تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ از تفکری ضربه خورد که فقط به فکر نباختن بود؛ مدلی که احتمال موفقیت در آن بالا نیست.
به گزارش راویان به نقل از مشرق، تیم ملی فوتبال ایران در حالی با سه امتیاز از جام جهانی ۲۰۲۶ حذف شد که بیش از آنکه به تواناییهای تیمی و فردی خود تکیه کنیم، به شانس و اقبال و شرایط گروهبندی دل خوش کرده بودیم.
پیروزنشدن مقابل نیوزیلند شاید فاجعه نباشد، اما بهوضوح میتواند نشانهای از ضعف ایران تلقی شود؛ تیمی که مقابل دو تیم دیگر گروه با گلهای زیاد زانو زد، اما مقابل ایران در دو مقطع پیش افتاد و ما صرفاً توانستیم به بازی برگردیم.
یکی از نکات اساسی که در جام جهانی گریبانگیر فوتبال ما بوده و هست ـ و البته فوتبال داخلی نیز کم از آن ندارد ـ بحث نگاه پیش از بازی و استراتژی حضور در زمین است، صرفاً نباختن و در نهایت نیمنگاهی به دروازه حریف داشتن، از منظری میتواند قابلتوصیف و حتی قابلتأیید باشد؛ اما وقتی این رویکرد به اساس حضور در تمام بازیها تبدیل شود، باید نقد جدیتری به آن وارد و ابتدا مسئله را از ریشه حل کرد.
باید در نظر داشت که در سطح جام جهانی، فوتبال ما قاعدتاً نمیتواند کاملاً تیمی کنشگر باشد، اما حتی در چنین فضایی نیز میتوان در تکبازیها متفاوت عمل کرد و شرایط را بهنفع خود تغییر داد، این موضوع نیازمند ساختاری مبتنی بر ذهنیت آماده، تفکر جوان و بازیکنان باانگیزه است.
نکته قابلتوجه این است که نباید صرفاً تیم ملی را مقصر دانست، چراکه تیم ملی ویترین یک فوتبال است، اساس چنین فلسفهای صرفاً در تیم ملی شکل نمیگیرد، بلکه باید در فوتبال داخلی، از ردههای پایه تا لیگهای پایینتر و لیگ برتر، نهادینه شود تا در نهایت به بلوغ ذهنی و فنی در تیم ملی برسیم.
فوتبال بهعنوان یک بازی قابل بازگشت، امکان تغییر در تمام لحظات را دارد؛ اما مهمتر این است که تیمها با هدف بردن وارد زمین شوند و برای بردن بیشتر تلاش کنند، هرچند در این مسیر آسیبپذیر هم باشند.

به تیم غنا در همین رقابتها توجه کنید؛ آنها با یک برد و یک تساوی به مرحله بعد راه یافتند. کیروش نیز با وجود فلسفهای مبتنی بر گل نخوردن، در نهایت به مرحله بالاتر صعود کرد؛ مربیای که در سه جام جهانی نتوانست فوتبال ما را به موفقیت برساند و در دو جام ملتها هم ناکام محض بود،
بنابراین داشتن تفکر و ذهنیت برنده برای هر تیمی که در یک تورنمنت شرکت میکند، از نان شب هم واجبتر است، حتی با وجود فلسفه واکنشی، باید برنامهای برای بردن داشت. قلعهنویی که در تیمهایی مانند سپاهان و استقلال یادگاریهایی از فوتبال تهاجمی بهجا گذاشته است، حالا باید به فکر تحول جدی در تفکر و عملکرد تیم ملی باشد. کادر فنی نیازمند یک موج تازه در اتمسفر فکری خود است و برای جام ملتها باید ابتدا به تغییر ذهنیت تیم فکر کند.
او میتواند آغازگر یک حرکت ذهنی و روانی جدید در فوتبال ایران باشد، البته در این مسیر، جوانگرایی یک ضرورت انکارناپذیر است؛ یک جوانگرایی که باعث شود بازیکنان با فلسفه صرفاً واکنشی وارد زمین نشوند.
اگر امیر قلعهنویی در تیم ملی ماندنی شود، برای اعاده حیثیت خود بهعنوان یک مربی صاحبسبک نیز نیاز به کسب موفقیت خواهد داشت و برای این منظور، به ابزار انسانی و فکری جدید نیاز دارد. او حتی میتواند برای آینده فوتبال ایران پیامآور یک جریان تازه باشد؛ جریانی خلاف سالهای اخیر که بهشکل آرام و تدریجی، فوتبال محافظهکارانه و زشت را نهادینه کرده است.


