تجسم خاطره طبس در اصفهان؛ شباهتی که باز هم پنتاگون را غافلگیر کرد
تجسم خاطره طبس در اصفهان؛ شباهتی که باز هم پنتاگون را غافلگیر کرد

راویان|سرویس سیاسی ؛ چهار دهه پس از شکست عملیات «پنجه عقاب» در صحرای طبس برای رهایی جاسوسان سفارت آمریکا در تهران، باز هم منطقه کویری مرکزی ایران شاهد حضور محرمانه یگان‌های ویژه آمریکایی بود.

فروردین‌ماه هزار و چهارصد و پنج، این بار در حوالی شهرضا، ماجرایی با همان نشانه‌ها تکرار شد، عملیات در دل شب، ترکیب بالگرد و هواپیمای ترابری سی-۱۳۰، برآورد نادرست از پدافند هوایی ایران، و در نهایت لاشه هواگردهای پیشرفته به جای هرگونه دستاورد عملیاتی. اما این بار پرسش اساسی این است که واشنگتن واقعاً به دنبال چه هدفی بود.

 

  • روایت رسمی آمریکا؛ پوششی که با جغرافیا هماهنگ نیست

وزارت جنگ آمریکا و کاخ سفید اصرار دارند که مأموریت یادشده، صرفاً «نجات خلبان سرنگون‌شده یک فروند اف-۱۵» در اطراف یاسوج بوده است.

با این حال، محل فرود و استقرار هواگردهای آمریکایی – یک باند متروکه در جنوب اصفهان – بیش از چهارصد کیلومتر با منطقه اعلام‌شده سقوط خلبان فاصله دارد.

سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نیز به صراحت گفته که این «ابهامات زیاد» حتی احتمال یک طرح فریب را تقویت می‌کند.

در منطق نظامی، استقرار یک گروهان کامل از نیروهای ویژه با چندین فروند سی-۱۳۰ و بلک‌هاوک برای یافتن دو خلبان، عملیاتی «بیش از حد سنگین و غیر منطقی» ارزیابی می‌شود.

 

  • فرضیه سرقت اورانیوم؛ قوی‌ترین گزینه روی میز تحلیلگران

بر اساس گزارش‌های پیشین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ایران پیش از جنگ دوازده روزه ژوئن سال دو هزار و بیست و پنج، بیش از چهارصد و چهل کیلوگرم اورانیوم با غنای شصت درصد در اختیار داشت که بخش قابل توجهی از آن در مجتمع هسته ای اصفهان نگهداری می‌شد.

مدیرکل آژانس نیز هفته‌ها پیش از حادثه اعلام کرده بود که دست‌کم نیمی از این ذخایر در اصفهان متمرکز است. این موضوع، اصفهان را به یکی از حساسترین اهداف راهبردی برای عملیات جسورانه تبدیل می‌کند.

تحلیلگران نظامی مستقل معتقدند با توجه به حجم و ترکیب نیروهای اعزامی – شامل جنگنده‌های اف-۳۵، اف-۱۸، ای-۱۰، پهپادهای ام‌کیو-۹، و دست‌کم چهار فروند ترابری و بالگرد، این عملیات به هیچ وجه صرفاً جنبه جستجو و نجات نداشته است.

تنها زمانی که پدافند هوایی ایران هواگردهای مهاجم را هدف قرار داد، عملیات با شکست کامل مواجه شد و آمریکا ناچار به انهدام تجهیزات زمین‌گیر شده خود برای جلوگیری از دسترسی ایران به آنها ارزیابی می کنند.

 

  • واکنش تند ترامپ؛ نشانه‌ای از عمق فاجعه

واکنش غیرمتعارف دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، بلافاصله پس از عملیات اصفهان، خود به یکی از قوی‌ترین نشانه‌های غیرمستقیم در تأیید فرضیه سرقت اورانیوم تبدیل شد.

او در چندین کنفرانس خبری متوالی با آشفتگی آشکار، عملیات را «شجاعانه‌ترین عملیات جستجو و نجات در تاریخ» و «پیروزی معجزه‌آسا» خواند و حتی تلویحا ایران را به حمله هسته ای تهدید کرد.« امشب یک تمدن خواهد مرد.» که کارشناسان رسانه‌ای آن را «عملیات روانی برای فرار از مسئولیت» ارزیابی کردند.

جالب آنکه ترامپ درست پیش از عملیات، تصاحب اورانیوم ایران را «جواهر تاج جنگ» اعلام کرده بود. پس از شکست، اصرار بر روایت «نجات خلبان» نه تنها با آن اهداف پیشین همخوانی نداشت، بلکه تلاشی برای پنهان‌کاری به نظر می‌رسید.

افزون بر این، منابع خبری از برکناری چند ژنرال ارشد پنتاگون در روزهای منتهی به عملیات و پس از عملیات خبر دادند؛ ژنرال‌هایی که به دلیل هشدار درباره «ریسک‌های سنگین چنین عملیاتی» از کار برکنار شدند. این آشفتگی در هرم قدرت، به روشنی نشان می‌داد که هدف فراتر از یک مأموریت نجات ساده بوده است.

 

  • تلفات و پیامدها؛ سکوت خبری پنتاگون در برابر تصاویر میدانی

در حالی که مقامات آمریکایی ادعای بدون تلفات بودن عملیات را مطرح کرده‌اند،تصاویر انتشار یافته از لاشه دو فروند سی-۱۳۰ و دو فروند بلک‌هاوک در جنوب اصفهان، حتی در رسانه‌های غربی نیز بازتاب گسترده یافته و احتمال تلفات سنگین نیروهای آمریکایی را تایید می کند. پنتاگون تاکنون توضیح قانع‌کننده‌ای درباره چگونگی انهدام این چهار فروند هواگرد ارائه نداده است.

 

  • مقایسه با طبس؛ تکرار الگوی محاسبات غلط اطلاعاتی

شکست طبس در سال هزار و سیصد و پنجاه و نه به دلیل طوفان شن پیش‌بینی‌نشده و نقص فنی بالگردها رقم خورد. شکست اصفهان در سال هزار و چهارصد و پنج نیز نشان داد که برآورد اطلاعاتی آمریکا از سطح آمادگی پدافند هوایی ایران باز هم غلط از آب درآمده است.

در هر دو مقطع، مهاجمان تصور می‌کردند با یک ضربه غافلگیرانه می‌توانند به هدف برسند، اما هر با واکنش سریع و مرگبار نیروهای ایرانی مواجه شدند.

جیمی کارتر، رئیس‌جمهور اسبق آمریکا، بعدها این عملیات را «بدترین روز زندگی‌ام» و «بزرگ‌ترین ناامیدی دوران ریاست‌جمهوری‌ام» توصیف کرد.

برژینسکی، مشاور امنیت ملی کارتر، نیز در خاطرات خود آن را «تحقیر کامل نظامی و سیاسی» نامید.

سرهنگ چارلز بکویت، فرمانده نیروهای دلتا فورس، با صراحت بیشتری گفت: «عملیات با بیش از حد مشاجرات داخلی در میان بوروکرات‌هایی محکوم به فنا بود که تجربه کافی با مأموریت‌های پرخطر نداشتند» و افزود: «حقیقت لعنتی است».

این عبارات، که هرکدام از زبانی متفاوت اما از یک حادثه واحد برآمده‌اند، تصویری از فاجعه‌ای ترسیم می‌کنند که امروز نیز در اصفهان تکرار شد.

 

  • واقعیتی که واشنگتن هنوز نپذیرفته

با جمع‌بندی شواهد موجود، فاصله جغرافیایی غیرقابل توجیه، حجم و ترکیب نامتناسب نیروهای مهاجم، تمرکز حساس اورانیوم شصت درصد در اصفهان، تقویت پیش‌گیرانه استحکامات ایران، و واکنش آشفته و برکناری‌های گسترده در پنتاگون پس از عملیات، فرضیه «سرقت اورانیوم» به مراتب منطقی‌تر از روایت رسمی «نجات خلبان» به نظر می‌رسد.

اگرچه با شکست این عملیات خروج هرگونه مواد هسته‌ای از ایران غیر ممکن به نظر می رسد، اما الگوی عملیاتی و تحرکات پیشین اطلاعاتی آمریکا نشان می‌دهد که اصفهان هدف اصلی بوده است.

تکرار یک شکست  در فاصله چهل و شش سال، پنتاگون را به یک حقیقت غیرقابل انکار رهنمون می‌سازد، هرگونه تعرض نظامی به حریم ایران چه برای نجات جاسوسان سفارت، چه برای سرقت اورانیوم، با همان سرنوشت طبس و اصفهان مواجه خواهد شد. تحلیلگران اکنون در انتظار روشن شدن ابعاد پنهان این عملیات و واکنش‌های دیپلماتیک و نظامی بعدی هستند.

  • نویسنده : راویان
  • منبع خبر : سرویس سیاسی راویان