همزمان با تشییع رهبر شهید، هنر گرافیک نقشی کلیدی در مدیریت احساسات جمعی و بازنمایی مفاهیمی چون ثبات و استمرار ایفا کرد و این آثار سبب شد تا غم، به شکوه تبدیل شود.
به گزارش راویان به نقل از مهر، مراسم تشییع رهبر شهید آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای، فراتر از یک رویداد سیاسی و مذهبی، از منظر هنر گرافیک و ارتباطات بصری، تبدیل به یک پروژه ملی خلق معنا شد. در یک بازه زمانی، آثار گرافیکی تنها ابزاری برای اطلاعرسانی نبودند، بلکه سعی داشتند پیچیدگیهای احساسی نظیر «غم عمیق»، «شکوه شهادت» و «استمرار ولایت» را در قالب فرمها و رنگها به مخاطب منتقل کنند.
در آثار گرافیکی این دوران، شاهد یک گذار هوشمندانه در انتخاب رنگها بودیم که نوعی تضاد میان سوگ و تعالی را نمایان میکرد. رنگ سیاه به عنوان رنگ غالب، نماد عزاداری و فقدان است اما در بسیاری از پوسترها، این سیاهی نه یک بنبست، بلکه پسزمینهای برای درخشش سایر المانهای دیگر بود. حضور رنگ سبز در کنار سیاهی، تضادی معنایی ایجاد کرد؛ سبز در اینجا نماد «حیات ابدی» و این ایده است که شهادت، پایان راه نیست، بلکه آغاز زندگی دوباره است.
همچنین، استفاده از ترکیب سرمهای و طلایی در آثار رسمی، بر جنبههایی چون قداست مقام رهبری تأکید داشت و حس وقار و شکوه را به بیننده القا میکرد. در آثار گرافیکی به ویژه آثاری که از تایپوگرافی و کالیگرافی بهره گرفته بودند، «کلمه» از حالت اطلاعرسانی خارج شده و به یک «المان بصری» تبدیل شد.
همچنین، استفاده از خطوط سنتی در کنار گرافیک مدرن، پیوند میان اصالت (ریشههای اعتقادی) و معاصریت (ساختار مدیریتی رهبری) را به نمایش گذاشت.
طراحان در این آثار از نمادهایی بهره گرفتند که در ناخودآگاه جمعی جامعه جای داشتند؛ استفاده از چهره رهبر شهید در حالتهای مختلف (لبخند، با مشت گرهکرده)، بسته به پیام اثر، تغییر میکرد.
آثار گرافیکی مرتبط با تشییع رهبر شهید انقلاب، توانستند «غم» را از یک حالت منفعل به یک «سرمایه بصری» تبدیل کنند. این آثار نه تنها در ثبت لحظه، بلکه در «مدیریت احساسات جمعی» نقش داشتند و توانستند مفاهیمی چون «شهادت در عین پیروزی» را از طریق زبان فرم و رنگ به گوش جهانیان و اقشار مختلف جامعه برسانند. در واقع، این آثار گرافیکی، روایتگر گذار از «سوز فقدان» به «عزم استمرار» بودند.


