی نابود کرده است، اما تهران همچنان به حملات موشکی ادامه داد و پایگاههای آمریکایی را در سرتاسر منطقه، مورد حمله قرار داد. از همه مهمتر، مقامات ایرانی دریافتند که میتوانند تنگه هرمز را ببندند و با ایجاد کمبود در بازار انرژی، به دولت واشنگتن فشار بیاورند.
در نهایت، ترامپ ناچار شد تا واقعیت را بپذیرد و با ایران به یک توافق آتشبس برسد. البته در روزهای نخست پس از توافق، درگیریها بیش از آنکه کاملا متوقف شوند، فروکش کردند. اسرائیل با نادیده گرفتن تأکید تهران مبنی بر اینکه آتشبس باید شامل حملات اسرائیل نیز باشد، حملات خود به مواضع حزبالله در لبنان را ادامه داد. از سوی دیگر، نیروهای آمریکایی و ایران نیز بهطور پراکنده مواضع یکدیگر را در اطراف تنگه هرمز هدف قرار میدادند.
در تمام این مدت، واشنگتن از خواستههای حداکثری خود در مذاکرات صلح عقب ننشست و آمریکا خیلی زود برای وادار کردن ایران به تسلیم، به محاصره دریایی این کشور روی آورد؛ اما این فشار نیز نتیجهای در بر نداشت. در آغاز ماه ژوئن، جامعه اطلاعاتی آمریکا به این جمعبندی رسید که حکومت ایران میتواند برای مدت نامحدود در برابر این فشارها دوام بیاورد. در نتیجه، دولت ترامپ گزینهای جز پذیرش توافقی که همه درگیریها را متوقف کرده و امکان بازگشایی تنگه هرمز را فراهم کند، نداشت.
اکنون ترامپ تلاش میکند تا آتشبس جدید را بهعنوان یک پیروزی معرفی کند و مدعی است که انزوای مداوم ایران و آسیبپذیری بیشتر آن در برابر حملات آمریکا،در نهایت تهران را به تسلیم وادار خواهد کرد.
در مقابل، ایران هم دلایل محکمی برای ادعای پیروزی دارد؛ روایتی که هم سادهتر است و هم با واقعیتهای میدانی سازگاری بیشتری دارد. مقاماتی ایرانی بهدرستی یادآوری میکنند که حکومت توانست چندین هفته بمباران را تاب بیاورد. از سویی، ایران همچنان صدها کیلوگرم اورانیوم غنیشده در اختیار دارد و ظرفیت ادامه غنیسازی خود را نیز حفظ کرده است. مهمتر از همه، تهران نشان داد که قادر است بر مهمترین گذرگاه انتقال نفت جهان تسلط پیدا کند.
نویسنده مدعی شد: البته این به معنای آن نیست که ایران ناگهان به یک قدرت بزرگ تبدیل شده است. اقتصاد و زیرساختهای کشور حتی پیش از جنگ نیز تحت فشار شدیدی قرار داشتند و در نتیجه حملات آمریکا و اسرائیل، وضعیت اقتصادی و زیرساختی کشور بهمراتب وخیمتر شده است. بنابراین در حالی که موقعیت داخلی تضعیف شده است، جایگاه ژئوپلیتیکی آن بهبود یافته است.
تهران با در اختیار گرفتن کنترل تنگه هرمز، اهرم فشاری به دست آورده که پیشتر فاقد آن بود؛ ابزاری که در مذاکرات هستهای و همچنین برای جلوگیری از حملات احتمالی آینده آمریکا، قدرت چانهزنی بیشتری را در اختیارش قرار میدهد.
ایران در مدیریت وضعیتهای بنبست تجربهای طولانی دارد. نزدیک به پنج دهه است که بخشی از هویت سیاسی این کشور را بر پایه رقابت دائمی با آمریکا تعریف شده است. در این مسیر، تهران آموخته که چگونه فشارهای سنگین واشنگتن را تحمل کند.
در واقع، ایران همواره تلاش کرده تا روابط با آمریکا را در نوعی تعادل ناخوشایند نگه دارد؛ وضعیتی که نه پیشرفت چشمگیری در آن رخ میدهد، و نه تنشها به سطحی میرسد که به یک تهاجم تمامعیار منجر شود.
در مقابل، آمریکا هرگز با چنین وضعیتی راحت نبوده است. مقامهای آمریکایی سالهاست خواهان محدود شدن برنامه هستهای ایران و برچیده شدن زرادخانه موشکی آن هستند؛ اهدافی که در شرایط بنبست سیاسی قابل دستیابی نیست.
این عدم تقارن باعث شده تا پذیرش بنبست برای واشنگتن بسیار دشوارتر از تهران باشد. آمریکا نمیتواند سلطه منطقهای ایران را تحمل کند، اما همانگونه که تحولات ماههای اخیر نشان دادهاند، جنگ ابزار مناسبی برای مهار این نفوذ نیست. این نگرانیها نیازمند ابزارهایی متفاوت و هدفمندتر هستند.
نویسنده مدعی شد: اما در مدیریت برنامه هستهای ایران، آمریکا برخی ابزارها را در اختیار دارد. احتمالا تهران هرگز با توقف کامل غنیسازی اورانیوم موافقت نکند، اما همچنان انگیزه خواهد داشت در ازای رفع تحریمها، توافقی را بپذیرد که محدودیتهای معناداری را بر برنامه هستهای خود اعمال کند.
در ادامه، احتمالا کشورهای عربی خلیج فارس از چنین توافقی حمایت خواهند کرد. آنها که هم هدف حملات تلافیجویانه ایران قرار گرفتهاند و هم از تبعات اقتصادی بسته شدن تنگه هرمز آسیب دیدهاند، ترجیح میدهند تا با یک ایران در صلح مواجه باشند تا ایرانی درگیر جنگ.
اما اسرائیل چنین نگاهی ندارد. از دید تلآویو، ایران تهدیدی وجودی است که باید به تسلیم کامل وادار شود. به همین دلیل، اسرائیل بارها تلاش کرده تا روند مذاکرات صلح را مختل کند.
برای نمونه، ارتش اسرائیل در ۱۴ ژوئن و درست زمانی که تهران و واشنگتن در حال نهایی کردن توافق بودند، جنوب بیروت را هدف حمله قرار داد. ایران نیز آماده پاسخگویی شد، اما دیپلماتهای آمریکایی با وعده مهار حملات اسرائیل علیه حزبالله، زمینه تکمیل توافق را فراهم کردند.
با این حال، واشنگتن باید بداند که احتمالا این کارشکنیها ادامهدار است. حتی ممکن است اسرائیل در آینده با حمله مستقیم به تأسیسات هستهای ایران، دوباره آتش جنگ را شعلهور کند.
برای جلوگیری از چنین سناریویی، آمریکا باید از اهرمهای فشار خود بر متحد قدیمی خود استفاده کند؛ از جمله مشروط کردن فروش تسلیحات، کاهش همکاریهای اطلاعاتی و محدود کردن حمایتهای دیپلماتیک از این رژیم
با این حال، واقعیت آن است که ایران نشان داده میتواند فشارهای شدید را تحمل کند و حتی در شرایطی که توان تهاجمیاش آسیب دیده، هزینههای سنگینی را به آمریکا تحمیل کند.
حتی اگر واشنگتن اراده لازم برای یک جنگ زمینی طولانیمدت را هم داشته باشد، دولت کنونی فاقد چشمانداز و انضباط لازم برای چنین عملیاتی است. ازسرگیری جنگ تنها موجب مصرف گسترده مهمات و سامانههای رهگیری آمریکا، افزایش تورم جهانی و فرسایش صبر متحدان واشنگتن خواهد شد.
به همین دلیل، زمان آن رسیده که آمریکا یک حقیقت هرچند تلح را بپذیرد؛ اینکه در یک بنبست واقعی گرفتار شده است. واشنگتن باید به جای اندیشیدن به شکست کامل ایران، بر مدیریت مسالمتآمیز یک رابطه پیچیده و تقابلی تمرکز کند.
شاید چنین رویکردی جذاب و قهرمانانه به نظر نرسد؛ چون تساوی هیچگاه هیجانانگیز نیست. اما شاید تنها راه آمریکا برای حفظ تعادل باشد.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از آوش، عبدالناصر همتی رئیس کل بانک مرکزی که برای دومین دور گفتگوهای پایان جنگ به سوئیس رفته است، در گام نخست دیدارهای کاری و رایزنی های فشرده ای برای دسترسی به منابع بلوکه شده ایران در قطر براساس ماده ۱۱ تفاهم نامه مشترک با ایالات متحده انجام داده است.
بقایی سخنگوی هیات مذاکرهکننده لحظاتی پیش گفت: هماکنون جلسه ای بین هیات مذاکره کننده ایرانی و میانجی قطری در حال برگزاری است. قرار است بعد از آن جلسه هم قرار است جلسهای با پاکستان داشته باشیم و پس از آن نیز جلسه ای چهارجانبه با حضور هیاتهای نمایندگی جمهوری اسلامی ایران، آمریکا، قطر و پاکستان برگزار خواهد شد.
بر اساس ماده ۱۱ تفاهم نامه ۱۴ بندی اسلامآباد: ایالات متحده آمریکا متعهد میشود تا وجوه و داراییهای محدود یا مسدود شده جمهوری اسلامی ایران را با اجرای این یادداشت تفاهم به طور کامل برای استفاده در دسترس قرار دهد. ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران در مورد روال مربوط به آزادسازی این وجوه در طول مذاکرات، به صورت دوجانبه توافق میکنند. این وجوه، چه در حساب اصلی نگهداری شوند و چه منتقل شوند، برای پرداخت به هر ذینفع نهایی که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین میشود، باید به طور کامل قابل استفاده شوند. ایالات متحده آمریکا متعهد میشود که تمامی تاییدیه ها و مجوزهای لازم را در این رابطه صادر کند.
31 خرداد 1405
اقتصادنیوز: هیات ایرانی در سوئیس اعلام کرد که برنامه ای برای دیدار گروسی ندارد .
امروز ایرانیان در آستانه یک انتخاب مهم قرار دارند. انتخاب میان بازتولید شکافهای گذشته یا استفاده از ظرفیت فوتبال برای تقویت انسجام ملی. در نهایت، تیم ملی فوتبال ایران نه متعلق به یک دولت است و نه وابسته به یک جریان سیاسی. این تیم، تیم ملت ایران است. تیمی که میلیونها ایرانی خود را در آن میبینند و موفقیتش را موفقیت ایران میدانند
در حالی که فیفا با کمپینهای محیط زیستی از هواداران میخواهد برای نجات زمین «کارت سبز» بالا ببرند، اما ساختار پرهزینه و گسترده این تورنمنت، عملاً یک «کارت قرمز» مستقیم به طبیعت است.
به گزارش راویان به نقل از مشرق، فیفا در سالهای اخیر به عنوان بخشی از پیامهای تبلیغلاتی خود، شعار «کارت سبز برای سیاره زمین» را تبلیغ کرده و هواداران، بازیکنان و فدراسیونها را به تعهد به اقدامات سازگار با محیط زیست تشویق کرده است؛ آن هم در شرایطی که فوتبال ادعا دارد در مسیر آگاهیبخشی نسبت به تغییرات اقلیمی پیشگام است.
با این حال، هر چه به جام جهانی ۲۰۲۶ نزدیکتر میشویم، این کمپین بیشتر شبیه به این به نظر میرسد که در یک جت خصوصی، نیهای قابل بازیافت توزیع کنید.
اکنون پیشبینی میشود که این تورنمنت در ایالات متحده، کانادا و مکزیک به مخربترین جام جهانی تاریخ از نظر زیستمحیطی تبدیل شود. این مسابقات صرفاً بزرگترین یا تجاریترین تورنمنت نیست، بلکه آلایندهترین آنهاست.
پژوهشگران موسسه «دانشمندان برای مسئولیت جهانی» تخمین میزنند که این رقابتها میتواند حدود ۹ میلیون تن گاز دیاکسید کربن تولید کند که تقریباً دو برابر میانگین ردپای کربنی جامهای جهانی اخیر است. در بدترین سناریوهای سفر، میزان انتشار گازهای گلخانهای تنها در بخش هوانوردی میتواند به ۱۳.۷ میلیون تن برسد.

این اتفاق، پیامد غیرقابل اجتناب تورنمنتی است که به نمادی از جاهطلبی و اصرار فوتبال برای توسعه بیوقفه تبدیل شده است؛ تیمی بیشتر، بازیهای بیشتر، پروازهای بیشتر، اسپانسرهای بیشتر و در نهایت مصرفگرایی بیشتر.
نسخه ۲۰۲۶ به جای ۳۲ تیم با حضور ۴۸ تیم برگزار میشود و به ۱۰۴ مسابقه افزایش مییابد که ۴۰ بازی بیشتر از فرمت قبلی است. این بازیها همچنین در سراسر یک قاره پهناور پخش خواهند شد.
اینکه بحران اقلیمی فوتبال از طریق زیادهخواهی رقم میرسد، یک پارادوکس نمادین است. این ورزش سالهاست به همه میگوید که اهمیت زیادی برای پایداری محیط زیست قائل است، اما همزمان مسابقاتی را طراحی میکند که هواداران را مجبور میکند در گرمای تابستان از ونکوور به میامی و از آنجا از طریق مکزیکوسیتی پرواز کنند.
بر اساس تحلیل بیبیسی اسپورت، یک هوادار انگلیس که تمام مراحل حذفی را تا فینال دنبال میکند، میتواند به تنهایی حدود ۳.۵ تن گاز دیاکسید کربن تولید کند. این میزان تقریباً معادل گرم کردن یک خانه متوسط در بریتانیا برای بیش از یک سال و نیم است.

این ارقام تنها مشتی نمونه خروار از تورنمنتی است که انتظار میرود میلیونها هوادار، مهمانان شرکتی، گروههای رسانهای و شرکای تجاری را به سفر وا دارد.
این دقیقاً همان جایی است که پیام «کارت سبز برای سیاره زمین» زیر بار تناقضات خود فرو میریزد. کمپینهای محیط زیستی فیفا از هواداران میخواهند بازیافت کنند، از حملونقل عمومی بهره ببرند و پایدار فکر کنند؛ اما نهاد حاکم بر فوتبال همزمان ساختاری را برای مسابقات ایجاد کرده که پروازهای طولانیمدت و انبوه را غیرقابل اجتناب میکند.
هیچ مقدار از ظروف همبرگر قابل کمپوست در فمزونها نمیتواند تورنمنتی را که به سفرهای هوایی بینقارهای وابسته است، جبران کند.

تقابل شعارهای زیستمحیطی با واقعیتهای تلخ اقلیمی
انتقادها از این جهت تندتر شده که فوتبال دهه گذشته را به شدت صرف برندسازی خود به عنوان یک ورزش آگاه به مسائل محیط زیستی کرده است. باشگاهها اهداف کربنصفر را اعلام میکنند، نهادهای حاکمیتی استراتژیهای اقلیمی منتشر میسازند و شبکههای تلویزیونی پوشش مسابقات را با پیامهای تبلیغاتی پر میکنند.
اما در نهایت مهمترین رویداد این ورزش، شبیه به یک آزمون بحران اقلیمی از راه میرسد.
حتی شرایط فیزیکی که در انتظار بازیکنان و هواداران است نیز به بخشی از این سناریوی اقلیمی تبدیل شده است. مطالعات متعددی که پیش از مسابقات منتشر شده، هشدار دادهاند که شرایط گرمای خطرناک میتواند بازیها را در چندین شهر میزبان تحت تاثیر قرار دهد.
تحقیقات مربوط به سنجش دمای مرطوب—شاخص ترکیبی دما، رطوبت و تابش خورشیدی که برای ارزیابی خطر استرس گرمایی استفاده میشود—نشان میدهد که ممکن است بیش از ۲۶ مسابقه در شرایطی فراتر از سطوح ایمنی توصیهشده برگزار شود.
میامی به یک دغدغه ویژه تبدیل شده است؛ چرا که پیشبینیها نشان میدهند هر مسابقه جام جهانی در این شهر میتواند از آستانه خطر گرما برای بازیکنان و هواداران فراتر رود. در مقایسه با آخرین جام جهانی به میزبانی ایالات متحده در سال ۱۹۹۴، تعداد مسابقاتی که انتظار میرود از معیارهای بحرانی گرما عبور کنند، به دلیل تغییرات اقلیمی به شدت افزایش یافته است.
فوتبال اکنون در موقعیت عجیبی قرار گرفته است؛ از یک سو تورنمنتهایی برگزار میکند که سلامت اقلیم را به خطر میاندازند و از سوی دیگر باید با پیامدهای تغییرات اقلیمی در درون همان مسابقات دستوپنجه نرم کند.

تناقض مالی فیفا؛ از حامیان نفتی تا اتهام پنهانکاری
موضوع حامیان مالی نیز علامت سؤال بزرگی را روی تمام این ماجرا ایجاد کرده است. شراکت جنجالی فیفا با غول انرژی عربستان، یعنی آرامکو، انتقاد شدید فعالان محیط زیست و بازیکنان را برانگیخته است. سال گذشته بیش از ۱۰۰ فوتبالیست زن به طور علنی به این قرارداد اعتراض کردند و استدلال کردند که این معامله به طور اساسی ادعاهای فیفا در مورد پایداری محیط زیست را زیر سوال میبرد.
در اینجا هم این تناقض کاملاً به چشم میآید؛ سازمانی که طرح «کارت سبز» را تبلیغ میکند، از نظر مالی با یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان همسو شده است.
این یک مسیر کاملاً جدید برای فیفا نیست. اصرار این نهاد مبنی بر اینکه جام جهانی ۲۰۲۲ قطر «کربنخنثی» بوده است، توسط کارشناسان اقلیمی به شدت رد شد و آنها برگزارکنندگان را متهم کردند که هزینه واقعی زیستمحیطی تورنمنت را بسیار کمتر از حد واقعی تخمین زدهاند.
اما شرایط در سال ۲۰۲۶ متفاوت به نظر میرسد، چون مقیاس کار بسیار بزرگتر و کتمان آن بسیار دشوارتر است. شما نمیتوانید یک ابررویداد ۱۰۴ مسابقهای در سطح یک قاره را به عنوان یک رویداد مسئولیتپذیر در قبال محیط زیست معرفی کنید، بدون اینکه حرفهایتان دور از واقعیت به نظر برسد.
فیفا به اقدامات جبرانی خود اشاره میکند؛ اینکه استادیومهای موجود تا حد زیادی بازسازی و دوباره استفاده میشوند، زیرساختهای حملونقل عمومی تقویت خواهند شد و برنامهریزی منطقهای بازیها با هدف کاهش برخی از سفرهای هوایی انجام میشود. استراحتهای خنککننده و پروتکلهای مدیریت گرما نیز برنامهریزی شدهاند.
با این حال، مشکل اصلی همچنان حلنشدنی باقی مانده است. خودِ تورنمنت بیش از حد بزرگ و از نظر جغرافیایی بیش از حد پراکنده است که بتوان آن را با تعهدات جدی اقلیمی سازگار کرد.

این همان حقیقت تلخی است که زیر تمام این تمرینات برندسازی و شعارهای پایداری نهفته است. نهادهای حاکم بر فوتبال همچنان به گونهای رفتار میکنند که گویی مسئولیتپذیری زیستمحیطی چیزی است که میتوان آن را به سادگی روی رشد تجاری بیپایان سوار کرد.
جام جهانی ۲۰۲۶ هنوز هم میتواند لحظات ماندگار، گلهای فراموشنشدنی و اتمسفرهای شگفتانگیزی خلق کند. این مسابقات قطعاً رکوردهای بینندگان را خواهد شکست و میلیاردها دلار درآمد به همراه خواهد داشت.
اما در حالی که فیفا از دنیای فوتبال میخواهد کارت سبزی برای سیاره زمین بالا ببرد، مسابقات خودشان به واضحترین سند تبدیل شدهاند که نشان میدهد این ورزش هنوز نمیتواند پایداری محیط زیست را فدای توسعهطلبی خود نکند.
منبع: وان فوتبال
اسطوره فقید برزیلی در حالی درخشش در فوتبال را از جام جهانی ۱۹۵۸ آغاز کرد که روانشناس برزیل به سرمربی این تیم توصیه کرده بود به دلیل سن کم، این بازیکن ۱۷ ساله را به جام جهانی نبرد.
در حالی جام جهانی ۲۰۲۶ از ۲۱ خرداد آغاز میشود که این اولین جام جهانی است که با توجه به درگذشت پله در زمستان ۴ سال پیش، در غیاب او برگزار میشود.
روزنامه عربستانی الشرق الاوسط در گزارشی به اولین حضور پله در جام جهانی پرداخته است. جام جهانی ۱۹۵۸، اولین رقابتی بود که نام پله را به گوش دنیا رساند و کمتر کسی فکرش را میکرد که این بازیکن ۱۷ ساله تبدیل به بزرگترین فوتبالیست جهان شود، تبدیل به تنها بازیکنی که ۳ بار قهرمان جام جهانی شده است.
این در حالی بود که روانشناس تیم ملی برزیل به ویسنته ویولا، سرمربی تیم، اطلاع داد که پله در ۱۷ سالگی به اندازه کافی بالغ نیست که در جام جهانی ۱۹۵۸ بازی کند. ویولا غریزی پاسخ جالبی داد و گفت: ممکن است حق با تو باشد، اما چیزی از فوتبال نمیدانی.
پله اما با وجود توصیه آن روانشناس در این مسابقات شرکت کرد و سلسائو را به اولین عنوان قهرمانی تاریخ خود رساند و در مسیر تبدیل شدن به پادشاه فوتبال قرار گرفت.
پله در جام جهانی ۱۹۵۸ در بازی دور اول مقابل اتحاد جماهیر شوروی بازی کرد و سپس تنها گل مرحله یک چهارم نهایی مقابل ولز را به ثمر رساند. او با هت تریک خود نقش کلیدی در پیروزی ۵-۲ مرحله نیمه نهایی مقابل فرانسه داشت و سپس در فینال مقابل سوئد (۵-۲) با زدن دو گل درخشید.
پله با ۱۷ سال و ۲۴۹ روز، جوانترین بازیکنی شد که جام جهانی را برنده شده است و برزیل اولین کشوری شد که خارج از قاره خود، با سیستم انقلابی ۴-۲-۴، به جای ۵-۳-۲ سنتی یا ۳-۴-۳، با تکیه بر بازی پویا از طریق جناحین، این عنوان را به دست آورد.
پائولو آمارال، مربی بدنسازی، درباره پله گفت: او میتوانست با پای چپ و راست خود شوت بزند و به محض اینکه توپ را لمس میکرد، دید پیشبینیکنندهای نسبت به همه چیز داشت. او فوقالعاده بود.
پله درباره گل باشکوه خود مقابل ولز در این مسابقات که اولین گل از ۱۲ گل او در جام جهانی بود، گفته است: فکر میکنم این خاطرهانگیزترین گل دوران حرفهای من است.
کلیف جونز، وینگر ولزی، گفت: ما چیزی در مورد پله نمیدانستیم. ما روی گارینشا و دیدی تمرکز کرده بودیم. این بچه ۱۷ ساله که بود؟ ما نمیدانستیم. اما بعد از بازی فهمیدیم چه بازیکنی است.
لیونل مسی در ششمین جام جهانی خود (و چهارمین دوره متوالی به عنوان کاپیتان)، رکورد دیگو مارادونا (کاپیتانی در سه دوره) را پشت سر گذاشت و به اسطورهای بینظیر در تاریخ فوتبال آرژانتین تبدیل شد. با این حال، نکته قابل توجه در تیم ملی آرژانتین برای جام جهانی ۲۰۲۶، نه تنها رهبری مسی، بلکه حضور کاپیتانهای باشگاهی متعدد در این تیم است.
به گزارش راویان به نقل از مشرق، لیونل مسی در ششمین جام جهانی خود (چهارمین دوره متوالی به عنوان کاپیتان) در ترکیب تیم ملی کشورش به میدان خواهد رفت. او با این کار، رکورد دیگو مارادونا – که سه بار متوالی کاپیتان آرژانتین بود – را پشت سر گذاشت اما چیزی که این نسل را منحصر به فرد میکند، فقط رهبری مسی نیست بلکه تیمی است که او را احاطه کرده است.
تیم ملی آرژانتین مملو از رهبران (کاپیتانهای باشگاههای خود) است که زیر نظر تنها کاپیتانی که هیچکس در موردش بحث نمیکند، جمع شدهاند.
زمانی که مسی رهبری را پذیرفت
سرجیو باتیستا، قهرمان جام جهانی مکزیک ۱۹۸۶ و سرمربی اسبق تیمهای جوانان آرژانتین، در مورد تکامل رهبری مسی به روزنامه ناسیون گفت: «وقتی مسی بالغ شد، دید که نوبت او است و شروع کرد. او منتظر زمان مناسب ماند و وقتی دید که زمان رهبری این پسران است، دست به کار شد. مسی بسیار باهوش است و کاپیتانی نیست که فقط سر و صدا به پا کند.»
مسی کاپیتانی تیم ملی آرژانتین را در سپتامبر ۲۰۱۱ (پس از خاویر ماسکرانو) به ارث برد و از آن زمان تاکنون کاپیتان تیم ملی کشورش بوده است.
سایر کاپیتانهای حاضر در تیم آرژانتین:
نیکولاس اوتامندی: (کاپیتان بنفیکا)
لائوتارو مارتینس: (کاپیتان اینتر میلان)
لئاندرو پاردس: (کاپیتان بوکاجونیورز)
کریستین رومرو: (کاپیتان تاتنهام)
امیلیانو مارتینس: (کاپیتان دوم استون ویلا)
لیساندرو مارتینس: با وجود مصدومیتها، در منچستریونایتد جایگاه خود را به عنوان رهبر تثبیت کرده است.
نیکولاس تاگلیافیکو: در لیون، زمانی که کاپیتان اصلی حضور ندارد، بازوبند را بر بازو میبندد.
لئوناردو بالردی: تا قبل از تغییر مربی، کاپیتان مارسی بود.
انسو فرناندس: در چلسی، زمانی که ریس جیمز در زمین نیست، بازوبند را میبندد.
هفته سی و هشتم فوتبال لیگ برتر انگلیس با برد آرسنال و منچستریونایتد، توقف لیورپول و شکست منچسترسیتی پیگیری شد.
به گزارش راویان به نقل از مشرق، فصل ۲۰۲۵-۲۰۲۶ رقابتهای فوتبال لیگ برتر انگلیس، عصر امروز با برگزاری ۱۰ دیدار به پایان رسید و تکلیف سهمیهها و همچنین تیمهای سقوط کننده مشخص شد.
در یکی از بازیهای مهم هفته سی و هشتم، تیم آرسنال که هفته گذشته قهرمانیاش را مسجل کرد، در خانه کریستال پالاس به برتری ۲ بر یک رسید و فصل را با کسب بیست و ششمین برد خود به پایان رساند.
در این بازی گابریل ژسوس در دقیقه ۴۲ و نونی مادوئکه در دقیقه ۴۸ برای آرسنال و ژان فیلیپ ماتتا در دقیقه ۸۹ برای میزبان گلزنی کردند.
در دیگر بازی مهم امروز تیم منچسترسیتی در ورزشگاه اتحاد ۲ بر یک به استون ویلا باخت. آنتوان سمنیو در دقیقه ۲۳ برای سیتی و اولی واکتینز در دقایق ۴۷ و ۶۱ برای میهمان موفق به گلزنی شدند.
این آخرین دیداری بود که پپ گواردیولا روی نیمکت سیتی نشست. این مربی اسپانیایی با این شکست خانگی به حضور ۱۰ سالهاش در تیم آبیپوش شهر منچستر پایان داد.
امروز همچنین تیم منچستریونایتد در خانه برایتون ۳ بر صفر پیروز شد. پاتریک دورگو، برایان امبئومو و برونو فرناندز برای شیاطین سرخ گلزنی کردند. برونو فرناندز در این بازی یک پاس گل هم داد تا تعداد پاس گلهایش را به عدد ۲۱ برسد و از رکورد تیری آنری و کوین دیبروینه عبور کند و تاریخساز شود.
امروز یک بازی مهم نیز در ورزشگاه تاتنهام برگزار شد؛ جایی که این تیم با گل دقیقه ۴۲ پالینیا از سد اورتون گذشت و با ۴۱ امتیاز بقایش را در لیگ برتر قطعی کرد. اگر تاتنهام در این بازی شکست میخورد، به دسته پایینتر سقوط میکرد.
بدین ترتیب تیمهای آرسنال، منچسترسیتی، منچستریونایتد، استون ویلا و لیورپول راهی لیگ قهرمانان اروپا شدند، بورنموث و ساندرلند به لیگ اروپا راه یافتند، برایتون به پلیآف لیگ کنفرانس رفت و تیمهای وستهام، برنلی و وولوز نیز به دسته اول سقوط کردند.
نتایج کامل بازیهای هفته سی و هشتم به شرح زیر است:
* کریستال پالاس یک – آرسنال ۲
* منچسترسیتی یک – استون ویلا ۲
* برایتون صفر – منچستریونایتد ۳
* لیورپول یک – برنتفورد یک
* برنلی یک – وولوز یک
* تانهام یک – اورتون صفر
* وستهام ۳ – لیدز صفر
* ساندرلند ۲ – چلسی یک
* فولام ۲ – نیوکاسل صفر
* ناتینگهام فارست یک – بورنموث یک