ایران بزرگ تر از دعواهای کوچک است | وقتی صداوسیما علیه خودش پیام می‌سازد | قطع برنامه قالیباف؛ یک اشتباه رسانه‌ای یا یک تصمیم سیاسی؟

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از عصر ایران، سیاست در ایران فقط در صحن مجلس و جلسات هیات دولت رقم نمی خورد؛ گاهی در اتاق فرمان یک رسانه، هزینه هایی تولید می شود که اثرش از بسیاری تصمیمات رسمی کشور بیشتر است.

در این یادداشت، هیچ کاری به محتوای گفتگوی تلویزیونی رئیس مجلس و رئیس هیأت‌ مذاکره کننده نداریم. اینکه چه گفت و چه می خواست بگوید موضوع بحث نیست. مسئله این است که رفتار صدا و سیما در قطع کردن ناگهانی برنامه ضبط شده، چنان دور از استانداردهای حرفه‌ای بود که حاشیه آن، متن را بلعید. وقتی یک برنامه ضبط شده، بازبینی شده و آماده پخش، ناگهان وسط آنتن قطع می شود، دیگر صحبت از اختلال فنی یا خطای ساده نیست؛ این یک نشانه صریح مدیریتی است.

در مدیریت استراتژیک، اولین اصل این است که سازمان، تصویر خود را مدیریت کند، نه اینکه ناخواسته علیه اعتبار خود پیام تولید کند. رسانه ملی با این اقدام، دقیقا علیه کارکرد خود پیام ساخت. پیامی با این مضمون که تصمیم گیری در آن دچار آشفتگی، غلبه سلیقه و تقدم ملاحظات گروهی بر منافع کلان است. در شرایطی که کشور در وضعیت حساس منطقه ای و درگیر مذاکرات پیچیده بین المللی است، مهم ترین سرمایه، انسجام در پیام و یکپارچگی در نمایش قدرت است. اقتدار فقط در میدان نظامی تعریف نمی شود؛ در اتاق خبر هم ساخته یا تخریب می شود.

وقتی رسانه رسمی کشور برنامه رئیس قوه مقننه را قطع می کند، تحلیلگر خارجی لازم نیست گزارشهای محرمانه ای که از اخبار و تحلیلهای جاسوسان دریافت کرده اند را بخواند تا بفهمد در درون ساختار قدرت اصطکاک وجود دارد. این اقدام، رایگان ترین هدیه به طرف مقابل در هر مذاکره ای بوده و در اصل پاس گل که نه، بلکه خودِ گل به خودی است. کشوری که در ویترین رسمی اش نشانه های چنددستگی دیده می شود، در میز چانه زنی هم ناخواسته با چالش مواجه می‌شود. این همان جایی است که یک تصمیم ظاهرا کوچک رسانه ای، به یک هزینه ملی تبدیل می شود.

از منظر سرمایه اجتماعی نیز ماجرا کم اهمیت نیست. سال هاست بخش قابل توجهی از جامعه از صدا و سیما عبور کرده است. مردم خیلی وقت پیش رای خود را داده اند؛ نه در صندوق رای، بلکه با ریموت کنترل تلویزیون. وقتی مخاطب احساس کند رسانه ای نماینده همه ابعاد افکار عمومی نیست، آرام و بی صدا از آن فاصله می گیرد. در طول ایام، واقعیت این است که مردم جلوتر از مسئولان حرکت کرده اند. آنها مسیر خود را پیدا کرده اند. حال سوال اینجاست: وقتی بخش بزرگی از جامعه مرجعیت این رسانه را پشت سر گذاشته است، چرا برخی مدیران همچنان اصرار دارند از همان درب وارد شوند و از همان تریبونی سخن بگویند که دیگر آن اثرگذاری پیشین را ندارد؟

اصرار بر حضور در رسانه ای که حتی به جایگاه رسمی مقامات ارشد هم با ملاحظات خاص جناحی می نگرد، نه نشانه اقتدار است و نه هوشمندی ارتباطی؛ بیشتر شبیه گرفتار شدن در یک بازی از پیش باخته است. سازمانی که در اولویت بندی هایش منافع عمومی را تحت‌الشعاع رقابت های درون‌گروهی قرار می‌دهد، عملا نشان می دهد نسبت به هزینه هایی که به کشور تحمیل می شود حساسیت لازم را ندارد. فرسایش اعتماد عمومی، تضعیف تصویر بین المللی کشور و تشدید احساس چنددستگی داخلی، شوخی نیست. اینها هزینه های واقعی اند؛ هزینه هایی که از جیب مردم پرداخت می شود. و افسوس که برخی تصمیم‌گیران این حوزه هیچ گاه متوجه نشدند تیری که برای رقیب رها می شود، گاهی به دیوار خودی می خورد.

تصور حذف یا محدودسازی یک جریان سیاسی از طریق ابزار رسانه ای که با پول بیت المال اداره میشود، شاید در کوتاه مدت رضایت خاطر مقطعی ایجاد کند، اما در بلندمدت به خود نهاد رسانه و حتی کلیت سیستم آسیب می زند. سازمانی که قرار بود چسب انسجام باشد، به عامل فاصله تبدیل می شود.

خطاب به مسئولان کشور باید صریح گفت: مردم مدت هاست تصمیم خود را گرفته اند و در سبد مصرف رسانه‌ای خود تغییر اساسی داده‌اند. شما چرا همچنان درگیر تایید و تکذیب ها و ممیزی های سلیقه ای آن هستید؟ چرا سرمایه و اعتبار خود را در مسیری هزینه می کنید که بازده ارتباطی آن به شدت کاهش یافته است؟ استراتژی هوشمندانه در شرایط فعلی، کاهش وابستگی به تریبونی است که خود به منبع چالش تبدیل شده است. ارتباط مستقیم، شفاف و چندرسانه‌ای با جامعه، بسیار کارآمدتر از اصرار بر حضور در رسانه ای است که بیش از آنکه فراگیر باشد، به باشگاه بسته یک جریان خاص شباهت یافته است.

ایران بزرگ تر از دعواهای کوچک است. رسانه ملی اگر قرار است ملی بماند، باید به جای میدان تسویه حساب، میدان اعتمادسازی باشد. در غیر این صورت، با همین فرمان، نه رقیبی حذف می شود و نه اقتداری تقویت؛ تنها سرمایه ای که سال ها برای ساختنش هزینه شده، آرام و بی صدا آب میرود.

شاید زمان آن رسیده که در طراحی‌های ارتباطی خود، فرض کنیم اساساً نیازی به اتکا بر این ساختار رسانه‌ای نداریم.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.