به گزارش اقتصادنیوز، درحالی که تفاهم ۶۰ روزه میان ایران و آمریکا به امضای طرفین رسیده است، وضعیت عبور و مرور کشتی ها در تنگه هرمز هنوز به سطح قبلی نرسیده است.
رابرت شرمن در هیل نوشت: میدان نبرد، نقطهای برای اعمال فشار یا یک گره جغرافیایی؟ نام تنگه هرمز این روزها حتی به میزهای آشپزخانه در سراسر جهان هم رسیده است.
اقتصادنیوز: تفاهمنامه جدید هیچ اشارهای به برنامه موشکی ایران ندارد. اکنون ترامپ، ونس و حتی برخی جمهوریخواهان کنگره استدلال میکنند که ایران نیز مانند هر کشور دیگری حق دفاع از خود را دارد و میتواند بخشی از توان موشکی خود را حفظ کند.
از همان روزهای ابتدایی جنگ، عبور از این آبراه برای بسیاری از ناخدایان به امری پرخطر تبدیل شد؛ بهویژه پس از آنکه ایران اعلام کرد که در واکنش به حملات علیه این کشور، این مسیر حیاتی بسته می شود.
نویسنده مدعی شد: در این میان، برای کسانی که این هشدار را نادیده گرفتند، پیامدهای سنگینی وجود داشت. برخی کشتیها هدف قرار گرفتند و به آتش کشیده شدند و در نتیجه، قیمت جهانی گاز نیز بهدلیل اختلال در جریان حملونقل افزایش یافت.
این گذرگاه حیاتی که در باریکترین نقطه تنها ۲۱ مایل عرض دارد، در ماههای اخیر شاهد یکی از پرتنشترین تبادلات نظامی و بحثهای جهانی بوده است؛ تنش هایی که از آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه آغاز شد.
با اعلام بازگشایی تنگه هرمز، من و تهیهکنندهام ویل بادکینز خود را در میانه همین آبراه یافتیم؛ جایی که در این روزها، به ایستادن در مرکز جهان می ماند.
البته رسیدن به این مکان اصلا ساده نبود؛ بلکه با سفر با هواپیما، خودرو و مجموعهای از مذاکرات و متقاعدسازیهای پیدرپی همراه بود. ناخدای کشتی حاضر به پذیرش این مأموریت نبود و حتی پس از قبول نیز تأکید داشت که نمیخواهد مدت زیادی در منطقه بماند، یا بیش از حد به آن نزدیک شود.
ما به محض ورود به تنگه، فضای کاملا ملتهب اطراف را احساس کردیم. شهرهای ساحلی که در تابستان معمولا شلوغ و پر از مسافر هستند، اکنون بهطرزی غیرعادی خلوت شدهاند. اقامتگاهها خالی هستند و در امتداد خط ساحلی، زیرساختهای حیاتی منطقه تحت شدیدترین تدابیر امنیتی قرار دارند. دیدن سامانههای پدافندی و راداری یادآوری میکند که اینجا هیچ شباهتی به یک مقصد آرام گردشگری ندارد.
نویسنده مدعی شد: گزارش ما با هشت تلفن همراه و یک دیش استارلینک آغاز شد. اما تنها چند دقیقه پس از خروج از بندر، همه ارتباطات از کار افتاد. هر آنچه در اطراف رخ میداد، بدون هیچ ارتباطی با جهان بیرون مشاهده میشد.
در آبهای آزاد، حدود ۲۰ درصد از تجارت جهانی نفت عملا متوقف شده بود. شاید برای ما اعداد بهسختی قابل درک باشند، اما تصویر زنده پیش روی ما، همه چیز را روشن میکرد: «بیش از ۵۰۰ کشتی در دو سوی تنگه سرگردان بودند. از نفتکشهای عظیم گرفته تا کشتیهای حمل گاز طبیعی مایع، با پرچم کشورهایی از سراسر جهان.»
آژانس بینالمللی انرژی این وضعیت را بزرگترین بحران انرژی در تاریخ توصیف کرده است. البته در مواجهه مستقیم با این حجم از کشتیهای متوقفشده، این توصیف اصلا اغراقآمیز به نظر نمیرسد.
توافقی که این هفته در فرانسه امضا شد، قرار است که این وضعیت را تغییر دهد. رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، با امضای تفاهمنامهای با ایران اعلام کرد که تنگه هرمز بهطور کامل باز و آماده عبور کشتیهاست.
با این حال، واقعیت میدانی کمی پیچیدهتر است. در زمان حضور ما در منطقه بسیاری از کشتیها همچنان در حالت انتظار بودند؛ انگار آن ها هنوز قانع نشده بودند که درگیریها واقعا پایان یافته، مینها پاکسازی شدهاند یا خطر حملات بهطور کامل رفع شده است.
کاخ سفید اعلام کرده است که این وضعیت قابل انتظار بوده و عملیات مینروبی در حال انجام خواهد بود. بر اساس برآوردها، در تاریخ ۱۸ ژوئن تنها حدود ۲۵ کشتی از تنگه عبور کردهاند؛ عددی که نسبت به میانگین پیش از بحران (حدود ۱۲۰ عبور در روز) کاهش قابل توجهی محسوب میشود. به گفته مقامهای آمریکایی، پاکسازی کامل تنگه هفتهها زمان خواهد برد، البته در صورتی که آتشبس ۶۰ روزه پابرجا بماند.
با وجود همه این تحولات، روند حرکت آغاز شده است. نشانهها حاکی از آن است که ساکنان منطقه و فعالان اقتصادی مایلند که این بحران هرچه زودتر پایان یابد و به وضعیت عادی بازگردند؛ وضعیتی که در آن بتوانند بدون حضور دائمی دوربینها و بدون قرار گرفتن نام شهرهایشان در صدر اخبار جهانی، به زندگی و کار خود ادامه دهند.
با این حال حتی پس از اعلام صلح، تنگه هرمز هنوز به آرامش قبل بازنگشته است. وضعیت بیشتر به شکلی است است که در آن همه منتظرند ببینند آیا واقعا این سکوت پایدار خواهد ماند یا نه.


















































